درباره نویسنده
ادریس آلنگ
ترسم اینه به عاشقت یه وقت امون نده اجل/حالا که زنده ام میخونم بقیه الله العجل/غروب جمعه این دل و غربتت آشوب میکنه/فقط آقا اومدنت حال من و خوب میکنه---------------تو این دوره زمونه اگه بخوای به جایی برسی باید عوام فریب باشی،وگرنه تو خوشبین ترین وضعیت میشی ...........!!!که بازم خدا را شکر حقوقی هست،کاری هست
  • صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
نویسندگان وبلاگ
  • ادریس آلنگ
صفحات اختصاصی
  • پدافندغیرعامل و مدیریت بحران
  • دانلود کتاب های شیلاتی برای موبایل
  • مبارزه با موجودات ناخواسته استخرهای میگو
  • کپور ماهیان
  • ماهی شناسی سیستماتیک
  • احادیث
  • مقالات شیلات4
  • اکولوژی دریا
  • هیدروتکنیک
  • لیمنولوژِی
  • آشنایی با نظام خدمتی سپاه پاسداران
  • آشنایی با نظام خدمتی بسیج
  • شجره طیبه صالحین
  • جانور شناسی(بی مهرگان)
  • ماهی مرکب،صدف،دوکفه ای ها
  • مقالات لاتین با ترجمه
  • مقالات شیلات 3
  • پرورش قزل آلا،ماهی سفید،خاویاری
  • مقالات شیلات 2
  • مقالات شیلاتی 1
  • نکات مهم کنکور ارشد شیلات
  • پرورش انواع ماهی
  • ماهیان دریای خزر و مناطق شمال
  • خیار دریایی
  • بیماری ماهیان و آبزیان
  • روش های پرورش آبزیان
  • معرفی انواع ماهیان
  • مقالات لاتین شیلات
  • میگو و بیماری آنها
  • خون شناسی ماهی-ایمنی ماهی
  • تیلاپیا،کفال،حلواسفید
  • جلبک و کشت در دریا
  • آهنگ های مداحی کوتاه
  • دانلود مداحی عبدالرضا هلالی
  • دانلود مداحی محمود کریمی
  • دانلود مداحی جواد مقدم
  • اماکن زیارتی عراق
  • آرتمیا-روتیفر-کوپه پودا-دافنی
  • اصلاح ژنتیک آبزیان
  • حجاب-بی حجابی
  • سپاه - بسیج
مطالب اخیر
  • تأثیر منفی تعطیلی دانشگاه‌ها در ایام انتخابات بر جامعه
  • احمدی نژادی که دیگر قابل تأمل نیست
  • ما برای کسب مدرک آمدیم
  • پرده برداری از بازی پنهان هاشمی و خاتمی
  • نقش مرد در حجاب زن و زیبایی زن در شخصیت مرد
  • حجه الاسلام یا دکتر؟
  • با این تصاویر منتظر ظهورند؟!
  • مردم عوض شده‌اند یا احمدی‌نژاد!
  • آقای احمدی نژاد،حلاوت میوه ممنوعه با شما چه کرد؟
  • خطرناک‌ترین سلاح‌ دشمن برای استعمار
  • روند افزایشی استفاده ابزاری از زنان در تبلیغ کالاها
  • دانشگاهی که فقط آزاد است
  • ای دخت ایران زمین
  • خنده فرشتگان برای دختران بد حجاب و خانواده آنها
  • خواهرم قدر گوهر وجودی خود را بدان
  • کی رو تا حالا دیدی رو پیکان 48 چادر بکشه؟
  • چشمانت را ببند ای شهید
  • حرف من با خانم های بدحجاب ...
  • قابل توجه خانم های بدحجاب و بی حجاب
  • هیزم برای سوزاندن قلب زهرا (س) نباشیم
  • چادرم را دوست دارم
  • هلیکوپتر های آمریکایی و اسرائیلی روی بام ایرانی ها
  • الاغ هایی که بعد از سواری دادن به هیچ کار نمیان!
  • پیامک های تبریک روز زن و مادر و ولادت حضرت زهرا(س)
  • جنگ نرم اینست ....
  • گنــاه از نان شب هم واجب تر است این روزها
  • جدیدترین آرایش انتخابات ریاست‌جمهوری
  • بی‌حجابی، واگذاری مدیریت رابطه به مردها است
  • عواقب اسفبار بی حجابی و بد حجابی
  • کشف لباس و حجاب دختران دانشجو درفیس بوک
کلمات کلیدی مطالب
  • دانشگاه (٩)
  • اس ام اس (٢)
  • شعر (۱)
  • بسیج (۱)
کدهای اضافی کاربر



دغدغه حجاب وبلاگ ادریس آلنگ
وبلاگicon

.

حدیث تصادفی

حدیث تصادفی

Online User





Powered by WebGozar

اوقات شرعی ادریس آلنگ
دغدغه ( وبلاگ ادریس آلنگ
وبلاگ ادریس آلنگ،سایت آلنگ،وبلاگ ادریس النگ سایت عکس های 92عکس جدید بازیگران عکس 92بازیگران سایت اس ام اس 92اس ام اس های خفن اس ام اس توپ عکس های خ ف ن سایت حجاب وبلاگ حجاب دانلود مداحی 92دانلود مداحی جدید سایت مقالات شیلات مقالات تکثیر و پرورش آبزیان مقالات حجاب نرم افزار موبایل عکس های بی حجاب عکس های حجاب سایت تفریحی عکسهای عاشقانه اس ام اس عاشقانه دانلود آهنگ 92عکس بازیگران زن سایت کلیپ موبایل جدیدسایت مقاله شیلات تحقیقات شیلات ارشد شیلات ارشد تکثیر پرورش
میگو و بیماری آنها

 

Penaeus_indicus (میگوی سفید هندي)

 

قطعات بدن :

بدن یک میگو از 19 قطعه تشکیل شده است. سر شامل 5 و سینه دارای 8 قطعه می باشند. سر و سینه با یکدیگر جوش خورده و بخش واحدی بنام سرسینه (cephalotorax) را بوجود می آورند. شکم از 6 قطعه قابل حرکت ویک قطعه انتهائی بنام تلسون تشکیل می شود. قطعات شکمی در ناحیه پشتی گرد و از پهلو ها فشرده اند بطوری که جانور بشکل (،) بنظر می رسد .

تمامی بدن از پوسته سخت و غیر قابل انعطافی که اسکلت خارجی (Exoskeleton ) نامیده می شود، پوشیده است. اسکلت خارجی از جنس مواد معدنی وپروتئین ها بوده و دارای سه لایه قابل تشخیص بنام های (coticule ) ،لایه زبرین (Epiderm) و لایه زیرین (Dermis ) می باشد.صفحات پشتی و جانبی اسکلت خارجی در ناحیه سر سینه با هم جوش خورده و صفحه واحدی بنام کاراپاس (carapase) را می سازند . کاراپاس دراز و کشیده و از پهلو ها فشرده شده است ودر قدامی ترین بخش ،روستروم را بوجود می آورد . تعداد دانه های روستروم در گونه های مختلف متفاوت است . بخش جانبی کاراپاس که آبشش ها را می پوشاند دارای شیارها و خارهائی است که کاراپاس را به بخش هائی تقسیم می کند و در شناسایی میگو بکار می آیند .

صفحات هر قطعه شکمی جدا و حلقه مانند است و با وجود بخش های قابل انعطاف بنام غشاء های مفصلی (Arthrodial) که فاقد رسوبات کلسیمی هستند ،اتصالات قابل حرکت را بوجود می آورند .اسکلت خارجی در هر یک از این قطعات از سه صفحه بنام های صفحه پشتی (Tergum) ،صفحه جانبی (pleura)  در دو طرف بدن و صفحه کم عرض شکمی (sternum)  تشکیل میشوند .

با توجه به اینکه وجود اسکلت خارجی از رشد میگو جلوگیری می نماید لذا جانور برای رفع این محدودیت ناچار به پوست اندازی است .پوسته خارجی در ابتدا نرم و کاملاً شفاف است اما پس از چندین ساعت تا چندین روز سخت و تیره می گردد .

 

ضمائم بدن

هر قطعه از بدن دارای یک جفت ضمائم بند بند است که هر یک از آنها دارای یک قاعده مشترک و دو انشعاب می باشند ،لذا دو شاخه (Biramous) خوانده می شوند .قطعه قاعده ای خود از دو قطعه یعنی Coxa  برای اتصال به بدن و یک پایه (Epipodite) برای قرار گرفتن دو انشعاب بر روی آن تشکیل شده است . این دو انشعاب بنام های پایک خارجی (Exopodite) و پایک داخلی (Endupoodite) نامیده می شوند که هر یک دارای تعداد زیادی قطعات (podomer) می باشند .

ممکن است پایک های خارجی و داخلی قطعات مختلف شکل و اندازه متفاوتی داشته باشند .در برخی از قطعات بدن پایک داخلی ویا خارجی کوچک شده و یا کاملاً تحلیل رفته است . میگوهای پنائیده (که تکثیر و پرورش آنها انجام می پذیرد ) دارای 19 جفت اندام ضمیمه می باشند .13 جفت در قسمت سر سینه شامل 5 جفت اندام ضمیمه قدامی (سری) و8 جفت اندام ضمیمه خلفی (سینه ای) و6 جفت نیز در بخش شکمی واقع شده اند.

 

ضمائم سری

پنج جفت ضمائم سر عبارتند از اولین و دومین آنتن که دارای وظیفه حسی -  تعادلی هستند و ضمائم دهانی شامل ماندیبول ،ماگزیلا که بترتیب در گرفتن غذا ،کمک در تغذیه و همچنین تنفس (ماگزیلا) نقش دارمد .پایه چشم ها بر روی اولین قطعه سری قرار گرفته است که در انتهای آن یک چشم مرکب قرار دارد .

 

ضمائم سینه ای

سه جفت ضمائم سینه ای را پاهای آرواره ای (Maxilliped) وپنج جفت خلفی راپاهای قدم زن (Walking leg  یا Pereopod) می نامند .وظیفه پاهای آرواره ای کمک در تغذیه و هدایت مواد غذایی بسوی دهان می باشد .پاهای قدم زن اول ،دوم وسوم دارای یک بخش انتهایی گیره مانند بنام انبرک هستند که در تغذیه جانور بکار می آیند.جفت چهارم و پنجم این پاها فاقد انبرک بوده وبخش انتهائی آن به ناخن ختم می شود.

در جنس ماده روی Coxa سومین پای قدم زن منفذ تناسلی وجود دارد که راه خروجی تخمک در هنگام تخمریزی است . سوراخ تناسلی در جنس نر روی غشاء مفصلی که بین پنجمین پای قدم زن و سینه قرار دارد واقع شده است و اسپرماتوفورها از آن خارج می شوند . وظیفه پاهای قدم زن حرکت بر روی بستر ،کمک به حفر گودال برای فرو رفتن در بستر، گرفتن مواد غذایی بکمک انبرکها و کمک در تغذیه جانور می باشد . اندام تناسلی خارجی جنس ماده جزء ضمائم سینه ای و در نرها بخشی از ضمائم شکمی بحساب می آید .

 

ضمائم شکمی

پنج قطعه اول شکمی هر یک دارای یک جفت اندام ضمیمه بنام پاهای شناگر (swimming leg  یا Pleopod) هستند و همانطور که از نامشان بر می آید وظیفه شناوری و حرکت جانور در آب را بر عهده دارند . قطعه ششم دارای اروپود (دم پاره) و قطعه تلسون است که با همدیگر دم بادبزنی یا باله دمی (Tail fin  یا Fan tail ) را تشکیل می دهند که وظیفه آن نیز کمک به شناوری جانور می باشد.

 

ساختمان داخلی

ساختمان داخلی بدن میگو شامل دستگاهها و اندام های مختلفی است که بقاء جانور ونسل آن را تضمین می نماید . این ساختمان بطور خلاصه بشرح زیر می باشد.

 

دستگاه گردش خون

دستگاه گردش خون در میگو ها از نوع باز بوده و از چهار بخش اصلی ،یعنی سینوس پیش قلبی (Pericardial  sinus ) ،قلب ،سرخرگها و کانالهای خونی و سینوس های خونی تشکیل می شود .قلب در میگوها تودده ای عضلانی دارای شکل نامنظم اما کم وبیش هرمی شکل است .

بافت خونی میگوها بی رنگ بوده و شامل پلاسما ،گلبول سفید ورنگدانه های تنفسی (هموسیانسن) می باشد . هموسیانین بی رنگ است ودر ترکیب بااکسیزن رنگ آن به آبی تغییر می کند .خون پس از عبور از آبشش ها به قلب وارد شده ودر نتیجه انقباضات آن از طریق سرخرگها و کانالهای برنده در تمام بدن انتشار می یابدو پس از انجام تبادلات گازی و غذائی و مجدداً پس از عبور از آبشش ها به قلب باز می گردد .

 

دستگاه تنفسی

تبادلات گازی بین خون و محیط پیرامون از وظایف اصلی آبشش ها بحساب می آید آبشش ها در دو طرف ناحیه سینه ای ،در حفره ای که بوسیله کاراپاس پوشیده می شود قرار دارند .هر برانشی از یک محور اصلی که در طول آن دو ردیف صفحات برانشی قرار دارند تشکیل می شود این صفحات دارای بریدگیهای متعددی هستند که آنرا بشکل شاخه های درخت نمایان می سازد از اینرو به آن Dendro branchiate  می گویند .در هر طرف بدن 6 سری برانشی وجود دارد.

کانال های اصلی خونی که از میان محور مرکزی می گذرند ،انشعابات خودرا به سطح این صفحات فرستاده وتبادلات گازی بطریق انتشار بین خون و محیط انجام می گیرد .انجام تبادلات گازی از طریق سایر سطوح نفوذ پذیر مثل بخش هائی از پاهای شنا و دیواره داخلی حفره آبششی نیز امکان پذیر است .

 

دستگاه گوارش

این دستگاه شامل لوله گوارشی طویلی است که از دهان تا مخرج جانور امتداد دارد .بخش پیشین این لوله شامل شکاف وحفره دهانی ،اندام های گیرندهوخردکننده غذا ،مری ومعده می باشد که وظیفه آنها گرفتن و خرد کردن مواد غذائی است .بخش میانی وظیفه هضم شیمیائی و جذب مواد غذائی را برعهده دارد .وظیفه بخش انتهائی هدایت و شکل دادن به مدفوع است .در بخش قدامی و میانی لوله گوارشی آنزیم های مختلفی ترشح می شود که به هضم غذا کمک می نمایند .بخش قدامی و خلفی روده دارای پوششی از جنس کیتین است .

هپاتوپانکراس بعنوان اندام ترشحی (آزاد کننده برخی از آنزیم های گوارشی) ،ذخیره کننده (چربی ها و برخی از عناصر نظیر کلسیم) و خونساز دارای یک ارتباط ساختمانی و فیزیولوژیکی با لوله گوارشی می باشد.

 

دستگاه دفع

درمیگوها شامل یک جفت غده آنتنی یا غده سبز(Green (or Antennal) Gland ) است که در قاعده هر یک از دومین جفت آنتن ها واقع شده اند .وظیفه این دستگاه دفع مواد زائد و کمک در فرایند تنظیم اسمزی است .با توجه باینکه در موقع پوست اندازی مقدار زیادی مواد ازته و معدنی با پوسته جدا شده و دفع می شوند ،لذا پوست اندازی را می توان نوعی مکانیسم دفعی تلقی نمود .

 

دستگاه عصبی

شامل یک طناب عصبی است که دارای مجموعه ای از گره های عصبی (Gangelion) می باشد .از هر یک از این گره ها رشته های اعصاب منشعب شده و به اندام های مختلف بدن می روند وعملکرد دستگاههای مختلف را کنترل می نمایند .

 

گیرنده های حسی

تحریکات شیمیائی و فیزیکی (نظیر تغییر درجه شوری ،درجه حرارت ،PH،و...) و همچنین محرکهای تماسی توسط انواع خاصی از تارهای حسی که بر روی بخش های مختلف بدن قرار دارند دریافت و بوسیله رشته های اعصاب به مراکز حسی (گره های عصبی) منتقل می شوند .

تجمع این تارها بیشتر بر روی ناحیه سر بویزه بخشهای دهانی ،آنتن ها و پاهایآروارهای وحرکتی ،می باشد تغییرات نوری (شدت نور،طول موجورنگ ) از طریق چشم های مرکب که بر روی هر یک از پاهای چشمی قرار دارند دریافت می گردد.هر چشم مرکب از تعداد زیادی چشم ساده تشکیل می شود .

اندام های تعادلی (Statocysts) به شکل یک کیسه بر آمده در کنار هر یک از اولین جفت آنتن ها قابل مشاهده استاین کیسه ها توخالی بوده و هر یک حاوی چند سنگریزه کوچک می باشند جابجائی این سنگریزها موجب تحریک تارهای حسی موجود بر روی دیوار داخلی کیسه و تشخیص وضغیت تعادلی می گردد .

 

ماهیچه ای

دستگاه ماهیچه ای میگو کاملاً توسعه یافته است و کلیه حرکات ارادی جانور با کمک این دستگاه انجام می گیرد . عضلات بصورت جفت های مخالف یگدیگر هستند .هر جفت شامل دو ماهیچه یکی ماهیچه منقبض کننده و دیگری ماهیچه منبسط کننده می باشد.

 

دستگاه تولید مثلی

در میگو های پنائیده جنس ها از یکدیگر جدا هستند و دستگاه تولید مثلی آنها کاملاً از یکدیگر متمایز است .

در جنس نر دسگاه تولید مثلی شامل یک جفت بیضه است ،(Testis) ،یک جفت لوله های اسپرم بر (Sperm duct ) ویک جفت آمپول انتهائی (Appendix Masculina ) (در داخل بدن ) و یک پتاسمای منفرد (Petasma) در خارج از بدن می باشند .پتاسما در حقیقت پایک داخلی اولین جفت پاهای شکمی می باشد ،و قبل از بلوغ ،این دو پایک با هم جوش خورده تشکیل عضو واحدی بنام پتاسما را می دهند

در جنس ماده یک جفت تخمدان (Ovary) و یک جفت لوله های تخمک بر (Oviduct) اندام های داخلی و یک تلیکوم Thelycom  (در خارج ا زبدن ) دستگاه تولید مثل را تشکیل می دهند .هر تخمدان دارای سه قسمت قدامی ، میانی و خلفی است .لب میانی دارای 6 برجستگی انگشت مانند است که از ششمین برجستگی لوله تخمک بر بطرف منفذ تناسلی که در قاعده سومین پای حرکتی قرار دارد امتداد مییابد . بر اساس شکل تلیکوم ،میگو های پنائیده را به دو گروه میگوهای باتلیکوم باز(open TH.) ومیگوهای باتلیکوم بسته (close TH.) تقسیم می نمایند .در گروه اول حفره گیرنده اسپرم (Seminal receptacle) با صفحات جانبی و میانی پوشیده می شود اما در گروه دوم این صفحات وجود ندارد

وظیفه تلیکوم نگهداری اسپرماتوفورهائی است که در حین عمل جفتگیری از میگوی نر به میگوی ماده انتقال یافته است از اینرو میگوهای باتلیکوم بسته قادرند اسپرماتوفور را برای مدت بیشتری نگهداری نمایند .از گونه های باتلیکوم بسته می توان به میگوی سفید هندی ، ببری سبز ، موری ، ژاپنی و از گونه های باتلیکوم باز می توان به میگوی سفید و سفید غربی (P.Vannamei)  اشاره نمود.

 

غدد مترشحه

اندام های مختلفی در بدن میگو و یا دیگر سخت پوستان مورد مطالعه و شناسائی قرار گرفته اند که از آنها بعنوان اندام های ترشح کننده هورمون ها نام برده می شود .مهمترین این اندام ها عبارتند از :

 

اندامYorgan) Y)

این اندام در بخش قدامی حفره آبششی قرار دارد و ترکیبات شیمیائی که از آن ترشح می شوند تحت عنوان هورمونهای پوست اندازی (Molting Hormons ) نامگذاری شده اند .این ترکیبات از گروه استروئیدها هستند و وظیفه اصلی آنها کنترل دفعات و فواصل بین پوست اندازی ها می باشد .بنظر می رسد ترشحات این اندام ها بر تعداد تخمک ها ومیزان ذخیره غذایی آنها وهمچنین سرعت رشد جنینی تأثیردارند .

 

اندام X Organ) X)

در پایه چشمی ده پایان قرار دارد وشامل توده ای از نرون های عصبی –ترشحی است که غده سینوسی (Sinus gland) نیز به آن اطلاق می شود (شکل 7) ترشحات این اندام متنوع بوده و آثار مختلفی را بر جای میگذارد از جمله این ترشحات می توان به موارد زیر اشاره نمود :

*هورمون جلوگیری کننده از پوست اندازی (Molting  Inhibitor  Hormon ) ، که وظیفه اصلی آن جلوگیری از ساخت وترشح هورمونهای پوست اندازی است .

*هورمون جلوگیری کننده از رشد غدد جنسی (Gonad  Inhibitor  Hormon ) :که نقش آن بویژه در جلوگیری از رشد غدد جنسی میگوهای ماده به اثبات رسیده است .

*هورمونهای تنظیم کننده رنگ بدن (Chromato  phorotropins ) :که وظیفه آنها تغییر رنگ بدن از طریق تجمع یا پراکنده ساختن سلولهای رنگدانه ای است .

*هورمون تنظیم کننده قند خون (Crustacean Hyperglycemic Hormon) :که میزان قند خون راکنترل می نماید.

 

اندام پیش قلبی (pericardial  organ)

در حفره قلبی لابسترها و خرچنگ ها دیده شده است و احتمالاً در بدن میگوها نیز وجود دارد این اندام از یک جفت شبکه عصبی –ترشحی تشکیل شده است و شدت ضربان قلب را کنترل می نماید.

 

تشخیص مراحل رسیدگی جنسی

بر اساس ویژگیهای ماکروسکوپی و میکروسکوپی غدد جنسی ،مراحل مختلف رسیدگی جنسی در میگوهای نر و ماده ماده متمایز می شوند .در مراکز تکثیر میگو از ویژگیهای ماکروسکوپی مراحل مختلف را تمیز می دهند .

 

الف) میگوهای ماده

با توجه به حجم و رنگ توده تخمدان در معاینه ظاهری میگو می توان مراحل رسیدگی جنسی را تعیین نمود .برای این منظور میگوی ماده در مقابل یک منبع نورانی قرار گرفته درحالیکه از پهلو نور به آن می تابد در سطح پشتی بدن توده تخمدان مورد بررسی قرار می گیرد . براین اساس5 مرحله رسیدگی قابل تفکیک است.

 مرحله1) تخمدان توسعه نیافته :این مرحله در میگوهایی که در اوایل مرحله پیش از بلوغ قرار دارند و یا در میگوهائی که از تخمریزی آن یک تا چند روز می گذرد قابل مشاهده است .تخمدان در این مرحله کوچک وشفاف است . قطر لب کمتر از قطر روده است .

 مرحله 2) تخمدان در حال توسعه (بلوغ ابتدائی) :تخمدان ها کدر، سفید رنگ ویا متمایل به سبز زیتونی ملایم (در میگوی ببری سبز)و یا زرد رنگ (در میگوی موزی) .لب های میانی و قدامی غیر قابل مشاهده اند ، قطر لب میانی با قطر روده برابر است .

مرحله 3) تخمدان تقریباً توسعه یافته (تقریباً بالغ): تخمدان ها بشکل توده تیره رنگی دیده می شوند. لب های میانی و قدامی کاملاً توسعه یافته اند و قطر لب خلفی از قطر روده بیشتر است .

مرحله 4) تخمدان توسعه یافته (بالغ): تخمدان برنگ سبز خاکستری (در میگوی ببری سبز )یا سبز زیتونی (میگوی موزی وسفید) است و از سطح پشتی بدن بشکل توده تیره رنگی مشاهده می شود .توده تخمدان در ناحیه اولین و دومین بند شکمی کاملاً متورم و اصطلاحاً بشکل الماس دیده می شود .

مرحله 5) پس از تخم ریزی : تخمدان ها قابل مشاهده نیستند (در صورتیکه تخمریزی بطور کامل انجام گرفته باشد ) و تنها اثر شبه مانندی از تخمدان ها دیده می شود  ب)میگوهای نر در میگوهای نر بر اساس اندازه و رنگ آمپول های انتهائی ،سه مرحله رسیدگی جنسی زیر قابل تشخیص می باشد .

 

مرحله 1) نا بالغ: در بررسی ظاهری میگو آمپول های انتهائی قابل مشاهده نیستند .

مرحله 2) در حال بلوغ: در بررسی ظاهری میگو آمپول های انتهائی بسختی قابل مشاهده اند.

مرحله 3) بالغ: در بررسی ظاهری میگو آمپول های انتهائی براحتی و بشکل نقطه بزرگ سفید رنگی قابل مشاهده اند .

تغییر در محل های زیست

از تغییرات مهم دیگری که در چرخه زندگی میگوهای پنائیده روی میدهد تغییر در محل زیست یا انتخاب زیستگاههای مختلف در هر یک از مراحل زندگی می باشد. همانطور که اشاره شد ،هدف از انجام این جابجائی ها که می توان از آن بعنوان مهاجرت تولید مثلی میگو یاد نمود ،دستیابی به شرایط مطلوب فیزیولوژیکی برای انجام یک تولید مثل موفق و همچنین فراهم نمودن شرایط مطلوبتر برای تخم ها و نوزادان آینده است .روشن است لاروهائی که همراه با حرکات جزر و مدی از آبهای دور مز ساحل و عمیق به آبهای ساحلی کم عمق (خور ها،مصب ها ومانگروها )-که شرایط محیطی در آن دستخوش نوسانات شدید می باشد– مهاجرت می نمایند ، تغییرات فیزیولوژیکی متعدد و پیچیده ای در بدن آنها رخ می دهد که آنان را قادر به تحمل این شرایطمی سازد .

مهمترین ویژگی های مناطق ساحلی که باعث می شود جانور به چنین مهجرت هائی دست بزند ،وفور مواد غذائی در این مناطق است که موجب رشد سریعتر پست لاروها شده و به این ترتیب از شانس شکار شدن توسط موجودات شکارچی کاسته می شود .بعلاوه وجود رویش های گیاهی که پناهگاههای خوبی برای میگوها بحساب می آیند میزان بقاء آنها را افزایش می دهد .

 

1- مرحله جنینی

بالقاح تخمک واسپرم سلول تخم ایجاد می شود .تخم های میگو بشکل معلق در آب در نزدیک بستر پراکنده هستند .شکل تخم ها در ابتدا نامنظم است اما 4تا5 دقیقه پس از لقاح شکل کروی بخود خواهند گرفت .این تغییر بواسطه جذب آب وهمچنین ایجاد لایه حفاظتی ژله مانندی است که از ورود چند اسپرم به یک تخمک جلوگیری می کند قطر سلول تخم متغیر و بطور متوسط 28/0 تا 35/0 میلی متر می باشد.

شروع تقسیمات سلولی بسته به درجه حرارت و درجه شوری متفاوت است و معمولاًپس از حدود 40 دقیقه اولین تقسیم سلولی انجام می پذیرد .پس از حدود 13 تا 18 ساعت جنین مراحل تکوین خود را کامل نوده وتخم تفریخ و لارو اولیه که ناپلیوس نامیده می شود از آن خارج می گردد.

 

2- مراحل لاروی

مراحل لاروی میگوهای پنائیده بترتیب عبارتند از :ناپلیوس (Nauplius) با5 تا6 زیر مرحله ،پروتوزوآ protozoea با 3 زیر مرحله و مایزیس Mysis با 3 زیر مرحله علاوه بر این گاهی یک زیر مرحله واسط (Intermediat) بین زیر مرحله سوم مایزیس و پست لاروی مشاهده می شود .هر یک از مراحل فوق با توجه به صفات رفتاری ،بویژه نحوه تغذیه و نوع مواد غذائی مورد استفاده ،چگونگی جابجائی (حرکت) موجود در محیط و از همه مهمتر اختصاصات ریختی از دیگر مراحل قابل تمیز می باشند.

 

1- مرحله ناپلیوس

لاروی که با تفریخ تخم از آن خارج می شود ،ناپلیوس می نامند . ناپلیوس دارای بدنی بیضی شکل وبدون بند است .این لارو  قادر به تغذیه از محیطنبوده و از ذخیره مواد غذائی خود استفاده می نماید .همچنین بدلیل عدم توسعه اندامهای ضمیمه قادر به شنا کردن نیست .لاروها معلق و با جریانات آب جابجا می شوند .ناپلیوس نسبت به نور فوق العاده حساس بوده و بسرعت جذب منابع نوری می گردد. لارو با عبور از 5تا6 زیر مرحله که هر یک با پوست اندازی از دیگری تفکیک می شود این مرحله را بپایان میرساند .برای نشان دادن شماره زیر مرحله در تمام مراحل لاروی از اعداد رومی (I,II,III,…) و حروف اول نام مرحله (N,Z,P) استفاده می شود.

 

2- مرحله پروتوزوآ

از این مرحله بعنوان حساس ترین مراحل لاروی میگوهای پنائیده نامبرده شده است. این حساسیت بدلیل ورود لارو به مرحله ای از زندگی است که موجود تغذیه از محیط را آغاز می کند .در زیر مرحله اول (ZI) لارو بطور توأم از باقیمانده ذخیره موادغذائی خود و از محیط تغذیه می کند .بدیهی است که بلع ،هضم و جذب موادغذایی مستلزم تغییرات مهمی در ساختمان عمومی بدن و فیزیواوژی اندامها می باشد .بعلاوه دسترسی به مواد غذائی با کیفیت و کمیت منایب این حساسیت را تشدید مینماید .

لاروهای زوآجز پالیده خواران هستند و از مواد معلق در آب که دارای قطر mµ 30-3 می باشند تغذیه می کنند .آنها در درجه اول فیتوپلانکتونها ،بویژه انواعی از دیاتومه ها (نظیر کتوسروس واسکلتونما )را بر دیگر مواد نظیر مخمر ، کنجاله ،سویا ، زرده تخم مرغ وموادی از این قبیل که در مراکز تکثیر میگو نیز مورد استفاده اند ،ترجیح می دهند .

3- مرحله مایسیس

در این مرحله لارو توانائی شنا کردن را می یابد و در زیر مرحله اول (MI) از انواع پلانکتونهای خانوری و گیاهی نظیر ناپلیوس آرتمیا ،تخم های لقاح یافته اویستر ،روتیفر و سخت پوستان کوچک تغذیه می نماید .با رشد بیشتر تمایل به استفاده از غذاهای جانوری شدت بیشتری پیدا می کند

وضعیت عمودی که در آن سر جانور بطرف پائین قرار دارد از ویزگیهای این مرحله بحساب می آید . لاروهای مایزیس بوسیله حرکات ناگهانی –انقباضی بخش شکمی روبه عقب شنا می نمایند.

 

4- مرحله لاروی پیشرفته:

با انجام چهارمین پوست اندازی مرحله مایزیس خاتمه یافته و دوره جدیدی از زندگی ،یعنی مرحله پشت لاروی یا لاروی پیشرفته آغاز میگردد .لازم به توضیح است که برخی مرحله پست لاروی را بخش ابتدائی دوره نوجوانی می دانند .

برای نشان دادن سن پست لارو از اعداد عربی (1و2و3و...)و نمای p یاPL  استفاده می شود هر عدد نشان دهنده تعداد روزی است که از ورود به مرحله پست لاروی می گذرد .لاروهای پیشرفته از مراحل ابتدائی تا حدود زیادی به بالغین شبیه هستند بدن آنها شفاف است و با گذشت زمان از شفافیت آنها کاسته می شود .

 

تشخیص مراحل لاروی

از مهمترین ویژگیهای تشخیص هر یک از مراحل و زیر مرحله های لاروی خصوصیات ریختی لارو است که در طی مراحل مختلف تغییراتی در آن رخ می دهد .ویژگیهای کلیدی برای تشخیص هر یک از زیر مرحله های لاروی بشرح زیر است :

 

الف)مرحله ناپلیوس

NI:بخش انتهائی بدن محدب (گرد)،تعداد خارها 1+1

NII: بخش انتهائی بدن صاف ،تعداد خارها 1+1 یا 2+2

NIII: : بخش انتهائی بدن مقعر ،تعداد خارها 3+3 یا 4+4

NIV:چنگال دمی شکل گرفته ،تعداد خارها 6+6

NV:چنگال دمی کامل ،تعداد خارها 7+7 

 ZI:کاراپاس گرد و دارای یک فرو رفتگی کوچکV شکل

ZII:روستروم و چشم های مرکب ظاهر می شوند

ZIII:یک جفت خارهای جانبی بر روی پنجمین و ششمین قطعه شکمی وجود دارند .دم باد یزنی شکل گرفته است. (با یک جفت دم پاره)

MI:قطعه قاعده ای پای شناگر شروع به ظاهر شدن میکند .دم بادبزنی تقریباً کامل شده است (با دو جفت دم پاره)

MII: قطعه قاعده ای پای شناگر رشد کرده ایت ویک بند دارد.

MIII:پاهای شناگر دارای دو بند هستند.

 PL1:پاهای شناگر دارای مژکهای انتهایی هستند.

 

سایر مراحل زندگی

بدنبال مرحله پست لاروی مرحله نوجوانی (Juvenile) آغاز می گردد .میگوهای نوجوان یا بعبارتی بچه میگوها (Fry) کاملاً کفزی می باشند. معمولاًمیگوهای پنائیده از مرحله PL 6 کاملاًکفزی هستند .برطبق نظر موتو(1985) با کامل شدن دستگاه آبششی عنوان میگوی نوجوان را میتوان بکار گرفت . در صورت مناسب بودن شرایط ،میگوهای نوجوان رشد نموده و اندام های مختلف ،شکل معمول خود را می یابند .ظهور اندامهای تناسلی خارجی مشخصه ورود میگو به مرحله بلوغ اولیه (Adolscent) است که ممکن است تا 4 ماه بطول انجامد.

پس از این دوره شروع رشد و توسعه غدد تناسلی معرف ورود میگو به مرحله پیش از بلوغ (Sub adul) می باشد .در این مرحله نرهائی که غدد تناسلی آنها رسیده است و آمادگی جفتگیری را دارند با ماده هایی که تخمدان آنها رسیده است و یا هنوز نارس می باشند، جفتگیری می کنند. میگوی بالغ (Adult) میگوئی است که آمادگی کامل را برای تولید مثل دارد ،لذا برای نرها بلوغ هنگامی روی میدهد که با جانور ماده جفتگیری می کنند اما برای ماده ها بلوغ با تخمریزی همراه است.

مواد غذائی که میگوها از آن تغذیه مینمایند بسیار متنوع است و اصولاً آنها را بعنوان جانوران همه چیز خواری (omnivorous) که از انواع مواد غذائی اعم از گیاهی یا جانوری و مواد آلی در حال فساد تغذیه می کنند ،می شناسند اما آنها مواد غذائی با منشأ جانوری را ترجیح می دهند و در صورتیکه فرصت پیدا کنند شکارچیان قابلی هستند و از ماهیان کوچک ،سخت پوستان و نرمتنان ،صدفها و...تغذیه می کنند .در صورتیکه غذای کافی پیدا نکنند میگوها همنوعان ضعیف تر خود را مورد هجوم قرار داده و از آنها تغذیه میکنند.

 

 

ریخت شناسی بدن میگو:

بدن میگو ازدوقسمت تشکیل شده است:

الف-سرسینهCephalothorax ، که به وسیله کاسه سنگ یا کاراپاس پوشیده شده است. و خود سرشامل قسمت های زیر است:

-روسترومRostrum، زائده ای است دندانه دار که در بالای سر قرار دارد.

-اولین آنتن(هرآنتن دارای سه بخش پایه ای که  برروی هرکدام  سه تاژک حس لامسه  به  وجود آمده است).

- دومین آنتن (هرآنتن دارای پنج  بخش پایه ای است و یکی  از این  بخش ها  به  صورت  تاژکی کشیده است).

-فک پایینیMandible، که کوتاه  و سخت است  و برای خرد کردن  غذا به کار     می رود.

-اولین فک بالایی ، که صفحه  مانند بوده ، در زیر دومین فک بالایی قرار داشته و برای جابجایی غذا به درون  دهان به کار می رود.

-دومین فک بالایی، که شبیه به اولین فک بالایی است ولی در این حال دارای عملکردی اضافه است، قسمتی از این زائده به صورت پیوسته  با عمل زنش یک جریان آب  دائمی را از میان حفره آبششی(برای عملکردتنفسی)فراهم  می کند.

  دو جفت آنتن گفته شده در بالا، قسمت مهمی از برداشت های حسی را به خود اختصاص می دهند، پایه های اولین آنتن شامل استاتوسیست اند که گیرنده نیروی  جاذبه اند.

فک زیرین به همراه اولین و دومین فک بالایی قسمتی ازمجموعه های شش تایی اندامک های دهانی را تشکیل می دهند.

 

ب-شکمAbdomen، که واجد شش  بند است.

 از دیگر قسمت های  مهم  دیگر بدن میگو می توان  به  موارد  زیر اشاره کرد:

اندام های  حرکتی که  به  دو صورت می باشند:

-پاهای حرکتیWalking legs)Pereopods)، جهت حرکت، گرفتن غذا و تمیزکردن بدن به کارمی رود. در انتهای  تعدادی از آن ها گیره  یا چنگک ((Cheliped وجود دارد.

-پاهای شناPleopods Swimmeret))، جهت شنا، کمک به تنفس و در برخی گونه ها در جنس ماده برای نگهداری تخم ها بکار برده می شود. متصل به بندهای شکمی هستند و همه بندها به جز بند آخری  واجد  پاهای  شنا  می باشند.

-باله دمی fan tail، که شامل تلسون  و دو  جفت یوروپود  می باشد  و برای کمک  به  شنا  به کار می روند.

-مخرجAnus، در ششمین بند  و زیر تلسون  قرار دارد (ساکی،1383).

دستگاه گوارش میگو: 

غذا به وسیله چنگال های زوج دوم وسوم پاهای حرکتی گرفته شده است و به طرف دهان برده می شود. تکه های سفت و سخت به وسیله دهان به بیرون می ریزد و قسمت های نرم توسط آرواره پایینی خرد و از راه مری به طرف قسمت کاردیا هدایت       می شود.در اینجا دندان های قوی وآهکی وجود دارد که به وسیله عضلات متصل به  دیواره معده حرکت می کنند. ترتیب دندان ها  به این صورت است که یک دندان در وسط و دو دندان در اطراف است و حرکت این دندان ها سبب ساییده شدن بیشتر و خردشدن غذا می شود و یک آسیاب معدی را ایجاد می کند. در مدخل  پیلور، خارها پرز مانند زیادی وجود دارد که فقط قطعات بسیارکوچک غذا از آنها عبور می کنند. دیواره معده از پوشش سخت کیتینی ساخته شده که  همراه  با عظلات به هضم غذا کمک می کند.

هپاتوپانکراس،دارای تعدادزیادی لوله است وآنزیمی شبیه به آنزیم های پانکراس  راترشح می کند که درگوارش غذا نقش دارد.جذب غذا در قسمت ابتدایی روده انجام   می گیرد و مواد هضم نشده به صورت مدفوع از مخرج خارج می شود. لوله گوارش، استثنای روده میانی ازکیتین ظریف و نازکی پوشیده شده است که با کوتیکول خارجی تا دهان ومخرج امتداد می یابد. مجموعه این پوشش کیتینی با هربارپوست اندازی جدا ومجددا ساخته می شود. در برخی فصول، در دیواره قسمت جلوی معده، دو سنگ آهک معدی( Gastrolith) به وجود می آید و به نظر می رسد که کار آن ها، ذخیره املاح آهکی مانند کربنات کلسیم برای سخت کردن اسکلت خارجی پس از هربار پوست اندازی باشد. دستگاه گوارش از شش قسمت تشکیل شده است که عبارتند از:

 

دهان، مری، معده، روده، مخرج وغدد گوارش

الف)دهان:در سطح شکمی و بالای آرواره پایینی قراردارد و عمل آن گرفتن مواد غذایی وخردگردن آن است.

ب)مری:به صورت لوله ای کوتاه جهت انتقال مواد غذایی است.

ج)معده:  با دیواره نازک، در ناحیه سینه  حیوان  قرار دارد و دو قسمتی است.

1)کاردیا: در قسمت جلو و نسبتا متسع.

2)پیلور: در قسمت عقب  وکوچکتر می باشد.

د)روده: از سه قسمت قدامیForgut ،میانیMidgut, وخلفی  Hindgutتشکیل شده است:

1)روده قدامی: حاوی  دو اتاقک با دیواره چین خورده که واجد دو صفحه ی آهکی و غذایی که توسط زواید دهانی به این قسمت هدایت می شود، به  وسیله این صفحات  خرد می شود.

2)روده میانی: محل استقرار تعداد زیادی لوله  و ضمایم گوارشی است که منفذ این ضمایم و لوله ها در دیواره  روده باز می شود، هپاتوپانکراس در این ناحیه قرار گرفته است.

3)روده خلفی: از روده میانی تا مخرج امتداد می یابد و کار آن شکل دادن به مدفوع است ولی از نظر گوارشی هنوز  به  خوبی شناخته نشده است.

ذ)مخرج:محل خروج  زواید غذایی بدن  بوده و در  وسط زیر تلسون واقع شده است.

و)غدد بزرگ گوارشی: دارای دو غده بنام غده کبدی و غده لوزلمعده می باشد که در زیر معده واقع شده اند. هر غده سه قسمتی است و از تعداد زیادی لوله های کوچک تشکیل شده  که کار آن ها هنوز بخوبی مشخص نشده است.

غذا پس از بلع از طریق  یک مری  لوله  مانند وارد معده می شود. در داخل معده غذا نخست با آنزیم های  هضمی مترشحه از غدد گوارشی مخلوط شده و سپس در آسیاب معدی خرد می شود. ذرات غذایی براساس اندازه در معده انباشته می شوند. ذرات ریز عبور کرده و تحت تاثیر آنزیم های گوارشی قرار می گیرند و ذرات درشت برای فرآیندهای بعدی در معده باقی می مانند. مواد غیرقابل هضم قبل از دفع از معده به بخش میانی و پشتی دستگاه گوارش منتقل می شوند. مایع غذایی به وسیله غدد گوارشی تحت تاثیر آنزیم های پروتئاز، لیپاز وکربوهیدرات قرار می گیرد. عوامل امولسیون کننده نیز در این اندام حضور دارند. یک سری سلول های ویژه غدد گوارشی، کار ترشح آنزیم ها و همچنین جذب و ذخیره ذرات غذایی را به عهده دارند. بسته به کیفیت غذا و تنظیم واحدهای جیره غذایی، بازدهی جذب  برای پروتئین ها وچربی ها زیاد و برای کربوهیدرات ها کم است.

فرآیند هضم معمولا درمیگو سریع بوده ودردمای 20 درجه سانتی گراد طی6-4 ساعت کامل می شود. ظرفیت محدود نگهداری و انباشت بخش جلویی دستگاه گوارش عامل مهمی درتعیین دستور غذایی است. حجم  قسمت جلویی دستگاه گوارش حدود 3-2 درصد حجم کل آن برآورد شده است. توانایی انباشت و ذخیره محدود غذا و همچنین فرآیندهای سریع هضم بیانگر آن است که میگو های در حال رشد باید کم  و بیش به طور مداوم  مورد تغذیه  قرار بگیرند (ساکی، 1383).

منبع: شیلات 88

 

دستگاه تولید مثل میگو:

درتیره پنائیده جنس های نر و ماده از هم جدا هستند و جنس نر از ماده کوچکتر است. دستگاهای تولید مثلی در طرفین بدن، نیمه عقبی سرسینه  و در زیر قلب در  بالای کبد قرار گرفته است.

دستگاه تولید مثلی نر شامل یک جفت بیضه سفید رنگ، لوله های اسپرمی آمپول انتهایی و قسمت خارجی دستگاه تناسلی Petasmaمی باشد.

پتاسما که اندام تولید مثلی جنس نر است در حقیقت پایک های داخلی اولین جفت پاهای شنا است که پیش از بلوغ میگو از یکدیگر  جد اهستند و با بالغ شدن میگو به یکدیگر جوش خورده و تشکیل این عضو ر امی دهند. دستگاه تولید مثل ماده شامل تخمدان ها، مجرای تخم بر، منفذ و اندام تناسلی به نام تلیکومThelycum، می باشد.

تخمدان ها در زمان تخم ریزی بلوغ کامل به علت رشد زیاد تمام قسمت های  پشتی بدن را در بر می گیرند و در  این  حالت  حدود 10٪ وزن  بدن  را تشکیل  می دهند.

زادوولد میگو های تیره پنائیده  در دریا انجام می شود. در  جنس ماده رشد ونمو کامل  تخمدان های در دریا صورت می گیرد. در حالیکه جنس نر ممکن است حتی در آب لب شور بالغ شود. اسپرماتوزوآهای جنس نر متحرک نیستند و درون کیسه های بنام اسپرماتوفور قرار گرفته اند.که این کیسه ها در زمان جفت گیری  با کمک  پتاسمای  میگوی نر به  تلیکوم  ماده  انتقال  می یابد.

در برخی میگو های تیره پنائیده تلیکوم به وسیله پوششی از تلیکوم بسته شده است. وقتی تلیکوم بسته باشد، فقط وقتی جنس ماده پوست اندازی می کند، جفتگیری می تواند صورت بگیرد. در این موقع تخمک ها ممکن است نابالغ باشند.

جنس  نر در مرحله پوست اندازی با جنس ماده جفتگیری کرده  و اسپرماتوفور را به داخل مخزن اسپرمی که در پشت تلیکوم واقع شده است، وارد می کند و این اسپرم ها به مدت طولانی درآنجا باقی می مانند تا تخمک ها بالغ شده  و بتواند آزاد شوند.

در میگوهای  با تلیکوم  باز،  جفتگیری بین میگوی ماده واجد تخمدان های رسیده و میگوی نرکه هر دوی آن ها در مرحله بین پوست اندازی بوده و بدنشان سخت می باشد، انجام می شود. در این  حالت اتصال اسپرماتوفورها ممکن است ضعیف باشد و حتی براحتی می تواند از محل خود جدا شود.(ساکی،1383).

 

شناسایی نر و ماده         

میگو های نر بالغ عمدتا نسبت به ماده ها بزرگتر و چلی پودهای ضخیم تر و بزرگتردارند، سر نرها به صورت محسوسی بزرگتر و شکم آنها باریکتر است، برجستگی  در عقب سوراخ های تناسلی وجود دارد (سوراخچه  تناسلی در بین پاهای حرکتی پنجم است). سر ماده های بالغ و دومین پاهای حرکتی آنها  خیلی کوچکتر از نرهای بالغ است، سوراخ های تناسلی  ماده ها در  بین پاهای سوم حرکتی است.

کناره بند قطعات شکمی  ماده ها نسبت به نرها عریض تر است زیرا اولین و دومین و سومین قطعات شکمی ماده شکل حفره تخمی  را به خود گرفته که تخم ها در فواصل تخم گذاری و تفریخ شدن در آنجا قرار می گیرند، در ماده های رسیده توده ای از تخم های نارنجی فضای زیادی از قسمت های دمی را اشغال کرده که با مشاهده آن ماده های رسیده به راحتی قابل شناسایی اند (نصیری1383).

 

تقسیم بندی ماده ونرها

1-ماده های جفت گیری نکرده(V or VF)   

2-ماده های تخم دار BE or BF))    

3-ماده های  با کیسه های تخمی باز شده(OP)

 

نمونه های  مختلف  نرها  شامل:

در فواصل  سه نوع نرگفته شده نرهای بینابینی زیر مشاهده می شود:

1-    نرهای دارای چنگال آبی BCکه  چنگال کشیده دارند.

2-    نرهای چنگال  نارنجیOC

3-    نرهای که دارای چنگال کوچک اندSM

- چنگال نارنجی ضعیفUbc

- چنگال  نارنجی  نیرومند SOC 

- چنگال نارنجی تغییر شکل پیدا کرده Toc (اسدی راد، 1385).  

 

تشخیص این دو مشکل است اما در صورت کنده نشدن پوسته دمی دو راه وجود دارد، اولا: جنسMacrobrachiumدارای سطح پشتی گرد و صاف است اما در پنائیده این سطح نوک تیز است.

ثانیا: کناره بند دومین قطعه شکمی میگو های آب شیرین روی قطعه های یک و سه شکمی را می­­­­­­­پوشاند، اما در پنائیدها کناره بند دومین  قطعه  شکمی  را  می پوشاند.

 

 

 

 بررسي مورفولوژي واکولوژيکي ميگوي آب شيرين

 يكي از سياستهاي اصولي سازمان تحقيقاتي شيلات ايران ، ايجاد تنوع بيولوژيك زيادتردر مورد گونه هاي آبزيان پرورشي مي باشد.ميگوي آب شيرين بنام ماکروبراکیوم روزنبرگی یا(Macrobrachium rosenbergii) درسراسرمناطق گرمسیری ونیمه گرمسیری جهان بویزه كشور بنگلادش زیست میکنند(شکل1).ميگوي آب شيرين جزو يكي از بزرگترين ميگوهاي موجود در آب هاي داخلي و دريائي مي باشد و بين كليه ميگوها داراي هيكل درشتي است و وزن آن با توجه به شرايط مساعد محيط و مواد غذايي از رشد مطلوبي برخوردار مي باشد و معمولاٌ تا gr250 هم مي رسد و همچنين به اين ميگوي غول آسا ، Giant Prawn هم خوانده مي شود .این گونه ميگو به دليل رشد خوبي که در مدت زمان كوتاه از مرحلة لاروي تا مرحلة عرضه به بازار و دارا بودن ارزش غذايي فراوان ، در صنعت پرورش آبزيان در کشورهای مساعد با استقبال روبرو شده است .اغلب گونه ها در مراحل ابتدایی چرخه زیستی ،به آب لب شور نیاز دارند و بنابراین در آبهایی یافت میگردند که بطور مستقیم وغیر مستقیم با دریا در ارتباط هستند وباوجود این بعضیها از آنها چرخه زیستی خودرا در دریاچه های داخلی آب شور یا شیرین کامل میکنند.بعضی از گونه ها در رودخانه های با آب شفاف برای چرخه زیستی خود ترجیح می دهنددرحالیکه،بعضی از گونه ها در شرایط بسیار گل آلودیافت می شوند.میگوی آب شیرین یا (M.rosenbergii) نمونه ای از گروه اخیر است.تنوع گونه ای وسیعی دراندازه و میزان رشد گونه های مختلف وجودداردکه M.rosenbergii,M.carcinus,M.americanus بزرگترین گونه های شناخته شده در جهان هستند.میگوی M.americanus به طور طبیعی در حوضه های آبریز غرب امریکا یافت میشوددرحالیکه،گونه M.carcinus درحوضه هایی یافت می شود که با اقیانوس اطلس در ارتباط هستند و درنهایت گونه M.rosenbergii در تمام مناطق جنوب شرقی آسیا،شمال اقیانوسیه و جزایر اقیانوس آرام غربی یافت میگردد بررسیها نشان داد که میگوی آب شیرین در زیستگاههای طبیعی بهتر رشد ونمو نموده تا زیستگاههای مصنوعی اما با فراهم نمودن شرایط مناسب زیست مصنوعی میتوان افزایش محصول داشت وهمچنین دیگر نتایج نشان داد که میگوهای آب شیرین در زیستگاههای مصنوعی بیشتر حامل سویه هایی از پاتوژنزاز قبیل Edwardsiella , Aeromonas sp, Bacillus sp., Vibrio, Aeromonas, Pseudomonas sp., و پروتوزوا از قبیل Epistylis, Zoothamnium,و Vorticella مشاهده گردید. روش مطالعه: جهت بررسی مورفولوژی،رفتار،جایگاه اکولوژیکی و شناسایی احتمالی پاتوژنزمیگوهای آب شیرین از فروردین 1386 تا فروردین 1387 به مدت یکسال از مزارع پرورشی میگو آب شیرین وبعضی از مناطق تالاب دشت آزادگان در خوزستان مورد تحقیق قرارگرفت. بحث: تمام میگوهای آب شیرین (مانند سخت پوستان)برای رشد بطور منظم اسکلت خارجی یا پوسته خودرا می اندازند.در چرخه زیستی این گونه هاچهار قسمت وجودداردکه عبارتنداز:تخم،لارو،پست لاروو بالغ که زمانیکه هریک از گونه های این جنس در مراحل مختلف چرخه زندگی می گذارنند ،میزان رشد و حداکثر اندازه آنهانه تنها از گونه ای به گونه دیگر ،بلکه بر طبق شرایط محیطی بویژه درجه حرارت ،تغییر میکند. بطور خلاصه چرخه زیستی گونه درشرایط طبیعی M.rosenbergii به شرح ذیل می باشد: آمیزش بالغین با گذاشتن نطفه دریک توده ژلاتینی درزیر قسمت سروسینه بدن ماده (بین پاهای حرکتی) صورت می گیرد.

جفت گیری موفقیت امیز تنها بین نرهای باپوسته سخت وماده های رسیده که به تازگی پوست اندازی پیش از جفت گیری تکمیل نموده اند ودارای پوسته نرم هستند،میتواند صورت گیردکه دراین شرایط طبیعی ،جفت گیری درطول سال اتفاق می افتد،اگر چه در ارتباط با شرایط محیطی بعضی مواقع حداکثرای (Peak) درفعالیت آن وجود دارد. تخمگذاری در چند ساعت پس از جفت گیری صورت می گیرد.تخمها در خارج بوسیله نطفه متصل به سطح خارجی بدن ماده لقاح یافته ودر نتیجه تخمها به یک محفظه تخم ریزی واقع درزیر قسمت شکمی ماده منتقل میشوند وبایک غشاء نازک در جای خود نگهداری شده وبوسیله حرکات شدید زوائد شکمی ،هوادهی میشوند.طول زمانیکه تخمها به این روش بوسیله ماده حمل میگردند ،مختلف بوده اما بطور طبیعی بیش از سه هفته نمی باشدکه در این مدت تعداد تخمهایی که گذاشته میشود به اندازه ماده بستگی دارد. میگوهای ماده در طی تخم ریزی که دراولین سال زندگیشان صورت می گیرد،غالبا" بیش از 2000-500 عدد تخم خاکستری نمی گذارند.بین پوست اندازیهای پیش لقاحی (Pre-matting moult) مدت بسیار کوتاه 23 روز فاصله وجود دارد.لارو میگواب شیرین پلانکنونیک است و فعالانه با دم ابتدایی خود به پشت شنا میکند.آب لب شور جهت حیات این لاروها ضروری می باشد.لاروهایی که در آب شیرین ریخته میشوند،خواهند مرد مگراینکه در طی چند روز به آب لب شور برسند.چند مرحله مشخص میکروسکوپی در طی چرخه زیستی این میگو وجود دارد که پس از چند هفته پایان می یابد.لاروهای منفرد M.rosenbergii که در شرایط هچری مشاهده شده اند،زندگی لارویشان رادر مدت 16 روز کامل میکنند.لاروها دائما" تغذیه کرده ودرطبیعت غذایشان را زئوپلانکتون خصوصا" سخت پوستان ریز ،کرمهای ریز و مراحل لاروی سایر بی مهرگان آبزی تشکیل می دهد.در تکمیل چرخه زیستی لاروی،لاروها به پست لارو دگردیسی می نمایندکه از این لحظه به بعد شبیه میگوی بالغ میناتوری هستندونسبت به موجودات ازاد شناگر ،بیشتر خزنده ترند.هنگام شنا بطور طبیعی پشت به بالا وروبه جلو حرکت کرده وپست لاروها مقاومت خوبی به دامنه وسیع تغییرات شوری نشان می دهد.پست لارو تازه دگردیسی یافته در هچری رامیتوان یکباره ازآب لب شور به آب شیرین منتقل نمود. پست لارو در آب شیرین پس از یک یا دوهفته بعد از دگردیسی شروع به مهاجرت به بالا رود (Upstream) می کند و خیلی زود قادر به شنا در مقابل جریانات سریع یا خزیدن روی شنهای کناره های کم عمق رودخانه و جریان شدید وسط رودخانه می شود.پست لاروها میتوانند سطح عمودی راصعود کنند وعرض زمینهای مرطوب رابپیمایند.در هر حال میگوی بزرگ آب شیرین همه چیز خوار(Omnivorous) است و جیره غذایی آن درنهایت شامل حشرات کوچک آبزیولاروهایشان،جلبکهای میکروسکوپی،نرمتنان کوچک،سخت پوستان ریز،گوشت ماهی و پس مانده های ماهی وسایر جانوران دیگر آبزیان است و این جانور همجنس خوار هم می باشد.نور شديد چون موجب نگراني ميگوها مي شود و ميگوها بطور طبيعي بخاطر گريزان بودن از نور خورشيد يا نور شديد ، در كف و بستر حركت و تغذيه مي كنند .ميگو اصولاً پس از خوردن غذا و براي هضم آن احتياج به آرامش دارد و در اين ارتباط ، پناهگاههائي در كف حوضچه هاي ميگوي مولد قرار داده شد تا ميگوها در صورت لزوم در زير آنها خود را مخفي كنند . درشرایط زیست مصنوعی تأمين غذاي زنده براي تغذيه لاروهاي ميگو، ازناپيلوس آرتيميا استفاده میگردد و با هوارساني بوسيله پمپ آكواريوم و قراردادن تخم آرتيميا در آب شور با غلظت مشخص و دماي كافي به صورت تاپيلوس يك روزه توليد و به عنوان جيره غذائي زنده لاروهاي ميگو منظور مي شود .علاوه بر غذاي فوق از شير خشك –پودرغذاي كنسانتره ميگوي مولد- كرم سفيد اليگوكت به صورت له شده هم استفاده می گردد. پوست اندازی میگوی مولد پرورشی به طور نرمال رنگ سبز زيتوني روشني دارند كه به فاصله هر 38-32 روز با ميانگين متوسط 35 روز يكبار پوست اندازي مي نمايند و ابتداء 3-2 روز قبل از پوست اندازي رنگ ميگو از سبز زيتوني روشن به رنگ سبز متمايل به كرم تغيير مي كند تا در لحظه موعود ميگو به خود فشار وارد نموده تا در نهایت حدودي ازكاراپاس را بلند كرده و از اين قسمت ابتداء ناحيه پشت و بعد ناحيه شكم و سرودم با هم و سرانجام پاهاي حركتي و در نهايت جفت دوم پاهاي حركتي كه بزرگتر از ساير پاها مي باشند ، بيرون مي آيد و در چنين شرايطي پوسته خارجي ميگو كاملاٌ نرم و آسيب پذيرمي باشند كه اگر مورد حمله ميگوهاي ديگر قرار گيرند به طور قطع به علت پاره شدن اندام نرم ميگوي پوست اندازي كرده و منجر به مرگ آن خواهد شد.جفت گیری میگوی آب شیرین در مزارع پرورشی(در شرایط زیست مصنوعی) با تغيير رنگ ميگوي ماده از سبز زيتوني روشن به سبز متمايل به كرمي،کاهش تغذیه،کاهش تحرك و ميگوي نر در چنين شرايط كه ميگوي ماده آمادگي پوست اندازي را دارد( دور از محل پناهگاه معمولي خودش ) از آن در مقابل ساير ميگوي نر و ماده حمايت مي كند و پس از پوست اندازي، ميگوي ماده تا هنگاميكه پوست جديد نرم بوده و هنوز كاملاٌ سخت نشده ، جفت گیري امكان پذير می باشد و يا به عبارت ديگر پس از h48 از زمان پوست اندازي و در نتيجه بسته شدن مخروهاي تناسلي (تليكوم) ميگوي ماده ، جفتگيري امكان پذير ديگر نخواهد بود.پس از مراحل تكامل تخمها در تخمدان،تخمها به فاصله يك الي دو روز پس از پوست اندازي از تخمدان عبور كرده و ضمن خارج شدن از محفظة نگهداري از اسيرم،تلقيح شده و تشكيل سلولهاي تخم اصلي را مي دهند و اين تخمها پس از خروج از تخمدان به صورت توده كه همراه با مادة لزج و ژله مانندي است به ناحيه تحتاني بدن مولد ومنجمله به پاهاي شنا چسبيده مي شدند و ميگوي مولد با حركات سريع و موزون مداوم پاهاي شنا موجب جابجائي آب شده و از اين طریق اكسيژن لازم را به توده هاي تخم هاي چسبيده شده در زير شكم مي رساند و رنگ تخمها تا روز هجدهم به رنگ نارنجي و از روز 19 رنگ تخمها با شرايط دماي آب 27 به بالا و شوري 5 در هزار به رنگ متمايل به خاكستري در مي آيند.تخم ريزي زماني صورت مي گيرد كه ميگوي ماده تازه پوست اندازي كرده باشد و همچنين تخمها در شرايطي از تخمدان خارج مي شوند كه محيط كاملاٌ ساكت و آرام باشد و در اين شرايط ميگوي مولد به آرامي خود را تا ارتفاع 50-40 از كف به شناوري كه در زير آب رها شده است بالا مي كشد و پس از لحظه اي با يك حركت مارپيچي تند و سريع به طور افقي و بنجودي كه شكم بالا و پشت به سمت پايين قرار دارد و در چنين لحظه اي تخمهاي نارنجي رنگ در سطح شكم ظاهر شده و چون چسبيده مي باشند به صورت توده اي ژله اي به ناحيه صاف شكم ( سقف شكمي ميگوي مولد ) و پاهاي شنا چسبيده مي شوند و وقتي تخمها كاملاٌ به شكم و پاهاي شنا وري به يك شناوري به يك ديگر چسبيده شده اند ، ميگوي مادر به حلت تعادل بر گشته و به كف حوضچه سقوط كرده و تا پايان دوره انكوباسيون تخمها كه مدت 21 روز است در كف حركت مي كند.پس از 21 روز تخمها به صورت مجزا از هم و بدون چسبندگي از ميگوي مولد جدا شده و به ته حوضچه سقوط مي كنند و تخمها جدا شده پس از 12 الي 24 ساعت با ميانگين h18 از جدا شدن ميگوي مولد تبديل به لارو می شوند. جهت شناسایی پاتوژن ها ضمن شمارش باکتریهای زنده آب،رسوب،سطح بدن میگو،امعا و احشائ گوارشی و عضله دمی، 12 جنس باکتریایی شناسایی گردید. جنسهای غالب جداسازی شده Vibrio, Aeromonas, Pseudomonas sp., Edwardsiella , Aeromonas sp, Bacillus sp بودندوهمچنین در لارومراحل جوانی میگوو بالغین آنها پروتوزوئهایی از قبیل Epistylis, Zoothamnium,و Vorticella مشاهده گردید.

نتایج: بررسیها نشان داد که میگوی آب شیرین در زیستگاههای طبیعی بهتر رشد ونمونموده تا زیستگاههای مصنوعی اما با فراهم نمودن شرایط مناسب زیست مصنوعی میتوان افزایش محصول داشت وهمچنین دیگر نتایج نشان داد که میگوهای آب شیرین در زیستگاههای مصنوعی بیشتر حامل سویه هایی از پاتوژنزو پروتوزوا می باشند. پيشنهادات: دماي آب براي حصول نتيجه در امر تكثير مي بايست دما بين 28-27 ثابت بماند . رها سازی ميگوي تخم ريز به محيط جدید اضافه نمودن تدريجي آب شيرين و سالم وهمدرجه تا مرحله شيرين شدن آب بطور كامل در طي h24 . اين ميگو مي تواند در شرايط مناسب زیست محیطی دراستان خوزستان پرورش يابد . ضد عفوني ميگوي تخم ريزي كرده به طور جداگانه يا همرا با ميگوهاي مولد ديگر با محلول مالا پشت گرين با دوز يك در 000/20 ( 50 ) بمدت " 20 ثانيه . محيط نگهداري ميگوي مولد بايد از هر گونه آلودگي – سر و صدا – و كف بستر سخت به دور باشد. جهت کاهش جمعیت پروتوزوآها و باکتریهای پاتوز« در محیطهای مصنوعی میتوان از گونه های لجن خوار استفاده نمود. مراحل لاروی اختصاصات ویژه میگو چشمها بدون پایک چشمها برروی پایک دم پاره ها Uropods ظاهر شده دو دندانه پشتی برروی روستروم دنباله شنا Telson باریک و کشیده جوانه پاهای شکمی Pleopods ظاهر شده پاهای شکمی شنا دوشاخه وبرهنه پاهای شکمی دارای مویچه(Setae) درون پاهای Endopods پاهای شکمی شنا با ضمائم داخلی 3 یا 4 دندانه(خار) پشتی برروی Rostom دندانه ها(خارها) برروی نیمه بالایی حاشیه پشتی دندانه ها برروی حاشیه پشتی و پائینی مرحله پست لارو(Post larvae) روستوم ونیز تغییرات رفتاری خصوصآ در شنا.

 

 

 

 

آشنایی با میگو و طریقه پرورش آن

 

پرورش میگو

گونه‌های میگوی آب شیرین جنس Macrobrachium در سراسر مناطق گرمسیری و نیم گرمسیری جهان پراکنده‌اند. این گونه‌ها در اغلب آبهای شیرین داخلی شامل دریاچه‌ها ، رودخانــه‌ها، باتلاقها ، نهرهای آبیاری ، کانالها و استخرها یافت می‌شوند. اغلب گونه‌ها در مراحل نخستین چرخه زندگیشان به آب لب شور نیاز دارند و بنا بر این در آبهایی یافت می‌شوند که مستقیم یا غیر مستقیم به دریا می‌پیوندند، هر چند بعضی از آنها چرخه زندگیشان را در دریاچه‌های داخلی آب شور یا آب شیرین کامل می‌کنند. بعضی از گونه‌ها ، رودخانه‌هایی با آب شفاف را ترجیح می‌دهند، در حالی که بعضی دیگر در آبهای بسیار گل آلود یافت می‌شوند.

● چرخه زندگی
برای رشد ، تمام میگوهای آب شیرین مانند سایر سخت‌ پوستان بطور منظم اسکلت خارجی یا پوسته خود را می‌اندازند. این فرآیند به پوست اندازی موسوم است و با افزایش ناگهانی در اندازه و وزن همراه است. چهار شکل مشخص در چرخه زندگی میگوی آب شیرین وجود دارد: تخم ، لارو ، پست لارو ، و بالغ. این جانوران همه چیز خوارند و جیره غذایی آنها در نهایت شامل حشرات آبزی و لاروهایشان ، جلبکها ، دانه گیاهان ، حبوبات ، بذر و گیاهان ، میوه‌ها ، نرم‌تنان ریز و سخت پوستان ، گوشت ماهی و پس مانده‌های ماهی و سایر جانوران است. به علاوه ممکن است همجنس خوار باشند.

● عملیات پرورشی
▪ مدیریت استخر
گیاهان امتداد دیواره‌های استخر ، فرسایش آنها را به حداقل می‌رسانند و زیر خط آب نیز غذا و زیستگاهی برای میگوها فراهم می‌کنند. به هر حال باید توجه داشت که رشد آنها نباید چنان زیاد شود که با برداشت کردن تداخل بوجود آید. از رشد گیاهان ریشه‌دار آبزی و جلبکهای کف‌زی نیز باید با اعمال مدیریتی جلوگیری کرد. استخرهای تازه باید آهک پاشی شوند. در عمل ، کاربرد استاندارد ۱۰۰۰Kg/ha سنگ آهک کشاورزی هر بار پس از تخلیه استخر پرورش میگوی آب شیرین توصیه می‌شود. پس از آهک دهی استخرها بیش از میگودار کردن آنها پر می‌شوند.
کود دهی در کشت میگوی آب شیرین به ندرت لازم می‌شود. در هر حال استخرهای ساخته شده در خاکهای شنی-رسی ممکن است نیاز به کوددهی داشته باشند. اجرا کننده باید در طی مدت پرورش ، مراقب خوب نگه داشتن استخرها باشد. برای جلوگیری از فرسایش دیواره‌ها ، کنترل گیاهان ریشه‌دار آبزی ، تعمیر و نگهداری تجهیزات خروجی و ورودی آب بویژه توریها بـاید مـراقـبت خـاصـی انجام گیرد. گیاهان Elodea و Hydrilla بستر خوبی برای میگوها می‌سازند.

● میگودار کردن
پست لاروها را می‌توان بلافاصله پـس از پـر آب شـدن اسـتخرهـا در آنها ریخت . معمولا پست لاروهایی که تنها ۴ - ۱ هفته سن دارند (پس از دگردیسی) برای میگودار کردن استخرها بکار برده می‌شوند که تا زمان برداشت در آن باقی می‌مانند. به محض ورود پست لاروها به کناره استخر باید دقت شود که در پی شناور کردن کیسه‌های انتقال در استخر به مدت ۱۵ دقیقه قبل از خالی کردن آنها در آب به درجه حرارت استخر عادت داده شوند.
اختلاف PH استخر و کیسه انتقال نیز موجب مرگ و میر می‌شود. میزان میگودار کردن استخر به اندازه بازاری مطلوب و مدیریت استخر ، خصوصا روش برداشت ، بستگی دارد. در جاهایی که اندازه مطلوب برای فروش حدود ۷۰ گرم است و بسیاری از استخرها به علت ذخیره آب فصلی دچار محدودیت فصلی در حدود ۸ ماه هستند، پیشنهاد می‌شود میزان میگو ۵ پست لارو در متر مربع (۵۰۰۰/ha) باشد.

● تغذیه
▪ نوع تغذیه
کشت تجارتی موفق میگوی آب شیرین به غذای مکمل نیاز دارد. نوع این غذا بسیار متنوع است و مواد زیر را دربر دارد: مواد خام جانوری یا گیاهی ، مخلوطهای غذایی تهیه شده در کنار استخر و غذاهای ترکیبی. در بعضی جاها نیز از برنـج و محـصولات فـرعـی بـرنـج به صـورت مـخلوط با غذاهای دیگر استفاده می‌شود.

▪ مقدار تغذیه
تـوصـیه کلی برای مقدار تغذیه روزانه وجود ندارد زیرا این مقدار بستگی به اندازه و تعداد میگوها در استخر ، کیفیت آب و خاصیت غذا دارد. بهترین رهنمود برای مجریان استخر ، تغذیه تا حد تقاضا است. غذا بطور معمول در اطراف محیط استخر در محلهای کم عمق که منطقه خوبی برای تغذیه است پخش می‌شود. در بعضی از مواقع غذا به منطقه تغذیه در چند متری کناره محدود می‌گردد.
در هر دو مورد مجری استخر می‌تواند ببیند چه مقدار غذا مصرف شده است. اگر هیچ غذایی در روز بعد باقی نماند، مقدار غذا باید افزایش یابد. اگر مقدار زیادی غذا بماند، مقدار آن را باید کاهش داد و یا حتی به مدت یک روز قطع کرد. مقدار اولیه غذای پیشنهادی با استفاده از جیره خشک ، همچون غذای ترکیبی جوجه در یک استخر دارای ۵ عدد در متر مربع باید در حدود ۶/۲۵ Kg/ha در روز باشد.

● برداشت
زمان برداشت بستگی به میزان رشد و اندازه بازاری مطلوب و تا حدی تکنیک مدیریت استخر دارد. اصولا در مدیریت استخر میگوی آب شیرین دو روش بسیار رایج وجود دارد. نخست ، تکنیک پرورش دسته‌ای که امکان می‌دهد جانوران تا اندازه بازاری متوسط یا تا هنگام تخلیه استخر به دلایل دیگر (مثلا کمبود آب ، پایین بودن درجه حرارت) رشد کنند، و سپس تمام محصول برداشت می‌شود.
تکنیک دیگر ، پرورش مداوم است به این ترتیب که معمولا یکبار در سال با تراکمی بسیار بیشتر از پرورش دسته‌ای به میگودار کردن استخر می‌پردازند و معمولا پس از ۷ - ۵ ماه بسته به میزان رشد (درجه حرارت) و اندازه قابل فروش محلی ، جانوران با اندازه بازاری بوسیله پره در فواصل زمانی منظم دست‌چین می‌شوند. استخرها را معمولا به طور کامل هر ماه یکبار و یا نصف استخر را ماهی دو بار برای جلوگیری از گل آلودگی تمام استخر پره کشی می‌کنند.

● عملیات پس از برداشت
اغلب میگوهای آب شیرین ، در نزدیکی محل پرورش در یخ یا زنده فروخته می‌شوند. میگوها را نیز می‌توان در تانکهای حمل هوادار به مشتریان عرضه کرد. میگوهای آب شیرین خصوصا در معرض صدمات آنزیمی پس از برداشت و مرگ هستند و بعضی پرورش دهندگان میگوها را در آب یخ فرو می‌کنند و آنها را در آب ۶۵ درجه سانتیگراد به مدت ۲۰ - ۱۵ ثانیه نگه می‌دارند تا سفید شوند و سپس آنها را در یخ به فروشگاه حمل می‌کنند.

● بیماریها
بیماریها معمولا عامل ثانوی هستند و از نقص بهداشت تانک ، تعویض غیر کافی آب ، کمیت یا کیفیت غذا ، و اکسیژن محلول در شرایط بد ناشی می‌شوند. تک سلولیها شایع‌ترین عامل بیماریهای لارو می‌باشند. عفونتهای قارچی لاروها در مواردی مشاهده شده است اما غالبا در پی بهداشتی‌تر کردن غذا و کاهش تراکم لاروها رفع می‌گردد. فورمالین ۲۰۰ - ۲۵۰ p.p.m روزانه به مدت ۳۰ دقیقه ، عامل موثری برای درمان بیماریهای ناشی از تک سلولیها و قارچهاست.
بیماری صدفی یا لکه‌های سیاه که بدیهی‌ترین بیماریهای پست لارو و میگوهای در اندازه بازاری هستند از تهاجم باکتریهای تجزیه کننده کیتین ناشی می‌شوند و در بعضی از مواقع با قارچها آلوده می‌گردند. تاری یا سفیدی بافتهای عضلانی که غالبا به طرف دم صورت می‌گیرد، احتمال دارد که واکنشی در برابر استرس باشد.

● صیادان
صیادی را اصولا سایر گونه‌های آبزی ، پرندگان ، مارها و انسان انجام می‌دهند. استفاده از تورهای با ارتفاع ۶۰ سانتیمتر با چشمه‌های ریز در اطراف استخرها برای جلوگیری از ورود صیادان مشکل‌آفرین به استخرها مفید است. مشکلات ناشی از هیدروزوآ بویژه به هنگام استفاده از منابع آب سطحی نمایان می‌شود. استفاده از مواد شیمیایی نیز برای مبارزه با هیدروزوآ بکار می‌رود. عمده‌ترین صیادان مشکل آفرین مارها و گربه ماهی رودخانه‌ای هستند. خرچنگهای گرد نیز مشکلاتی را بوجود می‌آورند، بویژه از آن‌رو که سوراخهایی در دیواره استخرها ایجاد می‌کنند. البته می‌توان آنها را با قرار دادن تله‌هایی در دیواره استخرها از بین برد.
آماده سازی استخرهای پرورش میگو

آماده سازی صحیح استخرهای پرورش میگو ؛ شرط لازم برای پرورش موفقیت آمیز میگو در آنها می باشد. آماده سازی شامل عملیات مختلفی است که بایستی برای استخرهای پرورشی نوساز وهمچنین بهره برداری شده در دوره قبلی پرورش، انجام پذیرد. هدف از آماده سازی، مهیا نمودن بسترتمیز و همچنین ایجاد کیفیت پا یدارومطلوب در آب استخرهای پرورشی است.

کاهش رسوبات آلی تجمع یافته در استخر:

مواد باقی مانده در کف استخرهای پرورشی ناشی از پس مانده های مواد غذایی و آلی تجمع یافته (در کف استخر) به سامانه پرورشی وترکیب یا بافت خاک استخرمرتبط است . مواد آلی باقیمانده به شکل خاک سیاه یا رسوبات سیاه رنگ، دارای بوی تند ی هستند که ناشی از حضور هیدروژن سولفوره در آن است. هیدروژن سولفوره گازی سمی است که شدیدا بر میگو اثر گذار است بنابراین ، رسوبات را بایستی قبل از ذخیره سازی جمع آوری یا با انجام عملیاتی اقدام به تجزیه آنها نمود.

زهکشی ؛ خشک کردن و عملیات پس از آن:

در استخرهایی که مواد باقی مانده حاصل از پرورش میگو چندان قابل توجه و چشمگیر نیست، می توان از طریق خشک کردن استخر اقدام به جمع آوری مواد زاید در آن نمود، به طوری که سطح کف استخر در اثر خشک کردن بایستی ترک ویا اصطلاحا سله بسته وسپس به جمع آوری و خروج مواد باقی مانده از طریق تراشیدن اقدام نمود .
برای استخرهایی که تجمع موادزاید باقی مانده در کف آنها قابل توجه وزیاد باشد با استفاده از وسایل مکانیزه (ماشین آلات ؛بلدوزر) و ابزار مخصوص اقدام به جمع آوری مواد زاید باقی مانده می نمایند. همچنین بعد از خشک کردن استخرها می توان با استفاده از وسایلی نظیر تراکتورهای کوچک باغبانی ؛ تراکتورهای دیگر و غیره اقدام به شخم زدن کف استخر به عمق 5 سانتیمتر کرد که هدف آن نیز افزایش فعالیت های میکروبی طبیعی استخر و انجام عمل اکسیداسیون در آن است .

یکی از معایب شخم زدن در استخرها افزایش مواد جامد معلق در آن پس از آبگیری می باشد، بنابر این فشرده سازی خاک کف استخر ( کمپاکت ) بایستی در دستور کار قرار گیرد. علاوه بر آن برداشت خاک کف استخر موجب می شود که زهکشی استخر دچار اشکال شود همچنین امتداد طول دوره پرورش نیز موجب افزایش بار مواد الی در کف استخر و نهایتاً نقصان و به هم ریختگی پایداری فاکتورهای کیفی آب استخر خواهد شد.

بر اثر خشک کردن کف استخر مواد زاید باقی مانده در کف استخر باید تغییر رنگ داده و به رنگ روشن برگردد و شکل خاک سالم را به خود بگیرد ولی ممکن است مواد آلی در خاک هنوز وجود داشته و مشکلاتی را در دوره بعدی پرورش ایجاد نماید .

در صورتی که امکان خشک کردن کف استخر بر اثر آفتاب خوردگی فراهم نباشد از طریق شستشو می توان اقدام به کاهش بار مواد آالی تجمع یافته در استخر کرد، بنابر این کار شستشوی استخر بایستی به دقت صورت گیرد تا از نفوذ باقی مانده مواد آلی در داخل خاک ( خاکهای شنی ) جلوگیری شود .

یکی از معایب شستشو ،ورود مواد آلی به محیط زیست طبیعی بوده و از مزایای این روش در مناطق با خاکهای اسید سولفاته آن است که در اثر خشک کردن، خروج مواد امکان پذیر نبوده و امکان اکسیداسیون در آن نیز فراهم نمی شود که با روش شستشو، مواد اسیدی به همراه مواد زاید به آسانی خارج می شوند .

توصیه می شود میزان pH ، پتانسیل RedOX و میزان کربن آلی خاک استخر بعد از برداشت محصول و قبل از آبگیری استخر مورد کنترل و اندازه گیری قرار گیرد . برای این کار در یک استخر یک هکتاری چهار نقطه را مشخص و اقدام به نمونه گیری از این نقاط می کنیم . علاوه بر آنها می توان کیفیت خاک استخر را در همان نقاط اندازه گیری کرد.

تسطیح کف استخر :

در زمان آماده سازی استخرهای پرورش میگو کار تسطیح نیز بایستی صورت پذیرد زیرا بر اثر به کار گیری هواده ها در زمان پرورش و همچنین برداشت خاک سیاه در زمان آماده سازی ، سطوح ناهموار در سطح استخر ایجاد شده و شیب مناسب استخر را از قسمت ورودی به خروجی به هم زده و در نهایت کار زهکشی استخر و یا تخلیه آب در زمان بر اشت محصول دچار اشکال می شود . بنابر این لازم است در زمان آماده سازی استخر و قبل از آبگیری و شروع مجدد پرورش، کار تسطیح استخر به منظور کاهش بار مشکلات در زمان برداشت محصول به خوبی صورت گیرد .

تعمیر سازه های ورودی و خروجی استخر و توریها :

در زمان آماده سازی استخرهای پرورش میگو و قبل از آبگیری استخرها برای شروع مجدد سیکل پرورش بایستی سازه های ورودی و خروجی استخرها ، توریها ، شاندورها و لوله ها به دقت مورد بررسی قرار گرفته و در صورت نقص در آنها ،اقدام به بازسازی آن نمود . توریهای مورد استفاده در قسمتهای ورودی آب نقش مهمی در جلوگیری از ورود موجودات ناخواسته به استخر در زمان آبگیری دارند . بنابر این لازم است به منظور پیشگیری از ورود شکارچیان و موجودات هرز، توریهای سالم نصب شده و در زمان آبگیری نیز بایستی به طور مرتب این توریها تمیز شده و از گرفتگی و پارگی شان جلوگیری نمود .

تعمیر دایک ها :

در زمان آماده سازی استخر بایستی دیواره های استخر به خوبی مورد بررسی قرار گرفته تا در صورت نفوذ و تراوش آب از دیواره ها اقدام به تعمیر و اصلاح آن برای جلوگیری از نفوذ آب انجام پذیرد .

پتانسیل یا OX Red :

پتانسیل Redox نشان دهنده تغییرات تدریجی کیفیت خاک می باشد . بنابر این کنترل این عامل قبل از شروع اولین سیکل تولید بایتسی مد نظر قرار گیرد . پتانسیل Red ox به وسیله یک میله خاص و ویژه و با واحد mv اندازه گیری شده و آن نشان دهند ه آن است که چه میزان کیفیت خاک استخر به واسطه تخلیه اکسیژنی کاسته شده است . میزان پتانسیل رد اکس در عمق 50 سانتی متری خاک ستخر بایستی بین 400 تا 500 mv باشد. وقتی که خاک استخر کاهش کیفی پیدا می کند تجمع خاک سیاه به آسانی قابل مشاهده و این عامل به واسطه بوی بد هیدروژن سولفوره مضاعف می شود .

مواد آلی :
میزان مواد آلی استخر باید کمتر از 5/3 در هزار باشد .

آهک پاشی استخر :
آهک پاشی استخر معمولا" پس از تمیز کردن کف استخر انجام می شود . برای این کار ابتدا استخر را به میزان خیلی کمی آبگیری و در آن وضعیت می گذارند . در صورتی که پ هاش خاک استخر خیلی پایین باشد این عمل چندین بار تکراروتخلیه می شود بنابراین میزان مصرف آهک در استخر پس از آخرین شستشو در بین استخر های مختلف متفاوت می باشد . آهک پاشی استخر به منظور ایجاد پ هاش مطلوب برای خاک استخر و قلیائیت ان صورت می گیرد . در زمان خشک کردن استخر ،میزان مصرف آهک بایستی به حداقل ممکن رسیده و آهک مورد نیاز بایستی در طول دوره تولید نیز مورد استفاده قرار گیرد .
در صورت استفاده همگام آهک با کلر، میزان کارائی هیپوکلرید کلسیم که برای حذف شکارچی های نقب زن ، جلبکهای رشته ای نامطلوب کف زی نظیر لوموت استفاده میشود، کاهش می دهد، . لازم است در هنگام آهک پاشی از وسایلی نظیر ، پیش بند ، چکمه ، ماسک ، دستکش استفاده کنیم .
هنگامی که قلیائیت و پ هاش آب بالا باشد ( پ هاش بیش از 8 و قلیائیت به بیش از 80 میلی گرم در لیتر ) استفاده از آهک ضروری نیست .
آهک هیدراته، فقط در زمانی که پ هاش خاک استخر کمتر از 5 باشد استفاده شده و لازم است آهک را در تمامی سطوح کف استخرپخش نموده و در نقاطی که مواد زاید تجمع یافته زیاد است میزان بیشتری در آن نواحی پخش شود .

آهک کشاورزی : ( Caco3 )

آهک کشاورزی مورد استفاده در آبزی پروری بایستی پودری و میزان کربنات آن بیش از 75 درصد باشد . هدف اصلی استفاده از این آهک افزایش ظرفیت بافری آب استخر پرورش میگو می باشد . برای اطمینان از کیفیت آهک کشاورزی لازم است محلول 10 درصد آن تهیه پ هاش آن مورد سنجش قرار گیرد در صورتی که پ هاش محلول 10 درصد آماده ،9 باشد آهک خوبی تلقی می شود .

2- دولومیت ( Mgca(co3 ):

یک نوع دیگر از سنگ آهک است که علاوه بر کلسیم دارای منیزیوم نیز می باشد . همانند آهک کشاورزی این آهک نیز باعث افزایش ظرفیت بافری آب استخر می شود و محلول آماده10 درصد آن، بایستی دارای پ هاش بین 9تا10 باشد .

آهک هیدراته ( Ca(oH)2 ) :

این آهک برای افزایش پ هاش خاک استخر استفاده می شود . ومحلول 10 درصد آن بایستی دارای پ هاش 11 باشد .


میزان آهک مورد استفاده و توصیه شده در زمان آماده سازی استخر :

پ هاش خاک آهک کشاورزی مورد نیاز آهک هیدراته
(کیلوگرم/هکتار) (کیلوگرم/هکتار)
بیش از 6 کمتر از1000 کمتراز 500
بین 5تا6 کمتراز 2000 کمتر از1000
کمتر از 5 کمتراز3000 کمتراز 1500


پ هاش چیست (تعریف پ هاش)

پ هاش خاک یا فعل و انفعاال (کنش و واکنش ) خاک یک شاخصی از اسیدیته و یا قلیاییت خاک بوده و بصورت واحد پ هاش اندازه گیری می شود . پ هاش خاک در واقع بصورت منفی لگاریتم غلظت یون هیدروژن تعریف میشود . مقیاس پ هاش از صفر تا 14 می باشد که پ هاش 7 ،نقطه خنثی آن می باشد .


هر چه قدر میزان یون هیدروژن در خاک افزایش یابد پ هاش خاک کاهش یافته وبه طرف اسیدی می رود . پ هاش خاک وقتی که به طرف صفر حرکت کند نشان دهنده افزایش اسیدیته خاک و هر چه پ هاش از عدد 7 به طرف 14 برود به معنای افزایش قلیا ییت یا با زی خا ک استخر می باشد .

اندازی گیری پ هاش خاک :

اندازه گیری پ هاش خاک بر اساس ویژگی ها و معیارهایی که به کار گرفته می شود به آسانی قابل اندازه گیری است . دقیق ترین روش اندازه گیری پ هاش خاک استفاده از دستگاه پ هاش متر می باشد وروش دوم برای اندازه گیری پ هاش خاک که روشی ساده و آسان ولی بادقت کمتر از روش اول است، استفاده از شاخص های رنگی می باشد .


بسیاری از رنگها با افزایش و یا کاهش پ هاش خاک ،تغییر رنگ داده و با این روش می توان به برآورد پ هاش خاک اقدام نمود . برای تهیه پ هاش خاک نمونه ها در رنگ آغشته شده و برای مدت چند دقیقه باقی و تغییرات رنگ آن برررسی می شود . با این روش می توان به اهداف مورد نظر دسترسی پیدا کرد . ممکن است پ هاش خاک از یک نقطه به نقطه دیگر تغییرات قابل توجهی داشته باشد . به همین منظور برای تعیین پ هاش خاک استخر ، چندین نقطه در یک استخر انتخاب و نمونه گیری و سپس نمونه ها را جمع آوری و پس از مخلوط و آماده نمودن آن، اقدام به تعیین پ هاش متوسط خاک می شود .
پ هاش خاک بایستی در نقاط ثابت کف استخر برای مقایسه اطلاعات جمع آوری شده و همچنین ارزیابی کیفیت خاک کف استخر صورت گیرد . برای دو نقطه تعیین شده در سه مقطع ( سطح ، یک سانتی متری عمق ، دو سانتی متری عمق خاک ) پ هاش اندازه گیری می شود .

کنترل موجودات ناخواسته :

توصیه می شود که در استخرها تمام موجودات ناخواسته از جمله ( خرچنگها ، ماهیها ) قبل از آبگیری استخر حذف شوند . برای حذف ناخواسته ها و شکارچیان استخر با استفاده از مواد ذیل می توان اقدام نمود :


1 - روتنون : این ماده برای کشتن ماهیها خیلی موثر است ولی قیمت آن بالا می باشد . میزان مصرف آن 5/1 تا 2/1 میلی گرم در لیتر برای حجم کوچک و حجم بالای آب به ترتیب میباشد .


2- هیپوکلرید کلسیم 65% :
این ماده برای کشتن تمام موجودات باقی مانده در چاله ها خیلی موثر است . میزان مصرف آن 10 تا 300 میلی گرم در لیتر است و لازم است حجم آب مورداستفاده به درستی برآورد و محاسبه شود .


3- تفاله تخم چای :
تفاله تخم چای برای از بین بردن ماهیهای هرز وارده به آب استخر کاربرد دارد. این ماده یک هفته قبل از ذخیره سازی بچه میگو و پس از آبگیری آن استعمال می شود . میزان مصرف آن 12 میلی گرم در لیتر بوده که پس از تعیین وزن مورد نیاز آن را در آب خیسانده و سپس در سرتاسر استخر پخش می نمایند . این ماده علاوه بر کشتن ماهی های هرز خاصیت غنی سازی استخر را نیز دارد .

 

 

 

 

 

مدیریت رسوبات دراستخرهای پرورش میگو
نویسنده: U Win Latt
مشاور آبزی پروری در تایلند
Email:aquabco@cscoms.com
مترجم :علی محمدیاری
E mail:alimohdyari@yahoo.com


مختصری بر تاریخچه لجن:
پرورش میگو به شیوه متراکم از اواسط دهه 1980 میلادی (به خصوص از جنوب شرق آسیا ) آغازو توسعه یافت . میزان تولید میگوی پرورشی نیز به تبع توسعه سطح زیر کشت و اجرای سیستم پرورش متراکم میگوروند صعودی پیدا کرد.
بهبود مدیریت آب و مواد زائد حاصله از پرورش میگو به واسطه ایجاد پاره ای از مشکلات در پرورش میگو از دهه های گذشته آغاز و از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده است.
در گذشته، بیشتر موضوعات مدیریتی در پرورش میگو در ارتباط با آب و مواد زاید موجود در آب متمرکز بود وتوجه کمتری بر مدیریت مواد جامد و نیمه جامد حاصله از پرورش میگو و یا اصطلاحا" لجن حاصله از پرورش میگو در استخرها جهت بهبود وضعیت آن صورت می گرفت که در حال حاضر به دلیل حساسیت اثرات زیست محیطی ناشی از فعالیت پرورش میگو و پساب آن توجه ویژه ای با این موضوع با توسعه تکنیک های بهبود مدیریت آب شامل پیش فرآوری و سیستم چرخشی آب توسط محققین و آبزی پروران صورت می گیرد هر چند این موضوع هنوز به طور کامل مورد توجه قرار نگرفته است.
بعد از گذشت سالها از فعالیت پرورش میگو ، لجن و یا زائدات حاصله از فعالیت پرورش هنوز به عنوان یک معضل تلقی شده و آبزی پروران نیز در این موضوع نگران هزینه سرمایه ای اولیه و محدویت سطح در مزرعه خود برای اعمال مدیریت بر آن با توجه به مزایای این عمل می باشند .
بر اساس مطالعات نویسنده ، در سه استان جنوبی تایلند(رانونگ،فانگ گا و چامپون) آبزی پروران تمایل به داشتن تکنیک های مدیریتی برای بهبود مواد زائد حاصله در استخرهای خود دارند ولی اطلاعات کافی برای ایجاد تغییرات موثر بر آن را دارا نمی باشند.
بنابراین ،ایجاد روش مدیریت اصولی برای رسوبات شامل فرآوری ، نگهداری،رهاسازی و بازیافت آن برای مدیریت تولید پایدار پرورش میگو ضروری است و در این نوشتار، به پاره ای از رهیافت های به کار گیری شده از سوی آبزی پروران تایلند پرداخته می شود.


لجن:
به مواد زائد حاصله از پرورش میگو که در طول دوره پرورش میگو در کف استخر جمع می شود لجن و یا رسوبات می نامند .این مواد به شکل جامد،نیمه جامد،مایع وگاز ناشی از مواد غذایی مصرف نشده ،پوسته میگو،لاشه میگو ، مدفوع ،مواد مترشحه میگو و رسوبات حاصله از فرسایش خاک می باشند که در کف استخر تجمع می یایند.
بخشی از این مواد از طریق سیستم تعویض آب خارج می شود و بقیه موارد در کف استخربه شکل جامد و نیمه جامد باقی می مانند فلذادر این مقاله بیشتر به رسوبات مواد جامد و نیمه جامد استخر پرورش میگو پرداخته خواهد شد.


مشخصات لجن:
مشخصات لجن به نوع و طراحی استخر،رژیم مدیریتی استخرو نهاده های ورودی به استخرهای پرورشی و اصولا" به طبیعت و منبع آن بستگی دارد. لجن حاوی مقدار زیادی مواد آلی ،نیتروژن و فسفر ( بیش از خاک های نرمال) و همچنین دارای نیاز اکسیژن بیولوژیکی(BOD )و شیمیایی(COD )بالا بوده که حاکی از بالا بودن میزان بار مواد غذایی در آن می باشد. بنابراین انجام فرآوری ویژه قبل از دور انداختن و مصرف آن ضروری می باشد.


مشخصات کیفی و کمی لجن بعد از برداشت میگو:
H2S 13.6mg/kg
NH3-N 45.9 mg/kg
No2-N 0.2mg/kg
No3-N 0.4mg/kg
Po4 1.2mg/kg
PH 5.8
% Organic matter 16


اثرات لجن:
•اثر بر پرورش میگو
لجن اثرات متعددی بر رشد،بقاء و کیفیت آب پرورش میگو دارد.برداشت لجن از کف استخر به طور قابل ملاحظه ای بر کاهش غلظت مواد آلی غذایی در آب ونتیجتا" در کاهش میزان فیتوپلانکتون و حاصلخیزی استخر تاثیر دارد. در پرورش میگوی ستی فروس، بقاء و میزان تولید در اثر عدم برداشت لجن از استخر کاهش نشان داده و در پرورش میگوی منودن نیز ارتباط منفی با میزان آمونیوم و غلظت سولفید در رسوبات آشکار شده است.
تجمع لجن در کف استخر نه تنها باعث افزایش نیاز اکسیژنی در رسوبات می شود بلکه در ایجاد شرایط بی هوازی در استخر وتولید گازهای مضرنظیر هیدروژن سولفید و.... نیز اثر گذار است.
رسوبات موجود در استخر موجب مصرف اکسیژن محلول در آب استخر شده و از این طریق میزان اکسیژن کف استخر که محل زیست میگو می باشد کاهش یافته و از این طریق موجب استرس و همچنین حساسیت بیشتر آنها به بیماری می شود.علاوه بر آن گازهای حاصله از شرایط بی هوازی در استخر موجب بی اشتهایی میگو و به تبع آن افزایش FCR و فساد بیشتر آب از نظر کیفی می شود بنابراین مدیریت لجن استخر، نقش مهم و حیاتی در زمان پرورش میگو در میزان تولید و پیشگیری از بیماریها دارد.


•اثر بر محیط زیست
اطلاعات کمی راجع به اثرات لجن بر محیط زیست موجود می باشدولی لجن حاصله از پرورش میگو، اثرات منفی،خنثی و مثبت بر محیط زیست داشته و درجه اثرات آن بر محیط زیست بستگی به نحوه مدیریت لجن در زمان پرورش و پس از برداشت میگو دارد . معمولا" درمباحث، بیشتر به اثرات منفی آن پرداخته شده و از بیان اثرات مثبت آن به واسطه ترس از اهمال و قصور در مدیریت لجن در استخرهای پرورش چشم پوشی می شود. اگر چه رهاسازی لجن به محیط زست سر و صدای زیادی رادر صنعت پرورش میگو از منظر مباحث زیست محیطی ایجاد نموده ولی اثرات محیطی ناشی از ورود لجن به محیط زیست از سه نظر قابل بررسی و تفکیک می باشد.
1- اثر برکیفیت آبهای ساحلی و هیدرولوژی آن2- اثر بر موجودات آبزی 3- اثر بر گیاهان مانگرو و گیاهان خشکی زی
1) اثر بر کیفیت آبهای ساحلی و هیدرولوژی.
از آنجایی که لجن استخرهای پرورش میگو، حاوی مقدار زیادی مواد تغذیه ای می باشد بنابراین در صورت تخلیه پساب و لجن حاصله از پرورش میگو بدون انجام فرآوری آن ، حاصلخیزی در آبهای ساحلی ایجادمی شود.
ورودمقدار کم و معتدل مواد لجنی به آبهای باز ساحلی نیز موجب ایجاد منابع غذایی برای تعدادی از موجودات آبزی شده زیرا نیتروژن و فسفر بالای موجود در آن موجب رشد گیاهان آبزی می شود بنابراین قبل از ورود و تخیله آن به محیط زیست بایستی عملیات فرآوری بر روی آن صورت پذیرید.


2)اثر بر موجودات آبزی ساحلی.
ورود لجن( بدون فرآوری) به منابع آبی به واسطه دارا بودن مقدار زیادی ذرات مواد جامد معلق (مواد جامد معلق به میزان 4200 میلی گرم در لیتر در استخرهای پرورش میگوی متراکم با پوشش پلاستیکی ) گزارش شده است .این مواد با گل آلودگی بالا(turbidity) باعث کاهش نفوذ نور به داخل آب شده و به عنوان یک عامل محدود کننده در فتوسنتز و کاهش میزان اکسیژن محلول در آب های گیرنده شده و از این طریق باعت استرس بر موجودات آبزی می شوددر صورتی که عمل ورود و وجود مواد معلق طولانی مدت باشد اثرات زیان آوری بر موجودات ساکن در بستر خواهد داشت. وجود مواد نیتروژن و فسفر بالا در لجن باعث ایجاد شکوفایی بالا در این نواحی نیز خواهد شد.


3)اثر بر گیاهان مانگرو و گیاهان خشکی زی.
برخی ازمطالعات انجام شده نشان داده است که ورود پساب و موادحاصله از پرورش میگو باعث رشد برخی از گونه های مانگرو می شود برای مثال یک مخلوطی از 75 درصد لجن و 25 درصد خاک باعث رشد گونه های مانگرو از جمله (Rhizophora mucronata ،R. apiculata وBruguiera cylindrical) می شود و بر اساس بررسی نویسنده، و گزارش تعدادی از پرورش دهندگان میگو در مناطقی که لجن ها به صورت توده ای نگهداری می شدند در آن مناطق گیاهان مانگرو از رشد بهتری برخوردار بودند.احیاء گیاهان مانگرو به ویژه نوع چندل در کانال های تخلیه مزارع میگو که به صورت نصف از آن با پساب مزارع میگو پر شده بود اتفاق افتاده ( در استان sinkawan محل پروژه پرورش میگوی Tirjawai در غرب کالی مانتن اندونزی) ولی بایستی از تخلیه لجن های حاصله از پرورش میگو در درون جنگل های طبیعی مانگرو به دلیل بالا بودن بار مواد آلی آن به صورت مستقیم پرهیز نمود زیرا این عمل ممکن است باعث عدم تنفس ساختار ریشه های این گیاه شود.
نمک موجود در لجن نیز می تواند مشکل ساز شود فلذا در استعمال آن برای گیاهان خشکی زی بایستی دقت و توجه شود.میزان تحمل گیاهان بر اساس نوع آن متفاوت می باشد درخت نارگیل دارای تحمل بیشتری نسبت به گونه های شدیدآب شیرین می باشد.مشخصات لجن حاصله بر اساس کیفیت آب استخر،میزان نهاده ورودی به استخر و بارندگی در آن منطقه متغییر خواهد بود و از نظر منطقی استخرهای با شوری بالا دارای لجن شورتری بوده و استخرهای با شوری پایین تر و مناطق با بارندگی و یا اینکه در معرض بارندگی بوده اند از شوری پایین تری برخوردارند.در بررسی نویسنده و بر اساس گزارش برخی از پرورش دهندگان با افزودن لجن بر پای گیاهان عنبه هندی میزان رشد رویشی (برگ آنها )افزایش یافت ولی میوه دهی(رشد زایشی) حاصل نشدودر خصوص استفاده از آن برای درختان موز هیچ گونه گزارش منفی با توجه به استفاده منظم آن ارائه نشده است.
استفاده از لجن خشک ( بیش از 15 روز عمر) و ریختن آن در پای درختان کائوچو به مدت دو سال متوالی در ناحیه کوری بوری از استان فان گا بهره گیری شده ودر یک مزرعه تولید گل و گیاه یاسمن در ناحیه کوری بوری نیز کودهی با استفاده از مواد خام لجن برای چند سالی استفاده می شودو هیچ علامت منفی از کاربرد آن مشاهده نشده است.این اطلاعات به وضوح نشان می دهد که پتانسیل بالقوه برای استفاده از لجن برای اهداف دیگر نیز وجود دارد.


مدیریت لجن:
اصولا"،مدیریت لجن در دو فاز جداگانه یکی در زمان و حین انجام عمل پرورش میگو و دیگری بعد از برداشت میگو اعمال می شود. این عمل با استفاده ازاستراتژی کامل و با بهره گیری از 4 رویکرد اساسی کنترل،فرآوری،دور یختن و مصرف مجدد صورت و انجام آن با استفاده از تکنیک های مدیریتی از یک مزرعه به مزرعه دیگر و بسته به سلیقه پرسنلی،توانایی مالی،شایستگی و نوع مدیریت در مزارع پرورشی متفاوت می باشد.


فاز اول- مدیریت رسوبات (لجن) استخرهای پرورش میگو در دوره پرورش
در حین دوره پرورش میگو، آبزی پروران با بهره گیری از اهرم های مدیریتی مختلف و بسته به موقعیت پرورش ،شرایط استخر ، شرایط محیطی و منابع در دسترس، لجن و یا رسوبات حاصله را مدیریت می کنند.سه اهرم و یا تکنیک مورد استفاده در مدیریت آن نگه داشتن ،برداشت لجن و معلق سازی آن صورت می گیرد.
در تکنیک مدیریتی باقی گذاشتن لجن در استخر که اثرات منفی کمی به دنبال دارد
در این شیوه با استفاده از هواده ها اقدام به متمرکز کردن لجن در مرکز استخر نموده و بقیه نواحی استخر به کمک جریان هواده پاک و محل زیست و تغذیه میگو ها می شود.در این تکنیک از هواده های مختلف برای ایجاد جریان در آب و هدایت لجن ها و رسوبات به مرکز استخربهره گیری می شود.برخی از پرورش دهندگان با ایجاد شیارها و یا گودال ها به اشکال مختلف و باریک در تجمع و هدایت لجن به این نواحی کمک نموده و رسوبات را در حجم کوچکی جمع آوری می کنند.این رویکرد اغلب با ادغام و تدبیر کنترل و معلق سازی بخشی صورت می گیرد.
در روش کنترلی کاهش حجم لجن، اقدام به مدیریت بهینه غذا و غذادهی و جلوگیری از فرسایش خاک صورت می گیرد.در این روش از مواد شیمیایی اکسی دان نیز ممکن است برای ایجاد شرایط تجزیه هوازی در بستر استخر ها و بهبود کیفیت آب پرورش استفاده شود. برخی از پرورش دهندگان با استفاده از مواد پروبیوتیک برای بهبود لجن تجمع یافته در کف استخر در شرایط هوازی بهره گیری می نمایند. نویسنده در زمان مطا لعه در جنوب تایلند در 15 مزرعه پرورش که از ابتدای دوره پرورش ، برای بهبود کیفیت لجن از پروبیوتیک که به صورت روزانه برای ایجاد جمعیت کافی باکتری های مورد نظر استفاده می کردند مشاهده نموده است.اثرات استفاده از پروبیوتیک کاملا"روشن نیست ولی برخی از پرورش دهندگان مدعی هستند که پس از استفاده از آن میزان لجن استخر کاهش یافته ولی برای اثبات این ادعا نیازمند آزمایشات مقایسه ای در شرایط کنترلی می باشد.
علاوه بر آن از متد معلق سازی بخشی نیز برای تکمیل روش باقی ماندن لجن در استخر استفاده شده وبخشی از مواد معلق از طریق هوادهی کف و با ایجاد شرایط هوازی برای تجزیه بیولوژیکی صورت گرفته و از این طریق باعث کاهش حجم لجن و بهبود کیفیت آب پرورشی می شود.
در تکنیک مدیریتی برداشت لجن در حین پرورش با ایجاد فضای تمیز برای میگو ها، کاهش میزان غذای ورودی (بهبود اف سی آر) ،همچنین بهبود رشد میگو و کاهش خطرات بیماری که از جمله موارد مثبت آن محسوب می شود استفده می شود.
برداشت کامل لجن استخر در حین دوره پرورش عملی نبوده زیرا این کار باعث کاهش مواد مغذی مورد نیاز زی شناوران گیاهی در اکوسیستم استخر و سقوط آن را به دنبال خواهند داشت و تنها می توان بخشی از لجن موجود در استخر را در حین پرورش خارج نمود زیرا برداشت کامل آن از استخر به معنی خروج مواد مغذی نیز تلقی شده ولی در تکنیک هدایت لجن به مرکز استخر همیشه مقداری از آن در سطوح مختلف استخر باقی و یا با افزایش تدریجی موادغذایی به استخر میزانی از آن فراهم و تامین شده و در رشد زی شناوران گیاهی نقش دارد.
در استخرهای آبزی پروری به ویژه در حین دوره پرورش ،میزان مصرف اکسیژن در آنها بالا می رود زیرا در این استخرها با ورود مواد غذایی و به نوعی افزایش مواد آلی روبرو می شویم فلذا برای شکستن و تجزیه مواد آلی توسط ارگانیزمهای ریز در شرایط هوازی ،اکسیزن زیادی مصرف می شود. در سیستم پرورش میگوی متراکم، میزان نهاده ورودی استخر به ویژه غذا بالا است و تجمع این مواد به صورت رسوب در کف استخر باعث افزایش بار آلی استخر می شودبنابراین اکسیژن زیادی برای تجزیه مواد آلی توسط میکروارگانیزمها مصرف شده و نیاز اکسیژنی استخر افزایش می یابد بنابراین در صورت عدم دسترسی اکسیژن به کف استخر، شرایط بی هوازی در آن حاکم شده و موجب تشکیل گاز هیدروژن سولفوره و.... می شود فلذا برای جلوگیری از این موضوع یا شرایط غیر مطلوب در محیط استخر بایستی رسوبات استخر از طریق برداشت و خروج آن از استخر در طی زمان معین مدیریت شود.


تکنیک های برداشت لجن
ابزار مختلفی برای برداشت لجن استخرها در حین دوره پرورش به کار می روندبرخی از مزارع دارای امکانات زهکشی مرکزی در استخر می باشند که از یک لوله مرکزی و در کنار آن از ساختار لوله ای فرعی به لوله مرکزی ضمیمه شده است.لوله های اضافه شده به لوله زهکشی اصلی مرکزی موجب جمع آوری لجن بخش های میانی استخر و هدایت آن به سوی زهکش مرکزی و سپس به کانال زهکش با استفاده از پمپ های مکش الکتریکی و مکانیکی می شوند.این تکنیک نیازمند انرژی و نیروی انسانی است و لی باعث بهبود کیفیت بستر استخر و تولید ایمن در حین دوره پرورش می شود.
برخی از مزرعه داران با استفاده از ابزار و یا دستگاه های چرخشی اقدام به برداشت رسوب استخر می نمایند که این روش نیازمند انرژی زیادی نمی باشد و به آسانی موجب ایجاد جریان در استخرمی شود .استفاده از این ابزار نیازمند هزینه اولیه برای ساختار اولیه پایه ای است که با وجود هزینه آن ارزشمند می باشد.
روش معلق سازی مجدد رسوبات با استفاده از هواده و به هم زنندگان بیولوژیکی (ماهی ها) انجام می شود ولی این تکنیک به طور وسیع در مزارع پرورش به کار گرفته نمی شود در این روش ذرات کوچک معلق شده موجب افزایش سطح، برای تجزیه سریعترآن توسط باکتریها می شود این روش نیازمند نیاز اکسیژنی زیاد در استخر برای فعالیت باکتریها می باشدفلذا اکسیژن محلول بیشتری در آب برای ایجاد بالانس اکسیژنی در استخر نیاز خواهد شد .
در صورتی که مواد جامد معلق در آب زیاد شود این امرموجب کاهش نفوذ نور که در فتوسنتز نیاز می باشد می شود. بنابراین برای انجام این شیوه نیازمند کنترل و تجربه در معلق سازی رسوبات استخر، برای کاهش مسائل مبتلا به در استخر می باشد.
معلق سازی مجدد رسوبات کف استخر با شیوه بهم زدگی بیولوژیکی، اثرات متعادل تری بر روی کیفیت آب استخر خواهد گذاشت.ولی ذخیره سازی مجدد ماهی در استخر علاوه بر کارائی ، موجب افزایش بار توده زنده در استخر جدا از رقابت غذایی می شود.
مزرعه ای که از بچه ماهی جنس نر تیلاپیا برای پرورش توام با میگو و با تعداد 2000 قطعه در هکتار و 45 روز بعد از رها سازی میگوی منودون ذخیره سازی شده دارای تولید خوب و با FCR ،1.72 و تولید تیلاپیای 300 گرمی به عنوان محصول ضمنی مناسب به نظر می رسد.
در سالهای اخیر یک تعدادی از پرورش دهندگان میگو با تکنیک هوادهی از کف برای بهبود کیفیت مواد جامد معلق که به صورت تدریجی به عنوان رسوبات تشکیل می شود بهره گیری می نمایند.
برای این منظور با استفاده از لوله های پی وی سی (PVC) به قطر یک اینچ که در آن سوراخ های کوچکی تعبیه شده است به فاصله 2تا 4 متر در کف استخر کار گذاری و به لوله اصلی(2.5 تا3.5 اینچ) هواده متصل شده و با استفاد ه از پمپ هواده ایر بلوئر که در دیواره استخر مستقر شده است کار هوادهی انجام می گیرد در این روش با ایجاد هوادهی از کف، ضمن بر هم خوردن رسوبات کف و معلق شدن آن باعث فراهم نمودن اکسیژن به تمامی سطوح استخر به ویژه کف شده و شرایط هوازی برای تجزیه باکتریایی را فراهم نموده و از این طریق تنها میزان کمی رسوب در استخرباقی مانده ولی در این تکنیک افزایش FCR و نرخ رشد به خوبی مدیریت نمی شود اما برخی از پرورش دهندگان معتقدند با استفاده از مواد پروبیوتیک میزان تجزیه مواد آلی در این روش افزایش یافته و نتایج خوبی حاصل شده است.


فاز دوم- مدیریت رسوبات استخر پس از برداشت میگو:
این روش در مزارع پرورش میگو به خوبی عملی نشده و تصور عمومی بر این است که این کار مستقیما" در تولید اثر گذار نیست و همچنین به واسطه هزینه های مترتب بر آن استقبال نمی شود. در سالهای اخیر پرورش دهندگان توجه ویژه ای به مدیریت رسوبات استخر پس از برداشت میگو به دلایل مختلف نموده اند .
برداشت و شستشوی لجن کف استخر با استفاده ازآب ( آب فشار قوی) که در حال حاضر این روش در مناطق با تراکم زیاد مزارع پرورشی کمتر معمول و باعث اعتراض صیادان محلی ،پرورش دهندگان آبزی در قفس و دیگر استفاده کنندگان از منابع آب را در بر داشته است. رسوبات حاصله از پرورش میگومعمولا" با استفاده از نور خورشید خشک و در صورت بارندگی میزان شوری آن کاسته می شود .
مدیریت صحیح لجن پس از برداشت میگو، به چهار طریق یا فاز کنترل،فرآوری،برداشت و نگهداری ویا مصرف مجدد صورت می گیرد.(هدف نهایی مدیریت لجن بازیافت و استفاده مجدد از آن و افزایش حاصلخیزی می باشد).
در مدیریت لجن ترتیب و سطح مدیریتی در ارتباط با حفظ و نگهداری محیط زیست با توجه به نوع فاز افزایش می یابد.


مرحله کنترل:
این مرحله در واقع ، پیشگیری از اثرات لجن بر پرورش میگو و کاهش تخلیه لجن فرآوری نشده به منابع آبی( محیط زیست) می باشد.این فاز شامل برنامه ریزی صحیح برای فرآوری لجن و فعالیت های نگهداری آن در مزرعه است.
درجه و میزان کنترل بستگی به آگاهی ، میزان توانایی مالی پرورش دهنده،شرایط محلی و به قوانین و مقررات مسئولان امور وابسته است.
مرحله فرآوری
این مرحله به منظور کاهش حجم و سمیت لجن جهت استفاده در اهداف دیگر می باشد. این کار به صورت حرفه ای خیلی ساده نیست و بستگی به تکنیک مدیریت استخر،نوع استخر و نهاده های ورودی استخر دارد . فرآوری اولیه ساده ،نظیر آبگیری لجن از طریق خشک کردن آن در نور آفتاب و یا دربسترهای شنی که در حال حاضر توسط پرورش دهندگان در برخی از مزارع جنوب تایلند اعمال می شود.با خشک نمودن لجن یک بخش زیادی از مواد سمی و جمعیت باکتریایی ان کاهش یافته و در مناطق باتلاقی و جنگل های مانگرو و دیگر روش های مرسوم و سنتی استفاده می شوداز آنجایی که تغییر خصوصیات لجن ، مکان و یا شرایط فرآوری زایعات متفاوت می باشد.بنابراین زمان پروسه فرآوری و طرح های انجام آن ضروری است به موارد ذیل توجه شود.
1-رویکرد و رهیافت کلی و روش انجام کار فرآوری و ارزیابی لجن
2- فاکتورهای موثر بر خصوصیات لجن
3- قوانین ،استاندارد محلی و منطقه ای در مصرف ورهاسازی آن.
نگهداری وخروج لجن مستلزم برنامه صحیح و بایستی همسو با محیط زیست و با روش ایمن باشد. اجرا و انجام این روش باعث بهبود کیفیت زیست محیطی و کاهش مخاطرات بهداشتی می شود.هدف نهایی از مدیریت لجن استفاده آن از طریق بازیافت مواد زائد و افزایش حاصلخیزی آن در دیگر بخش های تولیدی نظیر کشاورزی می باشد.
لجن برای پرورش میگو به عنوان منبع غذایی در تولید فیتوپلانکتون نیز مفید بوده و برخی از پرورش دهدگان میگوی تایلندی و اندونزیایی لجن و رسوبات را در داخل استخر بعد از برداشت میگو با انجام عملیات فرآوری و آماده سازی برای ایجاد شرایط لازم جهت پرورش در سیکل بعدی نگهداری می نمایند.
برخی از پرورش دهندگان میگوی تایلند و اندونزی لجن های خشک شده را در محل های خاص( با ساختار خاکی) به عنوان زباله برای کاهش مخاطرات دفن می نمایند. در حال حاضر در تایلند برخی از شرکت ها مشغول تولید نوعی کود به منظور استفاده کشاورزی از آن می باشند و در حال حاضر این کود در بازار مصرف تایلندموجود بوده و از آن برای اهداف مختلفی از جمله کود کشاورزی ودر پرورش گیاهان زینتی استفاده می نمایند. برای مثال در استان فان گا از این نوع کود برای پرورش گل یاسمن در یک گلخانه تولیدی گل که صاحب آن در حال پرورش 400 نوع گل و گیاه می باشد استفاده می شود. همچنین از این نوع کود در پای درختان کائوچو در یک مزرعه در استان رانونگ استفاده می شود و ضروری است در استفاده از این نوع کود در مصارف گیاهی دقت خاصی برای اخذ نتایج مثبت و عدم اثرات منفی بر گیاهان صورت گرفته و با توجه به پتانسیل بالای آن بایستی مطالعات عملی در خصوص استفاده از آن انجام شود.


دستورالعمل مدیریت رسوبات در حین دوره پرورش:
موارد ذیل به عنوان راهنمای کلی در مدیریت رسوبات برای پرورش دهندگان میگو است و این امر، کمک سازمانهای دولتی مرتبط با موضوع را نیز می طلبد.
• تمام مزارع تولید میگو(با توجه به انداز و یا ظرفیت تولید) بایستی دارای مکان مشخص و با مساحت معین برای نگهداری زایعات حاصله قبل از برنامه ریزی برای هر فعالیت تولیدی باشند.
• محل نگهداری زایعات بایستی در هرسیکل تولیدی با در نظر گرفتن شرایط محلی،محیطی و الزامات دولتی تنظیم شود.
• مزارعی که از رویکرد مدیریتی نگهداری زایعات استفاده می نمایندبایستی از سیستم مدیریتی اضافی برای کاهش حجم رسوب و بهبود کیفی رسوبات در هنگام کار اعمال نمایند.
• مزارعی که از رویکرد مدیریتی برداشت لجن استفاده می نمایند بایستی از سیستم مدیریتی صحیح زایعات قبل از خروج آن از محیط مزرعه اعمال نمایند.
• استفاده از مواد شیمیایی و دارو ها برای مدیریت لجن تا حد امکان پرهیز شود.
دستورالعمل مدیریت رسوبات بعد از برداشت میگو:
• لجن حاصله از پرورش میگو نبایستی مستقیما" به محیط زیست وارد و یا تخلیه شود.
• در مزرعه بایستی مکان و مساحت مشخصی برای نگهداری لجن حاصله پیش بینی شود.
• فر آوری اولیه نظیر لای گیری اولیه(ته نشینی) و خشک نمودن آن قبل از رهاسازی وخروج آن بایستی صورت گیرد.
• یک درجه معینی از فرآوری بایستی برای لجن قبل از خروج و بیرون ریختن آن بر اساس شرایط و وضعیت لجن:(کیفیت،حجم و ویژگی استخر از نظر دریافت برخی از پروبیوتیک ها و درمان آنتی بیوتیکی و یا یا اینکه استخر مواجه با مشکلات بیماری بوده است یا نه) به کار گرفته شود.
• از ریختن هر گونه رسوبات اعم از لجن خشک و تر در محیط آب شیرین بایستی پرهیز شود.
• محل تخلیه و قرار دادن لجن به هیچ وجه نبایستی نزدیک منابع آب شیرین باشد.
• تا آنجایی که ممکن است بایستی رسوبات حاصله باز یافت و مجدد بهره گیری شود.
منبع:
مجله آبزیان آسیا، سال2002 ،جلد 7 ،ش

 

 

 مدیریت کیفیت آب در استخرهای پرورش میگو

مقدمه:
مدیریت وحفظ کیفیت آب در استخرهای پرورش میگو و همچنین مدیریت غذا و غذادهی به طور گسترده ای به هم وابسته و دارای اثرات متقابل بوده و در تولید پایدار میگوی پرورشی و در آمد زایی آن نقش اساسی ایفا می نمایند.
حفظ فاکتورهای کیفی آب مزارع پرورش میگودر دامنه مناسب و مورد قبول برای رشد مطلوب میگوهای در حال پرورش ضروری است و نبایستی میزان آنها به حد مرگ آور برسند.
برخی از پارامترهای کیفی آب پرورش میگو به همراه دامنه مطلوب آن که در صنعت پرورشی دارای اهمیت می باشند به شرح جدول ذیل می باشند.


تعدادی از پارامترهای کیفی آب به صورت روزانه و برخی از آنها نیزبایستی بر اساس ضرورت بصورت هفتگی و... مورد سنجش و اندازه گیری قرار گیرند.
فاکتورهایی نظیر پ هاش، اکسیژن محلول، شفافیت شاخص خوبی برای تعیین سلامت شکوفایی پلانکتونی در استخر پرورش میگو می باشند که اندازه گیری و آنالیز نوسانات آنها جهت مدیریت عملیات تعویض آب ، کوددهی و مدیریت غذا و غذادهی در استخرهای پرورش کاربرد دارند.
عواملی نظیر پ هاش و اکسیژن محلول بایستی دو بار در روز( یکی صبح و دیگری در عصر )آنهم در قسمت ناحیه خروجی و نزدیک کف استخر مورد سنجش قرار گرفته و همگام با آن نیزمی توان به بررسی و ثبت شفافیت ، دما و شوری استخر پرورش اقدام نمود . اندازه گیری روزانه این عوامل اطلاعات مفیدی در خصوص کیفیت آب استخرهای پرورش میگو در اختیار مدیر تولید قرار خواهد داد،لذا لازم است اندازه گیری این عوامل در محل مزرعه صورت گرفته و حتی الامکان از انتقال نمونه های آب به آزمایشگاه برای بررسی این عوامل خود داری شود .
چنانچه مشکلی درآب استخرهای پرورش میگو بروز نماید ضروری است فاکتورهای شیمی اب نظیر قلیائیت، آمونیاک کل و نیتریت مورد سنجش قرار گیرند.
بسیاری از پرورش دهندگان میگو، پارامترهای کیفی آب استخرهای پرورش میگو را مورد اندازه گیری قرار نمی دهند که این موضوع ، می تواند در مدیریت موثر استخرهای پرورشی و همچنین کاهش میزان تولید دخیل باشد فلذا بررسی و ثبت منظم پارامترهای کمی( فیزیکی و شیمیایی) وکیفی آب پرورش باعث می شود که چنانچه مشکلی در روند پرورش ایجاد شود در مراحل اولیه با در اختیار داشتن اطلاعات استخر پرورشی معضلات مورد تشخیص قرار گرفته و در مدیریت بهینه تولید مورد استفاده قرار گیرد.


اکسیژن محلول(DO)
اکسیژن محلول به عنوان مهمترین پارامتر در آبزی پروری دارای اهمیت بوده و سنجش میزان آن در مدیریت صحیح استخرهای پرورشی نقش حیاتی دارد بنابراین اندازه گیری و ثبت منظم آن می توان میزان تعویض آب ، کوددهی، غذادهی و هوادهی استخرهای پرورشی را مدیریت نمود.
همان طوریکه ذکر شد میزان اکسیژن محلول آب استخرهای پرورش میگو بایستی حداقل دو بار در روز یکی در زمان صبح و دیگری در عصر مورد سنجش قرار گرفته و چنانچه میزان آن در زمان عصر درحد نرمال باشد اندازه گیری مجدد آن در شب ضروری نیست ، چنانچه این میزان از حد نرمال خارج شود بایستی در طول شب ( چندین مرتبه) به منظور آگاهی از میزان افت و جلوگیری ازرسیدن مقدارآن به مرحله خطر(در صبح هنگام) مورد اندازه گیری دقیق قرار گیرد.
در صورتی که افت میزان اکسیژن محلول در استخر اتفاق افتد برای افزایش میزان اکسیژن و رفع بحران بایستی با انجام تعویض آب، هوادهی و کاهش و یا توقف غذادهی( در وعده های شب) اقدام اجرایی نمود.
به منظور آگاهی و پیشگیری از افت اکسیژن محلول در استخرهای پرورش میگو لازم است در زمان عصر در دو زمان مختلف میزان آن مورد ارزیابی قرار گیرد.
به عنوان مثال اگر میزان اکسیژن محلول در عصر( ساعت 18:00) در حدود 10 میلی گرم در لیتر و 4 ساعت بعد از آن 10 شب( 22:00) میزان آن 7.2 میلی گرم در لیتر باشد میزان آن در 6 صبح به مقدار 1.6 میلی گرم در لیتر طبق نمودار شکل یک خواهد رسید.


کوددهی استخر:
دو روش برای کوددهی استخرهای پرورش میگو معمول و مورد استفاده می باشد.روش اول رقیق وحل کردن کود شیمیایی با آب به نسبت یک به ده در مخازن پلاستیکی و سپس پخش یکنواخت آن در سرتاسر سطوح استخر و دومی قرار دادن کود در کیسه های رطوبت پذیر و سپس استقرار آن در مکانهای مختلف استخر به منظور حل شدن تدریجی آن در درون آب استخرمی باشد.
بعد از آماده سازی استخرهای پرورش میگو ابتدا استخرها را تا عمق 80 سانتی متر آبگیری و سپس اقدام به انجام کوددهی به روش اول می نمایند در زمان کودهی بایستی دریچه خروجی آب استخرها کاملا" بسته شده و بهتر است کودهی در اوایل صبح بعد از طلوع آفتاب انجام گیرد.قبل از ذخیره سازی بچه میگو در استخرهای پرورشی و به منظور ایجاد شکوفایی پلانکتونی کوددهی در این استخرها در طی چند مرحله انجام می پذیرد که شامل میزان پایه یا تشویقی، میزان ثانویه ، میزان سومی و دیگری میزان حفظ و نگهداری شکوفایی پلانکتونی می باشد که برای اطلاع بیشتر از روند کوددهی در استخرهای پرورش میگو جدول ذیل که برای سطح مفید یک هکتار ( حجم (10.000 ) متر مکعب ) محاسبه شده است آورده شده است.

مدیریت تولید پلانکتونی استخرهای پرورش میگو:
رشد وتوسعه شکوفایی زی شناوران گیاهی در استخرهای پرورش میگو یک فاکتور بسیار مهم تلقی شده و مزایای زیادی به شرح ذیل دارد.


- زی شناوران گیاهی به صورت مستقیم و غیر مستقیم( از طریق زنجیره غذایی) به مصرف میگو رسیده و باعث کاهش میزان ضریب تبدیل غذایی( FCR )و همچنین بهبود رشد میگوهای در حال پرورش می شود.


- شکوفایی پلانکتونی همراه با مواد معدنی حاصله از تجزیه مواد آلی نقش مهمی در افزایش فتوسنتز در آب استخرهای پرورش میگو دارد.


- افزایش شکوفایی پلانکتونی موجب کاهش و جلوگیری از نفوذ تشعشات خورشید به قسمت های اعماق استخر(کف استخر) شده و از این طریق رشد جلبکهای رشته ای و کف زی کاهش یافته و همچنین این عامل باعث کاهش استرس به میگوهای در حال پرورش می شود.


بنا براین ضروری است پارامترهای کیفی آب استخرهای پرورش به دقت مورد کنترل قرار گرفته تا از این طریق بتوانیم درک و فهم بیشتری نسبت به توسعه و شکوفایی پلانکتونی داشته باشیم . علاوه بر آن وضعیت رشد و توسعه زی شناوران گیاهی از نظر سرعت و یا کندی رشد،مرگ و میر آن، تراکم سلولی، نوع آن و ...... مورد ارزیابی قرار گیرد زیرا زی شناوران گیاهی علاوه بر مزایای مورد اشاره در تامین اکسیژن مورد نیاز اکوسیستم استخرهای پرورش نیز نقش حیاتی دارند.

فهرست انواع مشکلات کیفی آب استخرهای پرورش میگو ، علت و یا مسبب آن و راه حل های پیشنهادی برای رفع آنها:

مشکللات:
1- میزان مواد جامد معلق در آب استخر پس از آبگیری بالا است:
علت:
نو ساز بودن استخر و سست بودن بافت خاک
راه حل پیشنهادی:
شستشوی استخرقبل از آبگیری و آهک پاشی برای کاهش مواد جامد معلق انجام گیرد.
2- وجود جلبک های رشته ای در کف استخر پرورش:
علت:
شنی بودن بافت استخر، کم بودن شیب استخر به طرف دایک هاوآبگیری زود هنگام استخرها و تاخیر در معرفی و ذخیره سازی به موقع بچه میگوها
راه حل پیشنهادی:
افزایش شیب استخر به طرف دایک ها در فصل کار بعدی، توسعه شکوفایی پلانکتونی بلافاصله پس از آبگیری، برداشت و جمع آوری جلبک های رشته ای و جلوگیری از رشد مجدد آنها ،افزایش کدورت آب از طریق افزایش تراکم زی شناوران گیاهی
3- وجود گل آلودگی در آب ورودی :
علت:
عدم انتخاب محل صحیح احداث استخرها
راه حل پیشنهادی:
نگهداری آب در استخرهای ذخیره به مدت زمان لازم جهت رسوب مواد معلق، آبگیری استخرها در زمان مد، استفاده از مواد انعقادی برای کاهش و رسوب آن

4- عدم شکوفایی پلانکتونی درآب استخر :
علت:
بالا بودن مواد جامد معلق درآب، پایین بودن قلیا ئیت آب، کمبود مواد مغذی، کم بودن تراکم سلولی زی شناور گیاهی، نفوذ پذیری زیاد خاک استخر
راه حل پیشنهادی:
کدورت آب ورودی مورد بررسی قرار گیرد، اطمینان از کوددهی کافی و بهره گیری از آهک کربناته، شکوفایی آب در استخر ذخیره و سپس آبگیری آن، در صورت نیاز کف و کناره های استخر پوشش دار شده و یا در فصل کار بعدی از خاک رس برای پوشش کف استخر استفاده شود

5- بالا بودن پ هاش آب استخر:
علت:
آهک پاشی زیاداستخر در فصول قبلی کار
راه حل پیشنهادی:
نگهداری آب در استخر ذخیره به مدت لازم و ممکن، افزایش تعویض آب استخر به میزان لازم و کافی
6- پ هاش آب استخر دارای نوسان بوده و حد بیشینه آن بالاست:
علت:
کوددهی غیر اختصاصی، شکوفایی پلانکتونی شدید، قلیائیت پایین
راه حل پیشنهادی:
تعویض آب، کاهش تراکم پلانکتونی، آهک پاشی با نوع آهک کشاورزی، عدم استفاده از آهک آبدار و سوخته
7- افت پ هاش آب استخر و کاهش زیاد آن:
علت:
ترشحات مواد اسیدی از کناره های استخر به ویژه پس از بارندگی،سقوط و یا مرگ و میر پلانکتونی
راه حل پیشنهادی:
آهک پاشی استخر با آهک کشاورزی و در صورت پایین بودن پ هاش کمتر از 7.5 بهره گیری از آهک هیدراته و همچنین آهک پاشی کناره های استخر، جمع آوری کف های موجود در کناره های استخر، راه اندازی هواده ها، کاهش غذادهی
8- اکسیژن محلول در آب خیلی پایین است و یا افت نموده است:
علت:
مرگ و میر پلانکتونی، هوای ابری، غذادهی استخر بیش از ظرفیت بیولوژیکی آن،
بعد از استعمال فرمالین و یا تفاله تخم چای
راه حل پیشنهادی:
تعویض آب و سپس آهک پاشی، برداشت کف های استخر، راه اندازی مداوم هواده ها و افزایش هوادهی، کاهش غذادهی و عدم استفاده از غذای تر

9- کدورت آب افزایش یافته است:
علت:
بهم زدن کف استخر پس از تعویض آب، گل آلود بودن آب ورودی، فرسایش کف استخر توسط هواده ها، کم بودن عمق آب استخر
راه حل پیشنهادی:
خاموش کردن هواده ها برای رسوب مواد و یا بعد از تعویض آب، استفاده از مواد انعقادی برای کاهش کدورت، تغییر زاویه قرار گیری هواده ها، افزایش عمق آب
10- تجمع مواد زاید در کف استخر:
علت :
وضعیت قرار گیری هواده ها و یا تعداد آنها مناسب نیست، غذادهی زیاد استخر بیش از ظرفیت بیولوژیکی آن، بالا بودن کدورت آب ورودی، ناکافی بودن عمق آب استخرها برای جابجایی مواد و رسوبات توسط هواده ها،آماده سازی ضعیف استخر، مرگ و میر پلانکتونی، ناکافی بودن عمق آب استخر برای جابجایی مواد و رسوبات کف توسط هواده ها
راه حل پیشنهادی:
افزایش تعداد هواده ها و یا بهبود وضعیت قرار گیری آنها و یا تغییر نوع آن، نگهداری آب در استخر ذخیره و سپس آبگیری آن، بهبود روش غذادهی و نمونه گیری از استخر،افزایش تعویض آب

 

 

انواع میگو:

میگو ببری سبز:(penaeus semisulcatus)

به دلیل وجود نوارهای عرضی سیاه و سفید بر روی بدن شبیه به میگوی سیاه است از سواحل شرق افریقا تا دریای سرخ ،خلیج فارس،هند،ژاپن،کره،تایلند،استرالیا و سواحل مدیترانه گسترش دارد باند های سفید،قرمز روی بخشهای جانبی کاراپاس،پاهای شنا،حرکتی و انتن دیده می شود.طول ان 22 سانتی متر و وزن ان به 130 گرم می رسد در مرحله رشد به شوری بالایی نیاز دارد

 

میگوی موزی:( merguiensis penaeus)

رنگ بدن سفید شیری،زرد یا صورتی با لکه های قهوه ای یا سبز است. روستروم در قسمت بالا اندکی برامده و مثلثی شکل است رنگ ان متمایل به ابی است .طول ان 17 سانتیمتر و وزن ان به 50 گرم می رسد.در ابهای کم عمق ساحلی و ابهای باتلاقی وجود دارد در دهانه رودخانه ها دیده می شود

در خلیج فارس،اقیانوس هند،تایلند،اندونزی،فیلیپین و استرالیا گسترش دارد                                    

 

میگوی سفید هندی:(indian white shrimp)(  penaeus indicus)

بومی اقیانوس هند ،از جنوب افریقا تا شمال اسیا و تمام مناطق جنوب شرق اسیا پراکنش دارد گونه اصلی صید شده در جنوب کشور است.به طور گسترده در هندوستان،خاورمیانه و شرق افریقا کشت می شود کیفیت پایین اب را تحمل می کند در شوری بالا به خوبی رشد می کند در اسارت تکثیر می شود مولدش به طور گسترده قابل دسترس است ،بستر گلی یا شنی را ترجیح می دهد.رنگش متمایل به خاکستری یا سبز کمرنگ یا سفید شیری همراه با لکه های ابی کوچک است .دومین انتن بر خلاف دیگر میگوها به رنگ روشن ،سبز یا زرد دیده می شود.طول ان 18 الی 23 سانتی متر است و وزن ان 80 گرم می رسد.

 

میگو ببری سیاه :( monodon penaeus)

بزرگترین گونه تجاری در بین میگو ها است و بیشترین رشد را دارد.رنگ بدن قهوه ای تیره تا سبز خاکستری با نوارهای عرضی تیره و روشن حالت ببری به این میگو می دهد . انتن صورتی مایل به قهوه ای و طول انها 33 سانتی متر و وزنش به 150 گرم می رسد.سریعترین رشد و بالاترین میزان بازماندگی را دارد ،شوری پایین و دمای بالا را تحمل می کند .منبع: شیلات 88

 

 

 

میگوی آب شیرین

بیش از150گونه ميگوي آب شيرين در نواحي گرمسيري و نيمه گرمسيري جهان زيست مي كنند كه در حدود 100 گونه آنان به جنس ماكروبراكيوم تعلق دارند از ميان آنها 40 گونه داراي ارزش اقتصادي مي باشند .

 ماكروبراكيوم روزنبرگي بومي نواحي حاره اي جنوب شرق آسياست و در اين مناطق از پست ترين تا مرتفع ترين نقاط رودخانه ها و مصب رودها در شرايط بسيار گل آلود و كدر زندگي مي كند . به علت طغیانی بودن و نوسانات زیاد دمایی رودخانه های ایران این گونه در رودخانه های کشورمان دیده نمی شود .

ميگوي عظيم الجثه آب شيرين ( Fresh Water Prown Giant) به علل زیر مناسب ترين گونه براي پرورش محسوب مي شود :

• رشد سریع و رسیدن به وزن تجاری ( بیش از 70 گرم ) در استخرهای خاکی در مدت کمتر از 4 ماه

• عدم توقع غذایی خاص و رژیم همه چیزخواری .

• مقاومت در شرایط مختلف محیطی ( دما ، شوری و ... ) .

• رسیدن به مرحله رسیدگی جنسی در استخرهای پرورش .

•قابلیت پرورش و رشد در آبهای شیرین و لب شور .

•امکان کشت توام با ماهیان گرم آبی .

•تکثیر و پرورش آسان .•تمایل اندک به همجنس خواری .

•بازار جهانی مطلوب .

 

رده بندي ميگوي آب شيرين :

•شاخه : بندپايان

زیر شاخه : ماندیبولاتا

•رده : سخت پوستان

زير رده : مالاكاستراكا

•راسته : ده پايان زير راسته : ده پايان شناور

•فوق خانواده : كاريده آ خانواده : پالمونيده

•جنس : ماكرو براكيوم

گونه : روزنبرگي

 

چرخه زندگي ميگوي آب شيرين داراي چهار مرحله است :

• تخم : بيضي شکل با محور طولي 7/0 – 6/0 ميلي متر به رنگ نارنجي روشن كه 3 – 2 روز قبل از تفريخ خاكستري سياه مي شوند .

• لارو : داراي 12 – 8 مرحله مشخص مي باشد که هر مرحله دارای مشخصات ویژه ای می باشد و عبور از هر مرحله و ورود به مرحله بعدی با یک پوست اندازی همراه است . اختصاصات هر مرحله در جدول زیر آمده است .

• پست لارو : شفاف بوده و در ناحيه سر داراي رنگ نارنجي مايل به صورتي روشن مي باشد .

• بالغ : معمولا آبي رنگ و گاهي مايل به قهوه اي حداكثر اندازه 30 سانتيمتر و حداكثر وزن 200 گرم می باشد . دومين جفت پاهاي حركتي نسبت به ساير پاها بسيار بزرگتر بوده و انتهاي آنها چنگالهاي مشخصي دارد كه اندازه آنها برخلاف برخي از ساير گونه هاي ماكروبراكيم از نظر طولي هم اندازه مي باشند .

ریخت شناسی :

بدن میگوی آب شیرین دارای دو قسمت سر و دم می باشد ارگانهای بیرونی قسمت سر شامل روستروم ؛ یک جفت چشم مرکب ،آنتن ها و آنتنول ، پره های دهانی و شش جفت پای قدم زن می باشد . در قسمت دم بندهای شکمی ، دم و دمپاره ها و پاهای شنا قرار می گیرند .

توليد مثل REPRODUCTION :

فرآيند توليدمثل در تمام طول سال صورت مي گيرد اما داراي دو پيك بهاري ( اسفند – خرداد ) و پاييزي ( مهر و آبان ) مي باشد . چند ساعت پس از جفتگيري تخمگذاري صورت مي گيرد لقاح بيروني مي باشد . تعداد تخمها به اندازه ميگو بستگي دارد ( مثلا میگوی با وزن 100 – 50 گرم 100 – 50 هزار تخمریزی می کند ) . تخم ها توسط يك غشاء نازك در زير قسمت شكمي ميگوي ماده قرار مي گيرند و بوسيله حركات شديد زوائد شكمي هوادهي مي شوند . در شرايط آزمايشگاهي تخمها در دماي 28 درجه سانتيگراد در مدت 17 – 16 روز تفريخ مي شوند و لاروها بيرون مي آيند . لاروها شناور بوده و با دم ابتدايي خود به پشت شنا مي كنند آب داراي شوري ppt 15 – 10 براي اين لاروها ضروري است و اگر در آب شيرين قرار گيرند مي ميرند . مراحل لاروي 16 روز طول مي كشد و سپس وارد مرحله پست لارو مي شوند . يكي از صفات اختصاصي ميگوي آب شيرين سازگاري بالا نسبت به تغييرات دامنه شوري است و بر همين اساس مي توان پست لاروها را مستقيما از آب لب شور به آب شيرين منتقل كرد .

ذخيره سازي STOCKING

 •سن ايده آل نوزادان براي ذخيره سازي 4 هفته و اندازه آنان 5 – 3 سانتيمتر مي باشد .

• قبل از ذخيره سازي بايد مرحله سازگاري ADOPTATION صورت گيرد .

• مي توان میگوی آب شیرین را بصورت تك گونه اي (منوكالچر) و چند گونه اي (پلي كالچر) همراه گونه هايي همچون كپور علفخوار ، كپور نقره اي ، تيلاپيا ، خامه ماهي و صدف پرورش داد .

• دوره پرورش 7 - 4 ماه و بطور متوسط 6 ماه است .

• تراكم ذخيره سازي : 40000 – 30000 قطعه در هکتار

• مقدار اکسیژن محلول در حد 3 میلی گرم در لیتر برای میگوی آب شیرین استرسزا و کمتر از آن مرگ آور است .

 

• میگوی آب شیرین به روشهای زیر پرورش داده می شود :

 پرورش در محیط محصور ، پرورش در قفس ، پرورش متراکم در استخرهای خاکی و کشت توام با ماهی .

• بهترین دما برای پرورش میگوی آب شیرین c ° 28 (32 – 28) دمای بیش از 35 و کمتر از 14 کشنده است

پوست اندازي MOULTING :

ميگوي آب شيرين مثل ساير سخت پوستان براي رشد بطور منظم اسكلت خارجي ( پوسته ) خود را مي اندازد كه اين فرآيند با يك افزايش ناگهاني در اندازه و وزن همراه است .از پوسته میگو برای تولید عناصر پوسته و از جمله برای استخراج پکتین استفاده می شود .

تغذيه :

ميگوي بالغ همه چيزخوار(رژیم 100% گیاهی تا 100% جانوری) بوده و از تمام ديتريت ها و بنتوزها از جمله حشرات آبزي و لاروهاي آنان ، جلبكها ، دانه و بذر گياهان و ميوه ها ، نرمتنان ريز و سخت پوستان ، گوشت و پس مانده ماهي و ساير جانوران تغذيه مي كند در صورت كمبود غذا هم جنس خوار نيز مي باشد . که در این حالت ضمائم بدن همدیگر را می خورند . ترکیبات و درصد مواد مغذی موجود در غذای میگوی آب شیرین مطابق جدول زیر می باشد .

مشخصات استخرهای پرورش میگوی آب شیرین :

• اندازه مطلوب : 1 – 2/0 هكتار

• عمق مطلوب : 1 –7/0متر

• شيب ديواره ها : 3 به 1 تا 2 به 1

• منبع آب : چاه يا كانالهاي كشاورزي

• دماي مطلوب : 32 – 28 درجه سانتیگراد

• PH مطلوب : 5/8 – 7

• میزان تعویض آب روزانه : 5% در استخرهای پرواری و 10% در استخرهای نرسری .

شاخص هاي آب براي پرورش لارو ماكروبراكيوم روزنبرگي :

کوددهی و شکوفایی پلانکتونی :فیتو پلانکتونها بعنوان حلقه ابتدایی تولیدات اولیه در استخر در پرورش میگوی آّب شیرین از اهمیت بسزایی برخوردار هستند و بصورت مستقیم و غیر مستقیم مورد تغذیه میگو قرار می گیرند . بنابراین جهت فراهم کردن مواد معدنی مورد نیاز رشد فیتو پلانکتونها در استخر کوددهی صورت می گیرد . برای کوددهی استخرهای پرورش میگو می توان از کودهای شیمیایی و حیوانی استفاده کرد .

بطور کلی اعمالی که بلوم پلانکتونی در استخر انجام می دهد در زیر آمده است :

• تاثیر بر پارامترهای کیفی آب از جمله میزان اکسیژن محلول ، درجه حرارت و PH .

• منبع اصلی تولید اکسیژن در استخر .

• بطور مستقیم و غیرمستقیم بعنوان غذای طبیعی در استخر مصرف می شود .

• تثبیت کیفیت آب و شرایط محیطی استخر با جذب مواد غیرآلی .

• کاهش سمیت گازهای آمونیاک ، نیترات ، نیتریت و هیدروژن سولفید .

• مصرف دی اکسیدکربن در طی روز .

• جذب فلزات سنگین از قبیل آهن از آب استخر .

• جلوگیری از رشد و توسعه جلبکهای سبز – آبی کفزی ( لب لب ) و جلبکهای رشته ای

• برخی از فیتوپلانکتونها ( کلرولا ) با ترشح ماده کلرین مانع رشد ویبریوها می شوند .

• در فرآیند معدنی شدن مواد آلی و یوتریفیکاسیون نقش دارند .

• با ایجاد سایه محیط مناسب و امنی برای میگوها فراهم می کنند .

بيماريهاي اصلي ميگوي آب شيرين :

• پوسيدگي دم ( Rot – Tail )

• پوسيدگي آبشش ( Rot – Gill )

• سختي پوست اندازي ( Ecdysis – Obstacle Disease )

• لكه سفيد ( Whit Spot )

• لكه قهوه اي

• نرمي پوسته ( Soft Shell )

• مرگ سياه •

عفونتهاي قارچي و انگلي .

منبع:غلامرضا سهیل بیگی کارشناس تکثیر و پرورش آبزیان شیلات ایلام

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مواد مغذی و تغذیه میگوی لیتوپنئوس وانامی در سیستم پرورش متراکم

مقدمه :

سالها تجربهء پرورش میگو در دنیا و ایران و اختصاص بالاترین بخش از هزینه این صنعت به تغذیه میگو ؛ همه دست اندر کاران این صنعت ؛ حتی آنان که در موقعیت اولین سال تولید هستند را بر این امر واقف نموده است که دروازهء موفقیت این حرفه آشنا بودن با علم مدیریت تغذیهء میگو میباشد. دانستن اینکه غذا باید چه کیفیتی داشته باشد و با چه کمیتی به مصرف برسد اساس مدیریت تغذیه میباشد .در بحث کیفی غذا توجه به منابع اولیه اقلام غذایی ؛نحوه و شرایط تولید و نگهداری غذا؛ مطالعهء فیزیکی غذا و نهایتاً نیازهای تغذیهء میگو مورد نظر است و در بحث کمی تغذیهء میگو آگاهی از شرایط فیزیکو شیمیایی و عوامل استرس زای آب و پوست اندازی میگو و کنترل سینی های غذا و آمار تعداد واندازهء تودهء زندهء میگو و نهایتاً ضریب تبدیل غذایی مورد توجه میباشد لذا این مقاله میتواند دانش لازم برای تمام موارد و مباحث فوق را به شما ارائه دهد .مبانی برنامه غذادهی مناسبغذادهی یکی از اساسی ترین جنبه های صنعت پرورش میگو است .داشتن یک برنامه غذادهی خوب برای رسیدن به حداکثر ظرفیت رشد میگو ضروری میباشد. در پرورش میگو با سیستم نیمه متراکم و متراکم اساساً تغذیه یکی از عمده ترین عوامل هزینه محسوب میگردد و غالبا بالاترین هزینه سرمایه گذاری در آبزی پروری را ؛ غذا به خود اختصاص میدهد(50%). بنابراین یک مدیریت خوب در برنامه غذایی ، ما را ازکاربرد مناسب و مطلوب غذا مطمئن می سازد.برای تضمین یک برنامه غذایی مفید ؛ یک تولید کننده باید به نکات زیر توجه جدی داشته باشد:

1) جیرهء غذایی باید دارای کیفیت بالا ، متناسب با نیازهای غذایی میگو باشد و اجزاء تشکیل دهنده آن نیز دارای قابلیت هضم خوب ، همراه با کیفیت بالا باشد.

2)فقط ازغذاهای تازه ای استفاده شود که دارای جذابیت و طعم خوب و سایز مناسب برای میگو باشد.

3)حفظ کیفیت غذا در گرو بهره مندی از انبار مناسب غذا وشیوه های مطلوب جابجایی آن است.

4) تغذیه میگو باید با ارائه غذای همراه با کمیت و تناوبی که در خور اندازه و سایز جمعیت میگو است انجام شود.

5) جهت حصول اطمینان از دسترسی یکسان غذا برای تمام میگوها غذا باید بطور یکنواخت در سرتاسر محیط پرورش پخش گردد.

6) رژیم غذایی باید به موقع و بر اساس کیفیت آب واشتهای میگو تنظیم گردد.نیازهای غذاییمواد مغذی مورد نیاز تمام گونه های پرورشی ، دریک رده بندی وسیع از پروتئین ها ؛ کربوهیدراتها ؛ چربیها ؛ ویتامینها و مواد معدنی قرار گرفته و سطح مطلوب این مواد مغذی از گونه ای به گونه دیگر متفاوت است.

 

 

تکثیر و پرورش میگو

تأمین آب استخر :

 آبی رو که برای استخر پرورش میگو استفاده میکنیم باید از لحاظ PH و شوری اندازه گیری شود. PH مناسب در محدوده ۵/۸-۵/۷ و شوری مناسب (برای مونودون) بین ۱۰ تا ۳۰ ppt (قسمت در هزار) است. نکته مهم دیگه راجع به PH و شوری ، اینکه نباید نوسانات زیادی داشته باشند و در طول روز نباید تغییرات چشمگیری رو در اونها شاهد باشیم.اگه از منبع آبی استفاده میکنیم که مواد معلق زیادی داره یا اصطلاحا شفاف نیست، بهتر هست از مناطق عمیق تر که جریان آب قوی تری داره برداشت کنیم، به این خاطر که مواد معلق در استخر رسوب کرده و آب استخر رو جذب میکنند. ضمنا آبهای دفعی مزارع پرورشی و مزارع کشاورزی و صنعتی و شهری اصلا برای تکثیر و پرورش مناسب نیستند بلکه خطرناک هم هستند.حتی الامکان بهتر هست که دامنه جزر و مد بین ۱ متر تا ۳ متر باشه. (منظور از دامنه جزر و مد، اختلاف بین بیشترین جزر و بیشترین مد هست)

وضعیت خاک و محل استخر :

جایی که استخر رو بنا میکنیم باید حداقل یک متر از بیشترین مد بالاتر باشه تا حتی وقتی که مد در بالاترین موقعیت هم قرار داره، بتونیم آب استخر رو تخلیه کنیم. بهتره که استخر رو دور از منطقه رشد گیاهان حرا تاسیس کنیم، تا با مشکل اسیدی شدن خاک و مواد آلی موجود در خاک مواجه نشیم. زمینهای لومی یا خاک رسی که PH بالاتر از ۵ دارند در مقایسه با سایر اراضی ارجحیت دارند. زمین های شنی هم مورد استفاده قرار میگیرند اما بعدا مشکلاتی رو به همراه خواهند داشت.

 پشتیبانی :

مزرعه پرورشی ما نباید بیشتر از ۳ تا ۶ ساعت از مراکز تکثیر فاصله داشته باشه تا حمل و نقل پست لاروها زیاد طولانی نشه. فاصله مزرعه تا مراکز عمل آوری هم نباید بیشتر از ۱۰ ساعت باشه چون باعث میشه که کیفیت محصول در طی حمل و نقل کاهش پیدا کنه. امکانات زندگی مثل آب، برق، تلفن و ... هم بسیار حائز اهمیت هست.

استخر:

در مورد اندازه استخرهای پرورشی باید بگم که بهترین اندازه استخر در سیستم پرورش متراکم، ۵/۰ تا یک هکتار، و در سیستم پرورش نیمه متراکم که در ایران معمول هست، اندازه ۱ تا ۲ هکتار مطلوب هست. دیواره های استخر باید به اندازه کافی بلند باشن تا از سرریز شدن آب استخر به هنگام بارندگی های شدید، جلوگیری کنند. پس دیواره ها رو به ارتفاع ۳۰ - ۵۰ سانتیمتر بالاتر از بیشترین حد آبگیری میسازن. در ضمن، شیب دیواره ها کاملا مربوط به جنس خاک استخر هست. اگه خاک استخر متراکم نباشه، مثلا شنی باشه، شیب دیواره ها تند تر هست (حداکثر ۵/۱:۱) و اگه بافت خاک استخر ما متراکم بود، شیب دیواره ها رو میتونیم کمتر انتخاب کنیم (حدود ۱:۱). عرض دیواره ها هم مثل شیب دیواره ها مهم هست. چون بعضی از دیواره ها باید عرض مناسبی داشته باشن تا امکان جاده سازی و ساختمان سازی بر روی اونها وجود داشته باشه.بسترسازی استخر یعنی ایجاد یه بستر مناسب برای پرورش. بعبارت بهتر، اگه بستر استخر پرورشی ما برای پرورش مناسب نباشه مثلا اگه خاک اسیدی باشه، یا مواد آلی بسیار زیادی داشته باشه (مثل خاکهای مناطق گیاهان حرا) و یا مواد دفعی و لجن زیادی توی خاک ماسه ای نفوذ کرده باشه، از مواد پوشش دهنده (آستر) استفاده میکنیم. آسترها (مثل لاتریت متراکم و خاک رس متراکم) باعث بهبود شرایط نامناسب بستر میشن و از برخورد خاک استخر با مواد دفعی جلوگیری میکنن.در مورد ورودی ها و خروجی ها باید بگم که بدون در نظر گرفتن اندازه استخر، یه اصل پایه وجود داره و اون هم اینه که ورودی و خروجی استخر باید به شکلی باشه که بتونیم در مدت ۶-۴ ساعت، استخر رو پر یا خالی کنیم. محل احداث ورودی و خروجی استخر باید به شکلی باشه که آب از ورودی وارد استخر بشه، توی استخر کاملا بچرخه، و در نهایت از خروجی خارج بشه. مثلا اگه ورودی و خروجی استخر رو روبروی هم احداث کنیم بدترین طرح ممکن رو ریختیم. چون آب تازه به محض ورود به استخر از خروجی خارج میشه.

زهکش و حوضچه آرامش : ما برای هدایت آب خروجی استخر، از کانال هایی استفاده میکنیم که کانالهای زهکشی نام دارند. زهکش استخر باید حداقل ۵۰ سانتیمتر از گودترین بخش استخر، پایین تر باشن تا امکان تخلیه آب به شکل ثقلی فراهم بشه. برای بهتر شدن کیفیت پساب استخر، بهتر هست که ذرات معلق موجود در پساب، ته نشین بشن. به همین خاطر حوضچه ای به نام حوضچه رسوب گذاری بوجود میاریم تا آب خروجی از استخر ما کیفیت بهتری داشته باشه.۶ـ ساختمان ها :در هر مزرعه ای، بسته به نظر مدیر و صاحب مزرعه، ساختمان های مختلفی بنا میشه. ولی به طور کل بهتر هست ساختمان هایی برای نگهبانی، استراحت کارکنان، انبار، موتور خانه و غیره ساخته بشن. ساختمان های مخصوص نگهداری مواد غذایی و ساختمان های مخصوص استراحت کارگران، باید در سطح مزرعه پراکنده بشن.

منبع : مجدی نسب، فرزاد؛ ۱۳۷۶؛ مدیریت بهداشت در استخرهای پرورش میگو؛ معاونت تکثیر و پرورش آبزیان - اداره کل آموزش و ترویج

 

 

 

دستورالعمل کاربردی آماده سازی استخرهای پرورش میگو


5 موضوع مورد انتظار در آماده سازی شامل :
1-ریشه کنی و از بین بردن شکارچیان و رقابت کنندگان میگو
2-از بین بردن مواد آلی موجود در خاک استخر
3-اکسیداسیون سولفید هیدروژن , آمونیاک , نیتریت , یون آهن , متان محبوس در خاک
4-ایجاد بلوم جلبکی در آب استخر توسط کودهای آلی و معدنی
5-تنظیم PH خاک و آب استخر


یک مدیریت موفق درمزارع پرورش بستگی جدی به آماده سازی استخر دارد . زیرا نه تنها آب مزارع پرورش میگو تحت تاثیر خاک کف استخر است و محیط زندگی موجود زنده را تشکیل می دهد بلکه میگو روی کف بستر زیست کرده و غذا را از کف استخر بر می دارد و در صورت خراب بودن کف استخر باعث کم اشتهایی - کم غذا خوری میگو و نهایتا" ضعف و در اثر کوچکترین استرس ممکن است بیماری بروز نماید .
لذا مراحل ذیل برای آماده سازی استخرها قبل از ذخیره سازی باید مد نظر قرار گیرد .
-1خشک کردن کف استخر به طوری که ترک هایی به عمق 5-2 سانتیمتر ایجاد شود .
-2نصب توری نایلونی ( 60-40 مش/اینچ ) در خروجی و ورودی استخرها
-3از بین بردن تخم و لارو شکار چیان و رقبای غذایی در داخل استخر که حالت کمون و زمستان خوابی دارند .
-4استفاده از آهک به منظور تنظیم PH .
-5استفاده از مواد شیمیایی به منظور ضد عفونی کردن و از بین بردن تخم و لارو شکارچیان و رقبای غذایی میگو
-6استفاده از کودهای آلی برای توسعه و رشد جلبک های کف زی مفید و فیتوپلانکتون ها


شرایط کف استخر:
شرایط کف استخر از روز بعد از برداشت باید بررسی شود
-1کلیه کانال های ورودی و خروجی و کلیه مواد ناخواسته تجمع یافته باید توسط جریان آب شستشو شود .
-2نصب توری 1 میلی متری با شماره 60-40 مش در اینچ در ورودی نصب و استخر تا عمق 40-30 سانتی متر آبگیری شود .
-3این آب به مدت 1 الی 2 روز در استخر باقی مانده و سپس تخلیه می نماییم .
-4استفاده از شن کش و زنجیر برای معلق کردن و خارج کردن مواد معلق جامد آلی ضروری است .
-5در استخر های کوچک مقیاس به هم زدن کف استخر توسط وسایلی از قبیل بیل ممکن است حاصل شود .
-6در استخرهایی که تخلیه آب به طور کامل انجام نمی شود و آب در استخر باقی می ماند و احیانا" آماده سازی باید در فصل بارندگی انجام پذیرد ویا اینکه فرصت کافی برای خشک نمودن استخر وجود ندارد ، روش ذیل به صورت عمومی می تواند انجام پذیرد .
-1استفاده از یک توری نایلونی به قطر شماره 1 میلی متر در ورودی استخر نصب شده و استخر را به عمق 10 الی 15 سانتی متر آبگیری می نماییم .
-2بعد از باقی ماندن آب به مدت 1 الی 2 روز به صورت فیزیکی توسط لجن روب یا پمپ نسبت به تخلیه همزمان با آبگیری اقدام نموده تا حداکثر تخلیه رسوبات به خارج منتقل شود .
دستور العمل خشک کردن :
-1بعد از شستشوی استخر دریچه های خروجی و ورودی کاملا" بسته می شود .
-2اگر در بعضی از قسمت ها آب باقی ماند باید توسط پمپ نسبت به تخلیه آب حامل مواد آلی بی هوازی اقدام شود .
-3خارج کردن رسوبات اضافی باقی مانده از استخر
 7-4تا 10 روز اجازه دهیم تا خاک کف کامل خشک شود تا اینکه خاک به ضخامت 2 الی 3 سانتی متر ترک بخورد و برای اطمینان از خشک شدن مناسب اگر فردی درون استخر شد نباید پایش درون لجن فرو رود .
-5اجازه ندهید که خاک کاملا" خشک شود زیرا ممکن است میکرو ارگانیسم های موجود در خاک که برای تجزیه مواد آلی نیاز است تخریب شود .
-6اگر خاک بیش از حد خشک شود ذرات ریز و گردی در برابر فرسایش بادی حساس می شود .
-7بعد از خشک شدن خاک بر شرح بالا نسبت به شخم زدن به عمق 10 الی 15 سانتی متر اقدام می نماید .
برای کاهش ترکیبات آهن و اسید سولفات


ضد عفونی کردن خاک استخر:
 -1برای اینکه استخر ضد عفونی شود و از عوامل بیماری زا نظیر باکتری , ویروس و قارچ عاری شود مقدار 1 تا 2 تن آهک هیدراته یا آهک صنعتی در هکتار به کار برده می شود این کار باعث بالا رفتنPH خاک و کشتن باکتریهای بیماری زا که در بستر بین دو کراپ باقی مانده می شود .
 -2استفاده از پرمنگنات پتاسیم نیز یک روش دیگر برای ضد عفونی کردن خاک استخر است . مقدار مناسب پرمنگنات پتاسیم 1 الی 2 گرم در هر متر مکعب آب است که باید به صورت محلول در سطح استخر پخش گردد و در زمان پخش آن هواده ها نیز روشن شود تا ترکیب این ماده با کل آب استخر و اثر آن به درستی انجام شود .
 -3استفاده از BKC 50% (Benzalkanium choloride ) به مقدار نیم تا 1 ppm
 -4استفاده از آیدین آلی 100% به مقدار 5/0 تا 1ppm به صورت محلول و یکباره


اندازه گیری PH خاک :
 -1حداقل 10 نقطه یک استخر 1 هکتاری را به صورت تصادفی نمونه برداری می کنیم .
 -2نمونه باید از 3 الی 5 سانتی متری سطح خاک باشد .
 -3خاک باید توسط آب به نسبت برابر ( 1:1 ) اشباع شود
 -4خاکهای نمونه با یکدیگر مخلوط شوند
 -5 اندازه گیری PH توسط آب جدا شده از خاک و یا خاک به صورت مستقیم انجام شود


آهک پاشی:
آهک برای اکسیداسیون و تنظیم اسیدیته خاک استخراستفاده میشود.
مقدار آهک مورد استفاده
 -1اگرPH خاک 5/6 یا بیشتر باشد مقدار کمی آهک مورد نیاز است
 -2اگر بعد از خشک کردن و شستشوی مجدد PH خاک کمتر از 5/6 باشد از آهک کشاورزی استفاده می کنیم
 -3کاربرد آهک کشاورزی با توجه به شرایط استخر متفاوت خواهد بود .
معمولا" برای استخرهای با آب لب شور و شور دریا با توجه به ثبت رکورد نوسانات PH آب استخر در دوره قبلی پرورش از آهک کشاورزی به مقدار ذیل استفاده می شود .
PH خاک آهک کشاورزی آهک آبدار آهک سوخته
(CaCo3) (Ca(OH)2) (CaO)
4 1690 above 1610 above1130 above
4/5 1500 1430 1020
5 1130 1050 720
6 380 340 270
7-- above None None Little
فرمول به دست آوردن میزان آهک مورد نیاز برای آماده سازی و تنظیم PH خاک به شرح ذیل است :
0/5 ph موجود - ph مورد نظر
میزان آهک مورد نیاز ( کیلوگرم) = مساحت (هکتار) * 0/1
کارایی آهک


ملاحظات :
 -1آب استخر باید دارای آلکالینیتی کل 50 تا 150 میلی گرم در لیتر کربنات کلسیم باشد در واقع این آب باید بافر مناسبی در برابر تغییرات PH باشد و حتی اگر آلکانیتی استخرها در حد اسیدی بود باید توسط تعویض آب در حد ایده آل تنظیم شود .
 -2آهکهای موجود در بازار
آهک کشاورزی(CACO3 )
آهک سوخته (CAO )
آهک هیدراته CA(OH)2) )
دولومیت (Ca(mg) CO3 )
نسبت کربن به نیتروژن در خاک :
استفاده از کود نیتراته باعث افزایش میزان نیترات در استخرهای خاکی که دارای تراکم زیادی از مواد آلی می باشد می شود . تجزیه مواد آلی خاک به دلیل پایین بودن PH و بالا بودن نسبت کربن به نیتروژن به کندی انجام می پذیرد در هر حال خاکها به دلیل افزایش حجم مواد آلی طی دوره پرورش در شرایط بی هوازی قرار می گیرند . کاربرد سنگ آهک کشاورزی برای افزایشPH و کود معدنی نیتراته برای تامین نیتروژن تجزیه مواد آلی خاک را در فاصله آیش بین دو دوره افزایش خواهد داد همچنین می توان از نیترات برای اکسید کردن خاکهای مرطوب که نمی توان آنها را خشک کرد استفاده نمود . میزان اوره برای تسریع تجزیه مواد آلی در روی کف استخر به میزان 200 تا 400 کیلو در هکتار در ابتدای فصل آیش استفاده می شود .


کنترل شکارچیان
اولین چیزی که برای کارشناس تکثیر و پرورش آبزیان برای کنترل شکارچیان مهم است اینکه ورودی آب را کنترل کند و از ورود شکارچیان و رقبای غذایی به واسطه فیلتر کردن آب جلوگیری به عمل آید . راه دیگری که می توان مورد استفاده قرار داد استفاده از مواد شیمیایی در درون آب استخر است . یکی از این مواد ماده گیاهی تفاله تخم چای با درصد ( ساپونین 7-5) به میزان 20 میلی گرم در لیتر برای از بین بردن بچه ماهیان رقبای غذایی است که این ماده بر روی میگو و سایر ارگانیسم های مفید استخر تاثیر مرگ آوری ندارد ولی بدلیل اکسیداسیون بالا ومصرف اکسیژن آب، در 10 صبح شیرابه آن به آب استخر افزوده شده و بعد از 2 ساعت بتدریج آبگیری انجام می شود و در صورت دسترسی به هواده در زمان کار برای هر ماده شیمیایی هواده ها روشن شود .

 

بیماری های میگو

سندروم تورا درمیگو و روشهای تشخیص آن

 

مقدمه:

از سالهای آغازین هزاره سوم میلادی پرورش میگوی سفید غربی در کشورهای آسیایی و امریکای لاتین گسترش یافت به طوری که میگوی ببری سیاه که در دهه 1990 همواره به عنوان گونه برتر بیشترین سهم(نزدیک به 50%)از کل تولید میگوی پرورشی را به خود اختصاص می داد،جای خود را به میگوی سفید غربی واگذار نمودو چین،تایلند،ویتنام و برخی از کشورهای آسیایی که در قرن بیستم گونه بومی ببری سیاه را در سرلوحه کار خود داشتند ظرف مدت کوتاهی به میگوی سفید غربی گرایش پیدا نمودند. به طور کلی میگوی سفید غربی در مقایسه با دیگر گونه ها نسبت به بیماریها مقاومتر است(ویبان وسوئینی1991)اما در مقابل بیماری لکه سفید و تائورا که موجب مرگ و میر شدیدی می شوند به شدت آسیب پذیر و ناقل بیماری(IHHN)(که منجر به ناهنجاریهای ریختی می شود)نیز می باشد.باید دانست که در آسیا دو بیماری لکه سفید و سرزردی از اهمیت بالایی برخوردار می باشند و در امریکا سندروم تورا و IHHN شایع می باشد.

تاریخچه:

سندروم تورا برای اولین بار در میگوهای پنئیده و توسط جیمنز در سال 1992 از مزارع پرورش وانامی در نزدیکی دهانه رود تورا شناسایی شد.

در آغاز به قارچکشهای مورد استفاده در مزارع موز نسبت داده شده بودند که از بیماری برگ سیاه پژمرده رنج می بردند.

پس از آن آشکار شد که TSV یک عامل ویروسی دارد(Hasson etal.,1995)

در اوایل 1999 بواسطه ویروس تائورا که به همراه مولدین وحشی از آمریکای جنوبی به تایوان وارد شده بود،مرگ و میر شدیدی در مزارع میگو(تا80% در 3 روز)اتفاق افتاد(توو همکاران 1999،یووسانگ2000) 

پس از تایوان در چین شایع گردید.

 

عامل بیماری:

عامل سندروم تورا جز خانواده پیکورناویریده طبقه بندی شده است.

این سلول در درون سیتوپلاسم سلولهای عفونت یافته اپیتلیال کوتیکول میگوی پنئیده یافت شده.

ویروس 20 وجهی،32-31نانومتری با تراکم 0/001±1/338میلی گرم در لیتر

این ویروس در برابر حرارت و شوری بالا حساستر بوده و خود را نشان می دهد که می تواند 30-28 روز در آب زنده بماند.

 

میزبانهای حساس:

میزبان اصلی TSV میگوی 

Litopenaeus vannamei

Litopenaeus stylirostris    

اما در گونه های دیگر پنئیده مثل

1)P.setiferus     

2)P.chinensis  و ... به صورت تجربی ایجاد شده.

 

ناقلین و منابع آلوده کننده و شیوه انتقال:

ناقلین:

1)پرندگان دریایی

2) حشرات آبزی

3) تولیدات منجمد آلوده به TSV

 

شیوه    انتقال:

1)عمودی  از مولدین آلوده به نوزادان

2)افقی  از طریق همجنس خواری یا آبهای آلوده شده

 

نشانه های ظاهری:

این بیماری به بیماری دم قرمز معروف است.

 

شناخته ترین بیماری دوره نوزادگاهی وانامی است که 14 تا 40 روز پس از ذخیره سازی در استخر های پرورش و یا حوضچه ها شیوع پیدا می کند.

بنابراین میگوهای بیمار را بیشتر نوجوانهای کوچک به وزن 0/5 تا کمتر از 5 گرم در بر می گیرد.

مرحله حاد: نشانه های عمده میگوهای مبتلا به مرحله تحت حاد تورا عبارتند از:

1)توسعه رنگدانه های قرمز که به میگوهای آلوده،رنگ متمایل به قرمز کمرنگ عمومی می دهد.

2)یوروپد و پاهای شنا،رنگ قرمز واضح می گیرند(علت نامگذاری بیماری دم قرمز)

3)میگوهای با آلودگی تحت حاد در خلال پوست اندازی می میرند.

میگوهایی که دارای نشانه های تحت حاد هستند اغلب دارای پوسته نرم،لوله گوارش خالی و اغلب در آخر مراحل پوست اندازی هستند.

 

مرحله مزمن:

تعدادکم تا متوسط میگوها در استخرهای آلوده،ضایعات سیاه رنگ روی پوست بیرونی شبیه به بیماری پوسته باکتریایی را بروز می دهند.این میگوها می توانند از پوسته نرم و گسترش رنگدانه های قرمز برخوردار باشند یا اینگونه نباشند،یا ممکن است رفتار و تغذیه عادی داشته باشند.

 

روشهای تشخیص بیماری:

تشخیص اولیه:

با استفاده از نشانه های بیماری در روی بدن میگو

2-1) تهیه گسترش مرطوب از ضمائم(میتوان به مرگ بافتی پوشش کوتیکولی در میگوهای بیمار پی برد.)

 

تشخیص نهایی:

روش PCR

2-2)روش تشخیص بافت شناسی متداول (هیستوپاتولوژی)

 

: PCR روش

از روش NESTED استفاده می شود.

بهترین روش نمونه برداری: جمع آوری و نگهداری نمونه ها در یخ خشک یا نیتروژن مایع و نگهداری در درجه حرارت 80- درجه سانتی گراد می باشد.

در مواقعی که نیازمند اجرای سریع کارها هستیم روش سریع و ساده نیاز است که بهترین روش نگهداری بافت میگوها،همولنف یا لاروها در الکل 95-70% است.

 

طریقه انتخاب نمونه ها:

اگر نمونه موردنظر کوچکتر از PL12 باشد،تمام نمونه در محلول قرار داده می شود(ناپلی =50 عدد، لارو = 50 عدد، PL میگو20-5 عدد)

اگر نمونه 30 PL -PL12 تنها سر میگو استفاده می شود.(PL12= 5 سر- 30 PL=1 سر)

> 30 PLتا میگوی مولد،تنها از آبشش 30 PL=12-5 تکه آبشش و میگوی مولد =1 تکه آبشش استفاده می شود.

برای انجام این کار از کیت تشخیصی IQ2000TMMULTI VIR SYSTEM استفاده می شود.

 

روش هیستوپاتولوژی:

در هیستوپاتولوژی از روش LIGHTNER استفاده می شود.

نکته در مورد جمع آوری نمونه ها،فقط نمونه های زنده باید جمع آوری شوند.

 

فیکس نمودن نمونه ها:

بهترین فیکساتور برای انجام این کار دیویدسون می باشد زیرا دارای اسیداستیک بوده و می تواند کلسیم را از پوسته خارجی میگو جدا نموده و به عمل برش دادن بافتها کمک کند.

لارو و پست لارو ها را می توان مستقیماً در محلول فیکس کننده به مدت 12 تا 24 ساعت نگهداری نمود و سپس آنها را به الکل 50 تا 70% منتقل و در محیط آزمایشگاه نگهداری نمود.

در نمونه های بزرگتر از 2 سانتی متر،ابتدا فیکساتور را در هپاتوپانکراس و سپس در سایر قسمتها که دو طرف بند سوم و بند ششم می باشند تزریق نموده و بعد بوسیله قیچی از عرض بند ششم بدن تا وسط قسمت سر سینه و نهایتاً تا انتهای سر و نزدیک روستروم و پشت با یک قیچی برش داده و درون فیکساتور قرار می دهیم.

حجم فیکساتوری که نمونه ها در آن قرار می گیرند به نسبت 10 برابر حجم میگوها می باشد و به مدت 24 تا 72 ساعت بر اساس اندازه میگوها (میگوهای بزرگتر زمان بیشتری نیاز دارند) در محلول فیکساتور قرار می دهیم و سپس به الکل 70-50% منتقل نموده و در درجه حرارت آزمایشگاه نگهداری می کنیم.

 

مرحله آماده کردن بافتها و برش بافتها:

بعد از فیکس کردن بافتها،میگوها را قبل از اینکه بافتها را برای قالب گیری آماده کنیم،برش می دهیم.

برای اینکه بافتها دچار صدمه یا خراش نشوند از قیچی یا تیغی تیز استفاده می کنیم.

چنانچه بخواهیم اندام مشخصی را برای قالب گیری آماده کنیم باید دقت کنیم که بافتهای آن اندام را از یک طرف برش داده و از انجام برش سه بعدی جلوگیری می کنیم.

اگر میگو ها کوچکتر از 3 سانتی متر باشند، میگوها را می توان به صورت طولی و از قسمت بیرونی به طرف میانی برش داد.

برشهای کوچک را می توان در بلوکهای بوجود آمده انجام داد تا آبشش ظاهر شود.

برشهای بزرگتر جهت مشاهده اندامهای دیگر است.

اگر میگوها بزرگتر از 3 سانتی متر باشند،برشها را باید در جاهای مختلف انجام داد.

 

آماده کردن بافتها(Processing) و آبگیری:

کاشتن بافتها (embedding) در پارافین باعث می شود که برشهای مناسب برای مطالعه بافتها ایجاد شود.

با این وجود پارافین در زمانیکه آب در بافتها باشد،وارد بافت نمی شود.

عمل آبگیری از بافتها به آرامی با گذاشتن آنها در الکل با غلظتهای پایین و سپس رسیدن به غلظت 100% انجام می شود.

نکته: اگر یکباره بافت را در الکل 100% قرار دهیم،باعث تخریب بافتها می شود.

الکل به طور مشخص با پارافین مخلوط می شود،بنابر این بعد از آبگیری بافت را با یک ماده حل کننده الکل مثل زایلین (Xylene) شستشو داده تا الکل از بافتها خارج شده و عمل نفوذ پارافین در بافت به طور کامل انجام شود.

علاوه بر زایلین از سایر مواد از قبیل تولوئن،بنزن، کلروفورم و روغن چوب سدر هم می توان استفاده کرد.

استفاده از دستگاه پروسس کردن اتوماتیکی و پمپ تخلیه مناسبترین روش عمل آوری بافتها می باشد.

 

عملیات آبگیری به شرح ذیل می باشد:

الکل 70% به مدت 1 ساعت(2 بار)

الکل 80% به مدت 1 ساعت(2 بار)

الکل 95% به مدت 1 ساعت(2 بار)

الکل 100% به مدت 1 ساعت(2 بار)

زایلین یا سایر مواد پاک کننده به مدت 1 ساعت(2 بار)

پارافین به مدت 1 ساعت (2 بار)

 

جاگذاری بافتها در پارافین یا تهیه بلوک از بافتها با پارافین(embedding):

پس از اینکه عمل پروسس بافتها و عملیات نفوذ پارافین در بافتها به طور کامل انجام گردید،بافتها را به صورت قالبهایی در می آوریم. برای این منظور بافتها را در یک قالب فلزی قرار داده و با پارافین مایع پر می کنیم. باید اطمینان حاصل کرد که بافت به صورتی در قالب گذاشته شود که باید برش داده شود. قالبها را سپس سرد نموده تا پارافین جامد به همراه بافت ایجاد گردد.

اگر عملیات فیکس کردن،آبگیری،نفوذ پارافین در بافت و قالب گیری به طور کامل انجام گیرد،عملیات برش بافتها و رنگ آمیزی به خوبی انجام میگیرد.بلوکهای پارافینی ایجاد شده باید در یک جای سرد نگهداری شده و سطحی که بنا است برش داده شود باید از خراش با اجسام نوک تیز دور نگهداریم.

عملیات برش از این بافتها باید به ضخامت 6-3 میکرون باشد.

 

:(Staining)عملیات رنگ آمیزی

برای کلیه روشهای رنگ آمیزی سلولی،برشهای ایجاد شده از پارافین ابتدا باید از پارافین پاک شده و سپس آبگیری شود.این نکته بسیار حائز اهمیت است که بافتها باید از پارافین پاک شوند تا رنگها جذب بافت گردند.

به منظور جداسازی پارافین از برشهای تهیه شده،مقاطع تهیه شده را بر روی یک حوله کاغذی در یک اون یا کوره با حرارت 40 درجه سانتی گراد به مدت 30 دقیقه قرار می دهیم. در این حالت پارافین آب شده و جذب حوله کاغذی می گردد.مقاطع سپس جهت آبگیری آماده می باشند.

 

Routine staining Hematoxiline & eosinرنگ آمیزی هماتوکلسیلین و ائوزین:

برای رنگ آمیزی هماتوکلسیلین و ائوزین و رنگ آمیزی بافتهای میگو،بهترین روش استفاده از رنگ آمیزی Mayers Bennet modification می باشد که به شرح ذیل است:

زایلین و یا ماده پاک کننده به مدت 5 دقیقه (2 بار)

الکل 100% به مدت 10 بار غوطه ور کردن (dips) (2 بار)

الکل 95% به مدت 10 بار غوطه ور کردن (dips) (2 بار)

الکل 80% به مدت 10 بار غوطه ور کردن (dips) (2 بار)

الکل 50% به مدت 10 بار غوطه ور کردن (dips) (1 بار)

شستن با آب مقطر 6 بار در ظروف جداگانه

هماتوکسیلین 6-4 دقیقه

شستن در آب جاری 6-4 دقیقه

فلوکسین/ ائوزین 2 دقیقه

الکل 95% به مدت 10 بار غوطه ور کردن (dips) (2 بار)

الکل 100% به مدت 10 بار غوطه ور کردن (dips) (2 بار)

زایلین به مدت 10 بار غوطه ور کردن (4 بار)

پوشش دادن با مواد چسبنده و گذاشتن لامل

 

مشاهده زیر میکروسکوپ

عمل مشاهده با میکروسکوپ بهتر است بعد از 24 ساعت انجام گیرد تا لامل کاملاً روی اسلاید چسبیده و مواد چسبنده خشک شود.

 

در این رنگ آمیزی نتایج زیر بدست می آید:

هسته ها: آبی رنگ یا آبی تا سیاه

سیتوپلاسم: صورتی تا حباب مانند

کوتیکول: صورتی

فیبرهای عضلانی: صورتی تیره

 

رنگ بازی هماتوکسیلین مواد و اندامهای بازوفیلی را به صورت آبی تا بنفش نشان می دهد این مشخص میکند که مواد رنگ شده اسیدی بوده است شبیه RNA،DNA رنگ اسیدی ائوزین مواد و اندامهای ائوزینی را به صورت قرمز نشان می دهد. این مشخص میکند که مواد رنگ شده ائوزینی به صورت بازی بوده اند.تکنیکهای تشخیص شبیه روش PCR بسیار حساس و اختصاصی بوده و سرعت آنها بسیار سریعتر از روش هیستوپاتولوژی می باشد.

 

منابع:

Center for tropical and subtropical aquaculture. The oceanic institue. CTSA publication No.121. may 1996. shrimp disease

Jean-Robert Bonami,Kenneth w.Hasson, jocelyne Mari, Bonnie T. poulos and Donald Lightner. Taura syndrome of marine penaeide shrimp : characterization of the viral agent

Donald V. lightner. The penaeid shrimp viral pandemics due to IHHNV, WSSV, TSV and YHV: History in the Americas and Current status. Department of veterinaryScience and Microbiology, university of Arizona, Tucson, AZ85721 USA

Instruction Manual. IQ2000™ WIT Multi Vir System. Diagnostic

System for Marine Shrimp Viral Disease, WSSV/IHHNV/TSV

د. فگان و د. الدی روشهای تشخیص بیماریهای میگو. ترجمه : دکترمحمد افشارنسب

دونالد وی . لایتنر، راهنمای بیماری شناسی و روشهای تشخیصی بیماریهای میگوهای پناییده . ترجمه : دکتربابا مخیربا همکاری مهندس زهره مخیر

دکتر محمد افشارنسب . دوره آموزشی ، آبادان ، تابستان 1386

منبع: وبلاگ مقالات شیلات

 

 

 

 

 

 

معرفی "سندرم لکه سفید" در میگو White Spot Syndrome

اسامی عمومی و مشخصات میکرو ارگانیسم مولد بیماری:

 ویروس سندرم لکه سفید(WSSV مخفف White spot syndrome virus) یا کمپلکس باکولوویروس سندرم لکه سفید(WSBV مخفف White spot syndrome baculovirus complex)،ویروسی با DNA بزرگ است که به جنس جدید ویسپوویروس(whispovirus) و تیره Nimaviridae تعلق دارد. بیماری در کشورهای مختلف به نامهای متفاوت شناسائی گردیده است، برای مثال در تایلند بنام SEMBV (Systemic  ectodermal Mesodermal Baculovirus ) و در ژاپن بنام( RV-PJ ( Rod- shaped unclearvirus of penaeus japonicus نامیده می شود ،‌ولی همگان معتقدند که عامل ایجاد کننده ویروسی مشابه می باشد.این ویروس فقط رده سخت پوستان(Crustaceous) را درگیر می کند.

 

- خصوصیات ویروس:

ویروسی است عریض شده ، بزرگ ،‌پوشش دار،‌میله ای شکل و تا حدودی بفرم بیضی ودارای DNA  بصورت دو رشته بهم تنیده می باشد . و امروزه معتقدند که ویروس عامل بیماری هیچگونه ارتباطی با  کلوویروس ندارد. و مقرر گردید درخانواده جدیدی بنام نیما ویریده یا ویسپوویریده قرارداده . عرض ویروس 9+‌ 121 نانومتر و طول آن 26+276 نانومتر بوده ودارای تعدادی فیلامان ضمیمه ای که غالبا”‌در قسمت نزدیک به انتهائی است دیده می شود.

 

 - طیف میزبان:

 تمام سخت پوستان متعلق به راسته ده پایان(Decapoda)شامل میگوها،لابستر،و خرچنگ به این ویروس حساسند؛اما بیماری لکه سفید اساسا میگوهای پرورشی(خانواده penaeidae)را درگیر می کند.

 

- علائم بیماری و اثر بر روی میزبان :

حیوانات مبتلا ممکن است تنها یک یا چند نشانه از نشانه های زیر را بروز دهند اما همچنان بیماری می تواند بدون هیچ علامتی وجود داشته باشد:

 -  میگوها بی حال و سست می شوند.

 - توقف یا کاهش شدید مصرف غذا توسط جانوران دیده می شود.

 - ظرف چند روز،میگوهای در حال مرگ در لبه های استخرهای پرورش و نزدیکی سطح آب دیده می شوند.

- میگوهای مبتلا به عفونت حاد نرخ تلفات بالا همراه با مرگ و میر توده ای(تا صد در صد در طی 3 تا 10 روز بعد از شروع علائم کلینیکی)دارند. میگوهای آلوده تمایل دارند که در کناره های استخر بایستند و به آهستگی در سطح آب شنا کنند و در نهایت در کف استخر ته نشین می شوند

  - علائم کلینیکی بیماری در جانوران مبتلا :

- لکه های سفید ابتداء ‌در قسمت کاراپاس میگو و بندهای 5 تا 6

بدن ظاهر شده ودر مرحله پیشرفت کل بدن را لکه های سفید با ضخامت 5/ تا چند میلمتر می پوشاند . پوست میگو یا Cuticule براحتی از لایه ای در میس جدا می شود

 -  پوسته شل و سست می شود.

 -  رسوبات سفیدرنگ نمک های کلسیمی در اپیدرم کوتیکول پدیدار شده که این رسوبات در سطح داخلی کوتیکول پشتی مشهودترند.قطر این لکه ها بین 2- 0.5 میلیمتر است و علت نامگذاری بیماری نیز در واقع بروز همین لکه های سفیدرنگ می باشد.

 - سطح بدن و اندام های جانبی تیره تر می شود و به علت گستردگی سلول های کوتیکولی حاوی رنگدانه، رنگ بدن میگوهای رو به مرگ به صورتی یا قهوه ای-قرمز متمایل می شود.

-  سطح بدن سنگین شده و دستگاه تنفسی با انگل های خارجی مسدود می شود.

-در بعضی مواقع لکه های سفید با تغییر رنگ به قرمز همراه است . و باید توجه داشت که تغییر رنگ به قرمز بواسطه همراه شدن باکتریهای خانواده ویبریو با این عفونت است .

- با نمایان شدن علائم کلینیکی بعد از 2 تا 7 روز مرگ و میر بسیار شدید بین 70 تا 100درصد در مزارع پرورشی اتفاق می افتد

- هپاتوپانکراس بصورت زرد مایل به سفید ،‌بزرگ و شکننده تغییر شکل پیدا میکند . همولنف میگو رقیق و انعقاد آن یا به کندی صورت می گیرد و یا اصلا”‌صورت نمی گیرد

 

- نشانی های هیستولوژیک :

در بررسیهای بافت شناسی تورم هسته و وجود گنجیدگیهای بازوفیلیک و ائوزینوفیلیک در سلولهای آزمایشگاهی جهت تشخیص : با استفاده از PCR(Polymerase Chain Reaction) و TEM(Transmission Electron Microscopy ) می توان بیماری را تشخیص داد.

 

- ضایعات:

 ضایعات بوجود آمده روی پوسته می توانند بصورت لکه های ریز تا صفحاتی باشند که چندین میلیمتر قطر دارند.این صفحات نیز می توانند با یکدیگر ادغام شده و صفحات بزرگتری را تشکیل دهند.این ضایعات زمانی بهتر مشاهده می شوند که کوتیکول قسمت cephalothorax  برداشته شده،بافت های ضمیمه ای جدا شوند و کوتیکول را بالا گرفته و در مسیر نور مشاهده نماییم.اما با این حال پدیدار شدن لکه های سفیدرنگ روی کوتیکول، راهنمای دقیقی برای پی بردن به بیماری لکه سفید نیست.

 

- تشخیص تفریقی :

 در غیاب ویروس WSSV،قلیائیت بالا نیز گاهی اوقات ممکن است سبب تشکیل رسوبات کلسیمی در کوتیکول شود.کیفیت پایین آب استخر(غلظت زیاد آمونیاک،اکسیژن پایین،PH بالا یا پایین)نیز ممکن است علائمی شبیه بیماری لکه سفید ایجاد نماید.

 

- انتقال بیماری:

 -  منبع اصلی عفونت در استخرهای پرورش،تخم های حامل ویروس هستند که بصورت عمودی ویروس را از مولد مادر دریافت کرده اند.

 - انتقال افقی نیز در این بیماری وجود دارد.آب مهمترین حامل غیر زنده ویروس است.

 - انتقال این بیماری از طریق میگوهای آلوده موجود در آب و یا از طریق کانی بالیسم میگوهای مرده یا ضعیف انجام می گیرد.

 - بسیاری از سخت پوستان دیگر(حدود 40 گونه)مانند خرچنگ ها،کریل،لابستر و...حاملین این ویروس هستند درصورتیکه ممکن است خود مبتلا نباشند.

 - پرندگان می توانند از طریق رها کردن میگوهای صید شده در استخرهای مجاور،بیماری را از استخری به استخر دیگر انتقال دهند.

گسترش این بیماری از طریق حرکت لاروهای آلوده یا مولدین اتفاق می افتد . انتقال بیماری بین مزارع و استخرهای پرورشی می تواند از طریق آب خروجی استخرهای آلوده ، تجهیزات آلوده مورد استفاده در هچری یا مزراع پرورشی .

 

- اقدامات مدیریتی در پیشگیری از بروز بیماری:

- ضد عفونی کردن آب خروجی هچری : کلیه هچرتها باید استخر ضد عفونی داشته باشند و آب خروجی را قبلاً خارج کردن ضد عفونی کنند . خارج کردن آب بدون ضد عفونی از هچری ممکن است دارای ویروس باشد . و این عوامل می تواند اثر مخرب بر روی هچریهای دیگر داشنه باشد . این موضوع می تواند باعث آسیب مجدد به همان هچری شده وبیماری دوباره به هچری برگردد . درهچریها باید تغییرات درجه حرارات به حداقل کاهش یافته و مواد آلی را به حداقل رسانیده ،‌غذای اضافی و میگوهای مرده نیز بطور منظم از استخرها خارج شوند . پارامترهای کیفیت آب بطور منظم ثبت شده ودر حد مطلوب باشند.

- ضد عفونی کردن آب خروجی استخرهای پرورشی :‌آب خروجی استخرهای پرورشی باید قبل از خارج شدن و به دریا ریختن ضد عفونی شوند. ضد عفونی آب خروجی از نکات بسیار ضروری در سیستم های پرورش میگو می باشد . که شامل چند مرحله است از قبیل :‌رسوب گیری ،‌اکسیژن زدائی ،‌فیلتراسیون شنی و بیولوژیکی می باشد که باعث کاهش مواد آلی و میکرو ارگانیسم های پاتوژن در آب خروجی می شود . اگر دراستخری بیماری لکه سفید بصورت شدید شایع باشد ،‌با استفاده از   PPM .4 هیپوکلرایت کلسیم یا  1PPM ماده dipterex باید همه میگوها را ازبین برد و آب را هم ضد عفونی کرد . آب و میگوهای مرده باید بعد از 7 روز از استخر خارج شوند . بعد از خارج کردن آب باید 100PPM آهک مجددا”‌در استخرها مورد استفاده قرا گرفته تا باقیمانده ترکیبات میگوها یا ویروسها را درکف استخر از بین برده واین اولین مرحله در آماده سازی استخرها می باشد.

- استفاده از سیستم بسته :‌مفهوم آن این است که آب باید ضد عفونی شده تا ویروسها و سایر ارگانیسم هائی که میتواند ناقل ویروس باشند . قبل از استفاده آب در مزارع پرورشی از بین ببریم . دراین سیستم پیشنهاد می شود که بطور جدی از استفاده مستقیم آب دریا جلوگیری شده و به این طریق امکان آلودگی ویروسی به حداقل کاهش یابد . درمکانهائی که بیماری لکه سفید گسترش یافته است . به هیچ عنوان نباید از سیستم پرورشی باز استفاده کرد . آب باید با  30 PPM کلسیم هیپوکلرایت ضد عفونی شده وبمدت 3 تا 4 روز در معرض نور خورشید قرارداده و سپس مورد استفاده قرار گیرد.

 

- آماده کردن کامل مزارع : ‌بعداز برداشت محصو.ل ،‌ رسوبات مانده درکف استخر شامل :‌مقدار زیادی مواد آلی ‌مواد سمی ،‌باکتریها ،‌انگلها و اجزاء ‌ویروس بالاخص ناقلین ویروس لکه سفید می باشند . بسیار خطرناک بوده و می باید از استخر خارج نمود. اگر این مواد خطرناک از استخر خارج نشوند ،‌میگوها به آسانی می توانند در دوره بعدی پرورش آسیب ببینند . بعنوان مثال خارج کردن رسوبات از استخر بوسیله فشار آب قوی بدون ضدعفونی کردن باعث گسترش سریع عوامل بیماریزا می شود . برای این منظور باید بعد از برداشت محصول از استخر میزان 100PPM آهک را درکف استخر پاشیده و کف استخر را درمقابل نور خورشید قرارداده تا کاملا”‌خشک شود وسپس رسوبات سطحی را که خشک گردیده خارج نموده ویا رسوبات کف را شخم زده ودوباره با آهک مخلوط نمائیم ،‌و با این عمل ناقلین ویروس لکه سفید مثل خرچنگ ها یا ماهیها را که با سوراخ کردن در زمین مخفی شده اند ،‌از بین ببریم .

- همکاری پرورش دهندگان جهت مشارکت در کنترل بیماری بسیار ضروری می باشد.

- انتخاب مولدین بدون ویروس : ‌انتقال بیماری می تواند از طریق مولدین به نوزادان از طریق تخم های آلوده اتفاق بیفتد بنابراین انتخاب مولدین از طریق تست های حساس مانند PCR بسیار ضروری است . اگر مولدین قبل از غربال کردن و انتخاب تخم ریزی نمایند ،‌باید تخم ها و پست لاروها را با تست PCR غربال کرد.

- جلوگیری از واردات مولدین ولاروها ،‌بیماری ممکن است از طریق واردکردن مولدین و پست لاروها به مزارع

و هچریها اتفاق افتد . یک بی ملاحظی مقدماتی می تواند باعث انتقال بیماری به صنعت شود . معرفی و انتقال جانوران و آبزیان از طریق کشورهای همسایه ،‌هرچند که در شرایط قرنطینه و بهداشتی انجام شود ،‌نمی تواند صددرصد قابل اعتماد باشد . همچنین انتقال میگو بین مناطق مختلف کشور نیز باید به حداقل ممکن کاهش یابد تا از گسترش بیماری جلوگیری کند .

- در زمان انتقال میگو باید از آبی استفاده شود که میگو در آن صید شده است . زیرا ممکن است آب محل های دیگر آلوده به این ویروس باشند . آب موجود در تانکها جهت نگهداری مولدین نیز باید ضدعفونی شود تا مطمئن گردید که آب فاقد ویروس است .

-  نگهداری مولدین مناطق مختلف در تانکهای جداگانه: ‌به منظور جلوگیری از آلودگی بین میگوهای منابع مختلف ، باید میگوها را جداگانه نگهداری نمود. تخم های خارج شده از مولدین مختلف نیز همچنین باید جداگانه نگهداری و تولید نمود.

- خارج کردن ناقلین ویروس وانجام اقدامات ضد عفونی : ‌موجودات آبزی شامل خرچنگ ها ،‌کوپه پودا ،‌میگوهای وحشی و سایر سخت پوستان از ناقلین ویروس لکه سفید می باشند .

- جلوگیری از استفادهTrash  fish مثل خرچنگ ها ،‌ میگو ، صدفها می توانند یا حامل ویروس باشند ،‌یا بوسیله این ویروس آلوده باشند. بنابر این تغذیه میگوهای مولد با آنها می تواند خطرناک باشد . وباید قبل از استفاده بخار داده و بجوشانیم ،‌وبعداً مورد استفاده قرار دهیم.

- کنترل میگوهای سالم با استفاده از آزمایش PCR : در طی دوره پرورش لازم است که وضعیت بیماریها بطور مرتب کنترل شود . نمونه هائی باید از مزرعه هر دوهفته یکبار جمع آوری شده و به یک آزمایشگاه دارای امکانات PCR ارسال گردد.

- استفاده از پروبایوتیکها Probioticsوآب با کیفیت مطلوب: استفاده از پروبایوتیکها می تواند مفید باشد ،‌زیرا افزایش تعداد باکتریهای سودمند در استخر درمیان سایر باکتریهای موجود می تواند موجب مهار یا کاهش سایر میکروارگانیسم های پاتوژن باشد. باید توجه داشت که این مسئله نمی تواند اثرات جادوئی داشته وبرای همه بیماریها استفاده شود. همچنین فاکتورهای کیفی آب مانند DO,  PH شوری ، الکانیتی،‌آمونیوم و کدورت باید در حد مطلوب نگهداری شوند.

- متعادل کردن تراکم استخرها: کم کردن تراکم لاروها در استخرها باعث کاهش استرس گردیده از این طریق مقاومت میگوها در برابر بیماریها افزایش می یابد . تراکم ایده آل برای استخرهای پرورشی 30-25 پست لارو در هر متر مربع است .

- استفاده از داروهای شیمیائی جهت جلوگیری از انتقال بیماری : استفاده از بعضی از تولیدات تجارتی نظیر Happy Larvae(50g/m) می تواند جهت مرحله مایسیس به بعد مورد استفاده قرار گیرد . این عمل نتایج رضایت بخشی را نشان داده و باعث به حداقل رساندن انتقال بیماری بین لاروها می شود.

- در مقالات جدید بهترین ماده ضد عفونی کننده را فرمالین معرفی میکنند که با دز V. PPM از انتقال ویروس در آب جلوگیری میکند ،‌واین مقدار به میگوها نیز آسیبی نمی رساند . البته بر روی شکوفائی پلانکتونی تاثیر گذاشته و میزان DO آب راکاهش می دهد.

 -  جلوگیری از مبادله تجهیزات و وسایل مابین استخرها

 - منع استفاده از غذاهای تازه

 - حذف منظم و معدوم سازی میگوهای بی حال یا مرده بمحض مشاهده.

 در زمان شیوع بیماری نیز:

 - قرنطینه استخرهای آلوده همراه با کنترل عبور و مرور انسانی

 -  معدوم سازی تمام میگوهای مبتلا و در معرض بیماری(از طریق سوزاندن یا دفن کردن)

 -  تمیز کردن و ضدعفونی استخرهای آلوده

 

-  نکاتی چند در خصوص سندرم لکه سفید:

 - تاکنون مرگ و میر زیادی از بابت این سندرم در بسیاری از کشورها گزارش شده است.

 -گزارش ها حاکی از آنست که تولید مزارع پرورش میگو به مدت دو سال تا 40 درصد افت کرده است و بعد از آن در طولانی مدت تنها تا 70 درصد بهبود یافته است.

 - مقاومت به ویروس این بیماری در هیچیک از گونه های سخت پوست ذکر شده گزارش نشده است.

 - عفونت ممکن است سطح پایینی داشته باشد و در سخت پوستان سالم حالت مزمن داشته باشد یا اینکه شکل حاد به خود بگیرد و منجر به تلفات گردد.

 - تکثیر ویروس این بیماری با استرس های محیطی تحریک می شود.

-  ویروس لکه سفید می تواند در آب دریا برای 7-4 روز قدرت خود را حفظ کرده و باقی بماند.

-  واکسیناسیون:

تغذیه پست لاروها از ترکیبات ویروسهای کشته شده بیماری Yellow head و لکه سفید آزمایش گردیده و موفقیت هائی هم داشته است  ولی تا به حال گزارش جامعی ارائه نگردیده است.

 

- درمان :

درمان موفقی تاکنون برای غلبه بر بیماری لکه سفید گزارش نگردیده است . بنابراین باید تلاش شود تا آنجا که امکان پذیر است ، تلفات این بیماری را به حداقل کاهش دهیم . جدیداً افزودن عصاره گیاهان داروئی ،‌ویتامین ها مشوق های ایمنی زا به غذا واصلاح باکتریائی باعث موفقیت هائی در مزارع شده است .

 

شیوع ویروس سندرم لکه سفید در حوضچه ها ی پرورش میگو و مناطق اطراف آن

خلاصه:

ویروس سندرم لکه سفید مهمترین و جدی ترین عامل بیماری در میگو  در میان ابزیان است . با استفاده ا ز تکنیک PCR مبنی بر روش تشخیصی  که در پی ان  این پرسش مطرح است که ایا  با شیوع   ویروس سندرم   میتواند  در مناطق اطراف  آن  نیزادامه پیدا کند  . از دو  برکه پرورش  میگو و حوضچه های اطراف آن نمونه هایی  گرفته شد. در منطقه ساحلی در شمال ویتنام ایالت   Quang Ninh جایی که پرورش میگوا نجام  میگرفت در دو تا لاب  و در ماه اوریل سال 2001 بخاطر ویروس سندرم لکه سفید   کشته شده اند و  درپی آن تالابها متروک شدند. در مجموع 480  نمونه اب دریا( 30 نمونه در جولای و دسامبر در سال 2001 و 2002 از نظر ویروس سندرم لکه سفید  و تعیین ژن و کروموزوم های موجود در آنها مورد مطالعه قرار گرفتند. اگرچه تعیین میزان کروموزوم های سلول های جنسی این بیماری رفته رفته کاهش پیدا میکند در محیطهای  دریا هم  بیماری میگوهای تالاب  و هم در حوضچه های اطراف , ویروس سندرم لکه سفید با بیش از 10%  این بیماری       در کانالهای  پایین تر در ماه  سپتامبر 2002  یعنی در حدود 20 ماه پس از شیوع  این بیماری  شناسایی شد

 

 مقدمه

ویروس سندرم لکه سفید  شامل دو رشته بزرگ از DNA است   , ویروس  سندرم     لکه سفید  مهمترین و جدی ترین بیماری در میان  میگوها در ابزیان است( چن و همکارانش در سال 1997 و چو و همکارانش در سال 1995 و لو و همکارانش در سال 1996). واگیری ویروس سندرم لکه سفید بسیار بالاست  که باعث نابودی کامل میشود بطوریکه شیوع بیماری  در کشورهای  اسیا وا مریکا  3 تا 7 روز پس از عفونت است.( مامویاما و همکارانش در سال 1994, هائو و همکارانش در سال 1999). محیط دریایی نیز تهدید ی برای ویروس سندرم لکه سفید  میزبان برای خرچنگها ی دریایی   و میگو و ماهی ها است(لو و همکارانش         در سال 1996 و فلگل  در سال 1997 و وانگ و همکارانش در سال 1998 و چن و همکارانش در سال 2000  و مائدا و همکارانش در سال 2000 و حامد و همکارانش در سال 2003). انتقال ویروس سندرم سفید  بطور عمودی رخ میدهد در ابزی پروری از لاروهای  الوده یا بصورت افقی از طریق اب یا حیوانات آلوده میتواند  توسط میگوهای ادم خوار رو به مرگ( اوما و همکارانش در سال 2005 , چانگ و همکارانش در سال 1996). مطالعات تجربی ارائه شده  اولین نقش  جانوران ریز شناور در سطح دریا مانند کرم پلی چاییت( وی جایان و همکارانش  در سال 2005 ) رتیفرها و تخمگذاران( یان و همکارانش  در سال 2004) تا جاییکه ممکن است مسیر و  مخزن آب برای ازمایش ویروس  سندرم لکه سفید در حوضچه میگو  حوضچه های اطراف آن است .  استراحت در تخم رتیفرها از راه آزمایش  زمستان را در مخزن استراحت میکنند. میگو   در حوضچه ها و در یا های اطراف  است. استراحت رتیفر در تخم بطور تجربی ثابت کرده بود که مخزن  برای ویروس سندرم لکه سفید  در زمستان ذر محیط دریا سپری میشود( یان و همکارانش در سال 2004).      در حال حاضر مطالعه ما پیرامون ویروس سندرم لکه سفید در  نظارت برمحیط دریا این سوال است که ایا این ویروس  بر حوضچه ها و   مناطق اطراف آن پس از شیوع بیماری ادامه دارد

 

مواد و روش

نمونه برداری آب دریا

نمونه گیری از سطح اب دریا یکی از حوضچه هایی که در ان میگوهای بیمار وجوددارد  و دیگری کاالهایی اطراف آن است که از انها جمع اوری میشود در دو نوبت یکی در اول ژوئیه ( تابستان)  و دیگری در دسامبر( زمستان)      در سالهای 2001 و 2002 توسط  نمونه برداری های جداگانه سترون میشوند. همه موارد قابل مشاهده بر روی آب شناور میشوند توسط جمع کنندها جداسازی شده و ضدعفونی میشود. میکرب میگو در این دو حوضچه از نظر ویروس سندرم لکه سفید در آوریل 2001 بررسی شد  که همه مردند  با توجه به  بافتها بر اساس آزمون PCR مورد بررسی قرار گرفت و تایید شد و پس از آن از برکه رها شدند. برکه هایی که پرورش  میگو انجام میشود  در نزدیکی ساحل دریا  واقع شده  اند اما هیچ ارتباط مستقیمی با دریا ندارد. هر نمونه اب حداقل یک متر  جدا از سطح اب  کانالها/ تالاب ها بوده است. دو محل نمونه گیری شده باید در حدود 20 کیلومتر از هم فاصله داشته باشند که در منطقه ساحلی ایالت Quang Ninh در ویتنام شمالی  است آب جداشده برای نمونه در بطری های پلاستیکی استریل ریخته شده  و محکم بسته میشود و سپس برای  تچریه و تحلیل به مدت دو ساعت به ازمایشگاه برده میشود

 

استخراج DNA

  ما از آب تمیز برای تجزیه و تحلیل مولکول DNA در آزمایشگاه زیستی ( ازمایشگاه شرکت سولانا  در ساحل کالیفرنیا) برای تجزیه و تحلیل  DNA در هر نمونه که توسط محصول سازنده ارائه مییشود. بطور خلاصه 30 میلی لیتر اب دریا در هر نمونه  از طریق  تجزیه و تحلیل  غشاء  سپس تجزیه و تحلیل میکرو ارگانیسم های موجود و در نهایت  کل مقدار DNA رها شده و میزان ته نشینی 70% اتونل میشود. DNA خشک شده با میانگیر تلوریوم  غلظت 25 نانو گرم در هر میلی لیتر محلول بوده است

 

شناسایی ژنوم ویروس سندرم لکه سفید

ژنوم ویروس سندرم لکه سفید در هر یک از 480 نمونه اب توسط روش PCR  تکنیکی که بوسیله کیتپتومچی و همکارانش پیشنهاد  شده است مورد بررسی قرار میگیرد( در سال 2001)

ما این روش را بدلیل حساس  و قدرتنمد بودن  برای شناسایی  ویروس سندرم لکه سفید انتخاب کردیم و میتواند  در نونه به اندازه  5 فموتوگرام  ویروس سندرم لکه سفید DNA را کشف کند (20 ذرات ویروسی) (کیاتپتومچای و همکارانش در سال 2001-سانچز- مارتینز و همکارانش در سال 2007). همانگونه که کیاتپومچای و همکارانش در سال 2001 توصیف کردند تمام شرایط در PCR یکسان بودند. تقویت  ژن  با استفاده از سیستم PCR , 2400 و 9700 است( کاربرد بیو سیستم شهر فوستر) و سپس نگهداری در 4 درجه سانتیگراد. محصولات PCR  توسط الکل اتلیک تصفیه  و الکترو فورز در ژل آگارز 0.8% برای  غلظت DNA تقویت میشود. خالص سازی 250 پتا بایت در ابعاد الکترو فورز از محصول PCR علامتی برای وجود بیماری  ویروس سندرم لکه سفید در  نمونه است. کیاتپاتومچای و همکارانش 3  باند در اندازه های 250, 1.100.256 را گزارش کردند که بستگی به شدت عفونت دارد با اینحال ما در آزمایشها مشاهده میکنیم 250باند را که  در تمام نمونه  ها مشاهده شده است. بنابراین  بعنوان نمونه اگر ویروس سندرم لکه سفید مثبت  باشد  تعداد ژنومهای انتخاب شده  محصولات PCR مثبت و بطور مستقیم  تعیین توالی تایید میشود. واکنش های ترتیب گذاری بطور مستقیم بر روی واکنش PCR  با استفاده نابود گر ترتیب  چرخه ترتیب گذاری در کوادریوم ثانیه  آماده واکنش  کیت( کاربرد نظام زیستی). الگوی DNA(50 نانوگرام) در مورد  واکنش توالی متشکل ازپیش گرمایش برای 2 دقیقه در  96 درجه سانتیگراد و 25  دوره از تقلیب در 90 درجه سانتیگراد برای 30 ثانیه و تنش زدایی آهسته  در 50 درجه سانتیگراد برای 30 ثانیه و امتداد در 60   درجه سانتیگراد برای 4 دقیقه است. محصولات برچسب دار توسط  الکل اتیلیتیک تصفیه شده اند و بعدا یک رابطه کاربردی منشوری با   ABI PRISM توسط 310  تحلیلگر ژنتیکی بوجود آمد( کاربرد  نظام زیستی)

 

نتیجه و بحث

DNA بطور کلی از 480 نمونه جمع اوری شده از اب دریا که بطور تصادفی انتخاب شده در 4 نوبت  تابستان و زمستان سال 2001 و 2002 در 2 حوضچه و 2 کانال استخراج شد( 30 درصد این نمونه ها در کانال یا تالاب بود) در هر نمونه از DNA   سپس بطور جداگانه ویروس سندرم  لکه سفید  در ژنها تشخیص داده میشود. بررسی تشخیص ژنوم ویروس سندرم لکه سفید در هریک از حوضچه ها و کانالها در شکل 1 نشان داده شده است. در ژوئیه 2001   درست سه ماه پس از شیوع بیماری ویروس سندرم لکه سفید حداقل 90% از آب جمع اوری شده در برکه ها  در کانال اول و دوم بترتیب 36.67 و 46.67 تشخیص داده شدند. همه میگوهای پرورش یافته در 2 تالاب در اپریل 2001 مرده بودند برخی از حوضچه ها بوسیله  دست برداشته شدند  و بسیاری باقی ماندند در ت الاب ها و بتدریج تجزیه شدند . ویروس سندرم لکه سفید  ممکن است در تجزیه میگوی مرده و  موجودارت ریز در سطح دریا و انتقال ان به محیط های اطراف از طریق حرکت آب, فعالیت های انسانها و ادم خواری میگوی مرده( سانچز و همکارانش در سال 2007).  احتمال نسبت 7% و 10% از نمونه های اب در حوضچه های اول و دوم بترتیب دارای ویروس سندرم لکه سفید  منفی بودند  و به   دلیل توزیغ غیر تصادفی از جانوران ریز  الوده  در سطح آب حوضچه  بودند. عمدتا در دسامبر 2001 میزان قابل توجهی از 2 حوضچه و کانال بیش از 45% و 15% از نمونه های اب  آنها کاهش یافت و هنوز هم  در انها ویروس سندرم لکه سفید  مثبت بود. کاهش جمع اوری موجودات زنده در دریا در فصل زمستان  میزان تشخیص  ویروس را کاشه میدهد    و با اینحال ممکن است ویروس باقی مانده شود  و در مرحله ایکه  موجودات ریز روی سطح دریا در خواب هستند شبیه استراحت در تخم  هستند یا لاروها درون رسوبات اب  هستند. بویژه ژنوم ویروس هنوز در تابستان و زمستان سال بعد یعنی  2002 در همان حوضچه     و کانال یافت شد. در ژوئیه کاهش میزان در دو  حوضچه و  دو  کانال  نه در یک کانال  وجودداشت. در دسامبر میزان شیوع ویروس سندرم لکه سفید  بمیزان قابل توجهی کاهش یافته بود اما این ویروس هنوز در اب دریا وجودداشت مخصوصا در دو حوضچه به میزان بیشتر از 10% وجودداشت. این ویروس در زمستان 2002 در ابعاد کوچک در نمونه اب دو کانال شناسایی شد. گزارشات در طول دوره مطالعه در مناطقی که شیوع بیماری رواج دارد هیچگونه تبادلی  مستقیمی در دو حوضچه و کانال  وجود نداشت یا منابع دیگر انسان و حیوان بندرت در حوضچه  و کانال  و جودداشت  و تقریبا همانگونه راکد رها شده بودند.

بطور خلاصه اگرچه  میزان ژنوم ویروس سندورم لکه سفید بطور قابل توجهی  در طول زمان کاهش یافته بود این ویروس در  محیط دریا حداقل یک سال پس از شیوع ادامه داشت. ما بطور مستقیم  تعیین تو الی 20 نوع از محصولات PCR که دارای ویروس سندرم لکه سفید شامل سه نمونه که از کانالهای 1 و 2  در دسامبر 2002 جمع اوری شده بودند در انها تنها یکی یا دو  نمونه PCR مثبت کشف شده است. تمام این محصولاتPCR به 250  قسمت تقسیم شند که DNA ژنومم ویروس سندرم لکه سفید توسط  کیاتپاتومچای گزارش شده بود ( 2001).

آن بایستی اذعان کرد که ویروس سندورم لکه سفید  تا محدوده بسیاری میزبان خرچنگ و پرتارها  را که در محیط ابزی قرارا دارند  به این معنا نیست که  در اب دریا جان سالم به در میبرند حتی زمانی که هیچ میگویی در اطراف وجود ندارد  ادامه دارد. در نتیجه گیری پژوهش مشخص است که ژنوم ویروس  یطور بالقوه در محیط زیست تداوم دارد  برای مدت طولانی بعنوان حداقل یکسال پس از شیوع ویروس سندرم لکه سفید در حوضچه هایی که میگو پرورش میدهند.

 

References

http://www.spaquaculture.com-1

http://www.foodmarketexchange.com-2

 http://www.pac.dfo-mpo.gc.ca-3

 http://www.disease-watch.com-4

5-Kiatpathomchai  . Wansika etal 2001.Diseases of A  Quatic Organisms. Vol47.235-236

  6-S.Dawne Hard .1998.White spote Syndrome Baculovirus Complex(WSBV)

7-Anirban Chakraborty etal.2002.Current Science VOL.82NO11.

- منابع فارسی:

1- دکتر محسن ماجدی : کنترل کیفی آبزیان وفرآورده های تبدیلی آن .

2- دکتر احمد مجیدی نسب : بیماریهای میگوهای پرورشی.

3- فرزاد مجدی نسب: مدیریت بهداشت در استخرهای پرورش میگو